کد خبر: 50104تاریخ انتشار : ۱۶:۵۹:۴۸ - دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۸

جواد رحیم‌پور- روزنامه نگار

بحران اعتماد عمومی در امداد رسانی

برخی گمان می‌کنند، بحران اعتماد عمومی نتیجه پروپاگاندای مخالفان نظام است واگر آن‌ها اندکی عرق ملی داشته باشند، با کاهش بی‌اعتمادی عمومی به امدادگران رسمی، حل و فصل پدیده سیلاب کنونی به راحتی امکان‌پذیر است.

بحران اعتماد عمومی در امداد رسانی

برخی گمان می‌کنند، بحران اعتماد عمومی نتیجه پروپاگاندای مخالفان نظام است واگر آن‌ها اندکی عرق ملی داشته باشند، با کاهش بی‌اعتمادی عمومی به امدادگران رسمی، حل و فصل پدیده سیلاب کنونی به راحتی امکان‌پذیر است.

در این میان با گسترش بی‌ اعتمادی عمومی، پیشنهاد هدایت فرایند کمک‌رسانی از طریق هلال احمر را می‌دهند.

اما بی اعتمادی به نهادهای امدادرسان دولتی از زلزله بم پدید آمد. آن زمان البته نهادهای مدنی هم فعال بودند و آزادی عمل و فرصت مشارکت بیشتری داشتند و تا حدودی این بحث کنترل گردید هر چند خاطره آن حذف نشد.

 

در جریان زلزله سرپل ذهاب بار دیگر این بی‌اعتمادی آشکار گردید و پدیده اعلام شماره حساب‌های شخصی و در مواردی چهره‌های فرهنگی و یا سیاسی مطرح شده و بسیاری نیز خود دست بکار شدند و در فرایند امداد رسانی شرکت کردند.

در این شرایط باز هم اخبار نگران کننده‌ای از شرایط امداد رسانی دولتی‌ها منتشر می‌گردید که صرف نظر از صحت و یا رد آن، تردیدها را بیشتر کرد و در مورد یک تماس تلفنی که گفته می‌شد جنبه صوری داشته، هیچگاه پاسخ قانع کننده‌ای به جامعه داده نشد.

هر چند تلاش گردید بعدا محدودیت‌هایی برای امدادرسانی فعالان مدنی فراهم شود ویا حتی سویه اتهام و حیف ومیل کمک‌ها را متوجه آن‌ها سازند اما حاصل کار ایجاد اعتماد به امدادرسانان رسمی نبود.

در وضعیت کنونی که پهنه وسیعی از کشور گرفتار سیلاب غرقابی شده است، باز وضعیت بی‌اعتمادی در فرایند امدادرسانی را مشاهده می‌کنیم.

برخی اقدامات نمایشی نیز بر این بی اعتمادی همچنان می‌افزاید.

بی‌اعتمادی یک فرایند کوتاه مدت نیست، بلکه نتیجه عملکرد نامطلوب بلند مدت است.

طبیعی است نهاد امدادرسان هیچ کشوری برای تخریب حوادث طبیعی در مقیاس وسیع امکانات، ذخیره نمی‌کند اما اکنون آنچه مشاهده می‌شود عدم تناسب این امکانات با حوادث نسبتا کم دامنه است و بدتر از آن کنار زدن جامعه مدنی و تمام کردن مساعدت عمومی به نام نهادهای رسمی است.

وقتی یک سیستم سیاسی از بحران طبیعی می‌خواهد کسب مشروعیت کند باید هم در روند کنترل بحران صلاحیت نشان دهد و هم در مرحله پیشگیری، نقشی در آغاز  این حوادث طبیعی نداشته است.

باالاخره تخریب جنگل‌ها، انحراف گسترده مسیل‌ها و ساخت وسازهای غیرمجاز، ساخت وسازهای ناایمن و… از بخش‌های مختلف همین سیستم کسب مجوز کرده‌اند.

در حال حاضر امکان گریز از این ناکارآمدی توسط سیستم دولتی وجود ندارد.

راه حل بازگشت اعتماد عمومی در مدیریت بحران آنچنان که اصلاح طلبان می‌گویند کانالیزه کردن همه کمک‌ها از طریق سازمان هلال احمر نیست. این سازمان نیروهای خدوم بسیاری دارد اما فاقد هژمونی در نظام بوروکراسی کشور است و نتوانسته از اعتبار خود به اندازه کافی در مقابل سایر نهادها دفاع نماید.

اعتماد عمومی زمانی ترمیم می‌شود که جامعه مدنی و فعالیت‌های امدادی آن به رسمیت شناخته شود.

اگر مسئولان نگران برخی امور هستند، زمینه تشکیل شبکه امداد ملی متشکل از نهادهای مردمی و مستقل را فراهم آورند و صد البته در امور آن دخالت نکنند تا مجددا از کارآیی نیافتد، در این صورت حین و پس از فروکش کردن مرحله اولیه بحران، امکان مشارکت شهروندان تا رفع عوارض جانبی حوادث طبیعی فراهم می‌شود.

اگر این شبکه شکل نگیرد امیدی به ترمیم و غلبه بر بحران بی‌اعتمادی عمومی در فعالیت‌های امدادی نخواهد بود.

کلمات کلیدی :