کد خبر: 7274تاریخ انتشار : ۲:۴۱:۵۸ - یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۶

فاطمه صدری- فعال سیاسی

سواد انتخاباتی اولین گام در توسعه دموکراسی …..

شهروند دارای سواد انتخاباتی منافع شخصی خود را در منافع جامعه و نسل‌های آینده می‌بیند و با درأیت و بینش عمیق‌تری حق‌رای خود را خرج می‌نماید. جامعه‌ای که در آن سواد انتخاباتی رشد کرده باشد، در آن اثری از قوم‌گرایی، فامیل‌گرایی، چهره‌گرایی و ….. وجود نخواهد داشت.

سواد انتخاباتی اولین گام در توسعه دموکراسی …..

با نزدیک شدن به ایام انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا و ریاست‌جمهوری، بازار رقابت نامزدهای انتخاباتی داغ و داغ‌تر می‌شود.

بازاری که در آن می‌توان هم دروغ دید و هم راست هم شایعه و هم حقیقت …

در فضای انتخاباتی بازار نمایش و خود‌بزرگ‌نمایی از سوی نامزدهای انتخاباتی به وفور دیده می‌شود.

در مقطع زمانی کوتاهی که افراد با تمام ابزار و امکانات اقدام به معرفی خود می‌نمایند، بسیار دیده شده است که تاثیر تبلیغات به دلیل فقدان سواد انتخاباتی  سبب رقم خوردن سرنوشتی تلخ با انتخابی ناآگاهانه می‌شود که در نهایت سبب می‌گردد نتایج عملکرد منتخبین با آنچه مورد انتظار انتخاب کنندگان است چندان قرابتی نداشته باشد.

انتخابات نه انتخاب یک فرد، بلکه انتخاب سرنوشت خود برای آینده نزدیک و دور است…

انتخابی که می‌تواند تمام ارکان اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و اجتماعی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده و سعادت و یا ناکامی ملتی را رقم بزند.

براساس تعریف، انتخاب فرآیندی روانی شامل قضاوت درباره نقاط ضعف و قوت گزینه‌های مختلف و برگزیدن یک یا چند مورد از آنهاست و سواد عبارت است از قدرت استدلال و تمیز فرد و افزایش آگاهی او در راستای افزایش کیفیت انتخاب.

در تعریف سنتی، سواد به معنی توانایی خواندن و نوشتن است و یا توانایی بکاربردن زبان برای خواندن، نوشتن، گوش‌دادن و سخن‌گفتن.

ولی در مفهوم نوین، این واژه به سطحی از خواندن و نوشتن که برای ارتباط کافی است گفته می‌شود و یا سطحی که یک فرد بتواند مفهوم را بفهمد و انگاره‌ها و اندیشه‌هایش را تا جایی که بتواند در آن جامعه سهیم باشد، بیان کند.

 

سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد یونسکو  تعریف جدید  زیر را ارایه داده ‌است: «باسوادی توانایی شناخت، درک، تفسیر، ساخت، برقراری ارتباط و محاسبه در استفاده از مواد چاپ‌شده و نوشته‌شده مربوط به زمینه‌های گوناگون است.

باسوادی زنجیره آموزشی را که توانایی رسیدن به اهداف، توسعه دانش و پتانسیل، و شرکت کامل در جامعه‌ای بزرگتر را برای یک فرد فراهم می‌کند، در بر دارد. د ر تعریف جدید سواد، مفاهیم گسترده‌تری از مفهوم سنتی آن در نظر گرفته شده است.  در کنار سواد نوشتاری، سوادرسانه‌ای، سوادمالی، سواد‌زیست‌محیطی، سوادرایانه‌ای، سواد‌عاطفی-عشقی و تربیتی و سوادانتخاباتی را نیز می‌توان مورد توجه قرار داد. سواد انتخاباتی قدرت تجزیه و تحلیل فرد در فضای انتخاباتی  و اتخاذ بهترین تصمیم است. سوادی که از آن یاد می‌شود در واقع بهترین واکنش ما در مواجه با اطلاعات گوناگون و انبوه است که در فضای انتخاباتی تولید شده و اتخاذ مفیدترین تصمیم جهت انتخاب کاندیدای اصلح  خواهد بود. ارتقا سواد انتخاباتی در جامعه‌ای که تصمیم دارد به سوی دموکراسی قدم بردارد، سبب خواهد شد که مردم به دور از هیاهوی تبلیغاتی با اتکاء به سواد انتخاباتی و قدرت تجزیه و تحلیل و تشخیص خود مصلحت خود و جامعه را تشخیص داده و عوام‌فریبی و دروغ‌های راست‌نما، فرد را به سمت انتخاب نادرست سوق ندهد. سواد انتخاباتی، توانایی فرد انتخاب‌کننده در ورود به عمق مسایل روز جامعه و اجتناب از تلاش برای دستیابی به منافع زودگذر در مقابل منافع ملی، کلان و بلندمدت است.

