کد خبر: 563تاریخ انتشار : ۱۸:۲۲:۴۶ - یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴

محمدرضا خبوک: «اعتدال» تمرکز بر برنامه رئیس دولت اصلاحات است

مشروح مصاحبه خبرنگار «عصر قانون» با محمدرضا خبوک، فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه منتشر می‌شود:     ۱٫ بعد از روی کار آمدن اقای روحانی و مطرح شدن شعار اعتدال تفاسیر متعددی از این واژه صورت گرفت. عده ای از آن به عنوان یک راهبرد نام برده اند و عده ای نیز سعی داشتنند آن […]

محمدرضا خبوک: «اعتدال» تمرکز بر برنامه رئیس دولت اصلاحات است

مشروح مصاحبه خبرنگار «عصر قانون» با محمدرضا خبوک، فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه منتشر می‌شود:

 

 

۱٫ بعد از روی کار آمدن اقای روحانی و مطرح شدن شعار اعتدال تفاسیر متعددی از این واژه صورت گرفت. عده ای از آن به عنوان یک راهبرد نام برده اند و عده ای نیز سعی داشتنند آن را به عنوان یک جریان و یا حتی یک گفتمان جا بزنند. از نظر شما اعتدال چه نوع کنشی در عرصه سیاسی ایران است؟

برای پاسخ به این سؤال شما باید به سال ۹۲ و انتخابات آن سال برگردیم اما پیش از آن باید به این اشاره کنم که ما ایرانی‌ها علاقه خاصی به این داریم که هر رویداد اجتماعی در کشورمان که دارای هدفی است گفتمان بنامیم بدون توجه به اینکه یک هدف‌گرایی باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد تا به گفتمان تبدیل شود البته شاید این عمل به خاطر این باشد که ما علاقه وافری به جدایی از تفکرات قبلی و جدا کردن خودمان از نقدهای وارده به آن داریم، از این گذشته باید بگوییم که دو گروه پس از رأی آوری آقای روحانی تلاش کردند که اعتدال را یک گفتمان بنامند، گروه اول، آن‌هایی بودند که نتیجه انتخابات برابر شکست کاندیدا مورد نظر و طبیعتاً مشی و گفتمان مورد نظرشان بود که شاهد مثال آن را در کیهان می‌توان دید که این گروه ابتدا اعتدال را تفسیر دیگر اصول‌گرایی نامیدند اما بعد از مواضع روشن و خلاف نظرشان از سوی رئیس‌جمهور، اعتدال را یک گفتمان نامیدند تا به هر تلاشی که شده آن را از اصلاح‌طلبی جدا کنند. گروه دوم آن‌هایی بودند که می‌خواستند در قدرت یا بمانند یا آنکه حضور پیدا کنند لذا کوشیدند که برای اعتدال سبقه و سابقه بسازند و آن را تفاسیر فلسفی- جامعه‌شناختی نمایند تا یا در قدرت بمانند یا آنکه برای خود حاشیه امنی بسازند که در صورت حضور در این دولت با اصلاح‌طلبان خلط نشوند تا هزینه‌هایی که متأسفانه بر اصلاح‌طلبان بار می‌شود بر ایشان بار نشود و به‌نوعی سیاست یک بام و دو هوا اتخاذ کردند. اما در حقیقت باید اعتدال را یک مشی بدانیم زیرا اعتدال نه یک رویکرد تازه اقتصادی متفاوت از رویکرد اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان  را ارائه کرده و نه آرمان‌ها و اهدافش مجزا از این دو و علی‌الخصوص اصلاح‌طلبان است و می‌بینیم که دکتر روحانی به‌عنوان کسی که طراح نظریه اعتدال شناخته می‌شود در ایام تبلیغات انتخابات چیزی متفاوت از آرمان‌های اصلاح‌طلبان نمی‌گوید برای مثال او  شعار آزادی فعالیت‌های صنفی و حزبی می‌دهد، بحث حقوق شهروندی را پیش می‌کشد، صحبت از تنش‌زدایی و تساهل می‌کند که عیناً آن چیزی است که رئیس دولت اصلاحات در دوران هشت ساله خود با زنده‌باد مخالف من بر آن پای‌فشاری می‌کرد. بنابراین با توجه به برنامه دوره دوم رئیس دولت اصلاحات باید اعتدال را تمرکز بر این برنامه و بازگویی شعار اعتدال که یک بخشی از شعارهای رئیس دولت اصلاحات در انتخابات سال ۸۰ بود بدانیم بنابراین اعتدال مبین چیز تازه‌ای نیست و صرفاً یک شعار تازه بوده.

