کد خبر: 50330تاریخ انتشار : ۲:۰۲:۰۷ - پنج شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۸

احمد حیدری- پژوهشگر دینی

احضار هراس انگیز

انقلاب اسلامی به نام دین و برای «برپایی عدالت علوی در حدّ مقدور» شکل گرفت. مردم خسته از جور حاکمان ستم پیشه و آرزومند و مشتاق عدالت علوی، به ندای امام خمینی (قدّس سرّه) جواب دادند و علیه رژیم ستم‌شاهی قیام کردند تا با ایجاد حکومتی بر اساس اسلام، شاهد مرتبه‌ای نازل از عدالت علوی باشند ولی در این چهار دهه که از عمر نظام گذشته با وجود تلاش بسیاری از مسئولان و قضات متعهد، به مطلوب خود نرسیده‌اند.

احضار هراس انگیز

انقلاب اسلامی به نام دین و برای «برپایی عدالت علوی در حدّ مقدور» شکل گرفت. مردم خسته از جور حاکمان ستم پیشه و آرزومند و مشتاق عدالت علوی، به ندای امام خمینی (قدّس سرّه) جواب دادند و علیه رژیم ستم‌شاهی قیام کردند تا با ایجاد حکومتی بر اساس اسلام، شاهد مرتبه‌ای نازل از عدالت علوی باشند ولی در این چهار دهه که از عمر نظام گذشته با وجود تلاش بسیاری از مسئولان و قضات متعهد، به مطلوب خود نرسیده‌اند.

حجه الاسلام رئیسی که خوشبختانه سابقه طولانی در امر قضا دارد، ششمین سکّاندار این قوه شده و امید است در دوران ریاست ایشان شاهد اصلاحات امید بخش در رویه‌های ناصواب قضایی باشیم. یکی از رویه‌های ناصواب، احضارهای غیر مترقّبه، هراس‌انگیز و خوفناک است که در بسیاری پرونده‌ها بخصوص پرونده‌های امنیتی شاهد آن هستیم و برای این که حکم اسلام را در باره این نوع احضارها بدانیم، حدیثی را به خوانندگان عزیز هدیه می‌کنیم. امید که به سمع رئیس محترم قوه قضا برسد و بدان اقتدا نماید.

  • امام صادق(ع) روایت می‌کند: زمان خلیفه دوم زنی بود که با مردان نشست و برخاست‌های شبهه‌ناک داشت. خلیفه خبردار شد و کسی را فرستاد تا ضمن تهدید، او را به حضور وی بیاورد. زن وقتی با مأمور خلیفه و تهدیدهای وی مواجه شد، به شدت ترسید و حملش را سقط کرد. خلیفه وقتی خبردار شد که احضار تهدید‌آمیز و غیر متعارف، زن را وحشت‌زده کرده و باعث سقط جنینش شده، بسیار ناراحت و سر در گریبان شد. بعضی از اطرافیان به تسلای وی، او را در سقط زن بی‌گناه شمردند به این توجیه که تو در پی تأدیب زن بودی و خیر او را می‌خواستی و …[توجیه‌هایی که اطرافیانِ قدرت و چاپلوسان همیشه در آستین دارند]. حضرت امیر هم که در جلسه شرکت داشت، ساکت نشسته بود. عمر که توجیهات اطرافیان چاپلوس روح و روانش را آرام نکرده بود، به امام رو کرد و گفت: یا ابالحسن نظر شما چیست؟ امام فرمود: حاضران گفتنی‌ها را گفتند و شنیدی! عمر که اکراه امام از جواب را دید، ایشان را قسم داد تا نظرش را بگوید و امام فرمود: این حاضران اگر برای تقرّب به تو این گونه نظر دادند که راستی وانهاده و تو را به گمراهی سوق دادند و اگر واقعاً رأی و نظرشان این است که در فهم حکم حق ناتوان بوده‌اند. حکم واقعه دیه‌ای است که بر عهده عاقله تو زیرا جنایت و قتل، خطایی بوده و دیه در قتل خطا بر عهده عاقله جانی است.

خلیفه گفت: به خدا قسم که ای ابالحسن تو ناصح و خیرخواه من بودی و از اینجا تکان نخواهم خورد تا دیه این قتل را بر عاقله من تقسیم کنی. امام هم دیه را بر عاقله خلیفه تقسیم کرد و با دریافت آن و پرداختنش به اولیای دم، حکم خدا را جاری ساخت. (کافی، ۷/۳۷۴؛ ارشاد مفید، ۱/۲۰۴)

در این واقعه خلیفه مسلمانان شهروند متهمی را با تهدید و ترساندن احضار کرده و این تهدید و ترساندن سبب ترس و سقط جنین متهم شده ولی اطرافیان چاپلوس در صدد آرام کردن خلیفه و اطمینان دادن به او در بی‌گناهی برآمده‌اند امّا امام آنان را تقبیح کرده و شخص خلیفه که صادر کننده دستور بوده، را مقصر شمرده و چون جنایت خطایی و ناخواسته بوده، حکم دیه بر عاقله صادر کرده است.

آیا اگر این رویه‌ها در دستگاه قضایی حاکم گردد، علاوه بر جاذبه ایمانی آن نسبت به عموم شهروندان، باعث ردّ قاطبه اتهامات نقض حقوق بشری نمی‌گردد؟ امید که رویه‌های «علی پسند» در سراسر قوه قضا حاکم شود.

کلمات کلیدی :