شهروند دارای سواد انتخاباتی منافع شخصی خود  را در منافع جامعه و نسل‌های آینده می‌بیند و با درأیت و بینش عمیق‌تری حق‌رای خود را خرج  می‌نماید. جامعه‌ای که در آن سواد انتخاباتی رشد کرده باشد، در آن اثری از قوم‌گرایی، فامیل‌گرایی، چهره‌گرایی و ….. وجود نخواهد داشت و انتخابات مبتنی بر شناخت کامل فرد از  نامزد انتخاباتی و تطبیق آن با استاندارهای مورد تأیید برای پست مورد نظر خواهد بود. سواد انتخاباتی جامعه را به سمت عقلانیت مبتنی بر منافع ملی سوق می‌دهد و بر این اساس افراد نوظهور و آزموده نشده  را حذف خوهد کرد.

 

با ایجاد و ارتقاء سطح سواد انتخاباتی و دانش تحلیلی شهروندان، احزاب به عنوان محورهای فعالیت‌های سیاسی جایگاه خود را یافته و فرد جهت تصدی جایگاهای دموکراسی نیابتی چون مجلس شورای اسلامی، شورای‌شهر و روستا ملزم به عضویت در احزاب شناسنامه‌دار و شناخته‌شده و تایید آن حزب جهت نامزدی خواهد بود. متأسفانه فقدان بینش انتخاتی، سبب هیجان‌زدگی جامعه در ایام انتخابات و ظهور اشخاص بدون پیشینه تجربی و علمی و بدون شناسنامه سیاسی-اجتماعی شده و انتخاب براساس احساسات زودگذر خواهد بود. حضور چهره‌های سینما، تلوزیون، ورزش و هنر و جای خالی متخصصین متبحر، در ارکان دموکراسی مانند تأیید غم‌انگیز انتخاب اشتباهی است  که نتیجه آن بحران‌های مدیریت شهری و کشوری در حوزه‌های تصمیم‌گیری گردیده است. قوم‌گرایی، شکل دیگری از بیسوادی انتخاباتی است. آسیبی که به خاطر منافع کوتاه‌مدت قومیتی موجبات آسیب‌های بلندمدت اجتماعی را در بر داشته است. فردی که دارای سواد انتخاباتی است می‌داند که در ورای وجوه ظاهری افراد، باید عملکرد گذشته، تخصص و شخصیت اخلاقی و هویت سیاسی و هویت اجتماعی فرد را نیز باید بشناسد و رای‌دهی نه براساس ظاهر، قومیت و قبیله و ریخت و پاش‌های انتخاباتی و وعده‌های توخالی بوده، بلکه مبتنی بر شناخت نقاط ضعف و قوت کاندیدا و تجزیه و تحلیل آن باید باشد. لذا توانمندسازی آحاد مردم در توسعه فکری و افزایش قدرت تحلیل و درک این مهم که تک تک آراء در سرنوشت کشوری که در آن زندگی می‌کنند دارای اهمیت بسزایی است. با توجه به همه‌گیر شدن استفاده از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و گردش آزاد اطلاعات، شکل جدیدی از تبلیغات انتخاباتی رواج پیدا کرده است، اما کمبود و یا نبود قدرت تحلیل در هر شکلی از تبلیغات سبب فاجعه خواهد بود. رکن اصلی جهت دستیابی به جامعه‌ای توسعه‌یافته، افزایش آگاهی مردم در تمامی سطوح اجتماعی می‌باشد.

کلمات کلیدی :