کد خبر: 50326تاریخ انتشار : ۱:۵۷:۴۸ - پنج شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۸

جواد رحیم‌پور- روزنامه نگار

سیلاب، مدیریت شهری در تعلیق

بخش مهمی از تخریب فضاهای شهری حاصل عدم یکپارچگی مدیریت شهری و یا نادیده گرفتن فضاهای سکونت‌گاهی در بهره‌برداری‌های غیر توسعه‌ای و رانتی است.

سیلاب، مدیریت شهری در تعلیق

بخش مهمی از تخریب فضاهای شهری حاصل عدم یکپارچگی مدیریت شهری و یا نادیده گرفتن فضاهای سکونت‌گاهی در بهره‌برداری‌های غیر توسعه‌ای و رانتی است.

گاه فضاهای جنگلی درحریم شهرها واقع می‌شوند اما مدیریت آن بر عهده نهاد دیگری است و تنها ربط آن با مدیریت شهری چیزی جز خط پهنه پندی اراضی جنگلی در نقشه‌های حریم شهرها نیست.

این پهنه طبعا توسعه سکونتی ندارد اما مانع بهره‌برداری از آن نیست و عملا مدیریت آن توسط نهاد دیگری صورت می‌گیرد.

همچنین مدیریت حوزه‌ها وسفره‌های آبی و تاثیر آن بر مدیریت شهری، حریم شهرها و …. نامتعین است.

سیلابِ این روزها، گویای سیلابی بودن و طغیان بی‌مدیریتی‌ها از جنبه‌های گوناگون است.

وقتی مدیریت بحران جایگزین مدیریت شهری می‌شود، مدنیت فرو می‌کاهد و اکنون چند استان کشورحیات مدنی و اقتصادی‌شان با مخاطره روبرو شده است.

مدیریت بحران این روزها نشان می‌دهد، آینده نیز بحرانی است و هیچ ایده ترمیم ساختاری در کشور وجود ندارد و تنها ذینفعان سوداگر، ناراحت هستند که چرا مدتی نانشان از این مناطق به دلیل قهر خودشان با طبیعت ،آجر شده است و دست تخریبشان بر روی سیلاب به نمایش عمومی درآمده است.

مدیریت شهری را از وضعیت تعلیق باید خارج کرد و باید کمیته ملی اصلاح ساختار مدیریت شهری را با مشارکت کارشناسان مستقل تشکیل داد.

دست دولت و نهاد های امنیتی از حوزه عمومی باید کوتاه شود. دولت و نهادهای امنیتی باید به این باور برسند که شاید بتوانند جامعه مدنی را عقب برانند اما طبیعت را نمی‌توانند از طغیان بازدارند.

مدیریت بخش عمومی را به جامعه مدنی بسپارید و مدیریت شهری یکپارچه و مبتنی بر منافع مردم ایجاد کنید.

کلمات کلیدی :