کد خبر: 50032تاریخ انتشار : ۳:۴۸:۲۱ - یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۸

مهدی نورمحمدزاده- روزنامه نگار

آموزش، لازم نیست اعدامش کنید!

سیل نوروزی امسال در کنار همه رنج‌ها و مصائبش، آینه تمام نمایی است که ضعف و قوت مدیریت بحران در کشور را به خوبی نمایش می‌دهد و فارغ از شعارها و ادعاها، نمره واقعی ما را در مواجهه با بحران‌ های بزرگ تعیین می‌کند.

آموزش، لازم نیست اعدامش کنید!

سیل نوروزی امسال در کنار همه رنج‌ها و مصائبش، آینه تمام نمایی است که ضعف و قوت مدیریت بحران در کشور را به خوبی نمایش می‌دهد و فارغ از شعارها و ادعاها، نمره واقعی ما را در مواجهه با بحران‌ های بزرگ تعیین می‌کند.

درس‌ها و عبرت‌های سیل بسیارند، فضای مجازی هم پر است از نقدها و حرف‌هایی که بعضا خاصیت اصلاح‌گری هم ندارند و صرفا باعث رونق بازار تخریب و تحقیر شده‌اند.

البته شکی نیست که توسعه نامتوازن، تخریب منابع طبیعی، عدم رعایت سخت گیرانه استانداردهای علمی و فنی، ضعف و کمبود امکانات و حتی ضعف مدیریت برخی مسئولین ناکارآمد و ضعیف باعث تشدید مشکلات و عوارض حوادث طبیعی چون سیل و زلزله در کشور ما شده است، اما نباید از دیگر ابعاد ماجرا نیز غافل شد.

 

فقدان آموزش های کاربردی و عملیاتی و عدم آمادگی برای شرایط بحرانی در میان مسئولین و حتی خود مردم، یکی از هشدارهای مهم و مغفول این روزها است. هم آن‌هایی که در چند قدمی سیل می‌ایستند و سلفی می‌گیرند و هم آن‌هایی که علی رغم هشدارهای مکرر حاضر به تخلیه خانه خود نمی‌شوند نیازمند آموزش هستند. متاسفانه ما هنوز فهم درستی از ابعاد خطرناک حوادث طبیعی نداریم و به خیالمان توجه به هشدارها و احترام به قدرت طبیعت، نشانه سوسول بازی است! چرا؟! چون در برنامه‌های آموزشی دوران مدرسه، چیزی از مهربانی با طبیعت و رعایت احوالش نخوانده‌ایم!‌

 

در طرف دیگر، مسئول و امدادگر و مدیر بحران هم نیازمند آموزش و مانور هستند. مدیر بحرانی که راهکارهای خروج سیل از شهر آب گرفته را هنوز نمی‌داند و دنبال سعی و خطا است، مسئولی که ادبیات و روان‌شناسی اطلاع‌رسانی درست و دقیق را بلد نیست و مردم را نگران‌تر می‌کند، رسانه‌ای که به جای ارائه اخبار و کمک به رونق و سرعت امداد، مشتاق تسویه حساب سیاسی است، امدادگری که اولویت‌ها را خوب نمی‌شناسد و دنبال رستوران‌گردی است و حتی نیروی جهادی که متوجه حساسیت‌ها و ظرایف نیست و سینه‌زنی و رجز خوانی‌اش در برابر سیل را رسانه‌ای می‌کند، بیش از مردم عادی نیازمند آموزش هستند. البته که شکی در نیات صادقانه این عزیزان نیست، اشکال کار در فقدان آموزش و عدم درک صحیح شرایط بحران است.

 

نمونه جامع‌تر، طوفان اطلاع‌رسانی و گزارش دهی توسط همه مسئولان لشگری و کشوری است. واقعا داشتن این همه سخنگو و گزارش دهنده از آخرین وضعیت بحران و امداد، چه حسن و ثمری دارد؟! جز اینکه احتمال خطا در ارائه اطلاعات دقیق را افزایش می‌دهد و باعث نگرانی و تشویش بیشتر مردم می‌شود؟!

وجود سخنگوی واحد، مطلع، کاربلد و مسلط به فن بیان، اطمینان و اعتماد جامعه را جلب و بازار تخریب و مچ‌گیری معاندان را هم کساد می‌کند! به یاد بیاورید حادثه تلخ پلاسکو را و سخنگوی آتش نشان کاربلدی که اعتماد و اطمینان به مخاطبان منتظر و غمگین تلویزیون هدیه می‌آورد!‌

حرف بسیار است، بماند برای روزهای بعد. فقط خدا کند در کنار عزل و تنبیه و حتی محاکمه مسئولان ناکارآمد و ناتوان، کمی هم به آموزش و مانورهای واقعی بها بدهیم تا در روزهای سخت و بحران‌های بزرگتر، کلاهمان پس معرکه نماند!

کلمات کلیدی :