۲٫ عده ای سعی دارند جریان سومی متشکل از اصولگرا و اصلاح طلب تحت عنوان جریان اعتدال ایجاد کنند. حیات سیاسی این جریان را در صورت تاسیس چقدر میتواند به دور از اصلاح طلبی و اصولگرایی متصور شوید؟

در وهله اول و در مقام فرض اگر اعتدال‌گرایی را  یک جریان تازه بدانیم وقتی می‌توانیم به حیات آن امیدوار باشیم که عملکرد مثبتی از آن ببینیم اما متأسفانه اعتدال در کمال اینکه نه به افراط و تفریط است اما عملکرد نظریه‌پردازانش نمایش نه به همه تفریط گران و افراط گران نیست بلکه می‌بینیم در حوادثی مانند حمله به علی مطهری دولت در دامان تفریط افتاده است لذا اعتدال در اذهان مردم در حال تبدیل شدن به سیاست یک بام و دو هوا است و نتوانسته شعارهای خود را که در قالب تفکر اعتدالی به مردم ارائه کرده عملی نماید لذا شاید در روزهای آینده این نام از اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی دور شود اما این دوری به‌واسطه قدرت شخصی این تفکر نیست بلکه ازآنجاکه آن را بعضی سرچشمه گرفته از اصول‌گرایان و بعضی از اصلاح‌طلبان می‌دانند، این دو گروه تلاش خواهند کرد که نزدیکی آن را به خود انکار کنند و این عمل فقط به خاطر عدم محبوبیت آن در میان مردم خواهد بود. البته اگر دولت و اعتدال‌گرایان می‌خواهند که به حیات سیاسی جریان خود ادامه دهند باید نقش رسانه را جدی بگیرند و به‌جای آنکه در برابر همایش دلواپسان همایش روحانی تنها نیست اجرا کنند و مانند آن‌ها لشکرکشی کنند باید تیم رسانه‌ای خود را عوض کنند و تیمی که هم‌سو با خودش است را جذب کند تا با نمایش دقیق‌تر نکات مثبت دولت آن را ماندگار کنند و به شائبه‌ها و دروغ‌پردازی‌ها نسبت به آن پاسخی درخور بدهند.

 ۳٫ به هر تقدیر اقای روحانی به رای گسترده اصلاح طلبان و حمایت های شخصیت هایی چون فرزند آیت الله خاتمی و هاشمی رفسنجانی روی کار امد. به نظر شما ایشان چقدر موفق به اجرای سیاست های وعده داده شده و اصلاح طلبانه خود بوده است؟

در ابتدا باید توجه کنیم که این عزیزان در یک برهه تاریخی ترجیح دادند از آقای روحانی حمایت کنند اما این حمایت به معنای تأیید کامل او نبوده و ایشان و اکثریت رأی دهندگان به او نیز ویژگی‌های شخصیتی او را می‌شناختند و می‌دانند که در صورت قصور او تا به کجا نقدشان وارد است و از کجا نقدشان زیاده‌نگری، حال با این اوصاف باید وعده‌های روحانی را به وعده‌های سیاست خارجی، داخلی و اقتصادی تقسیم کنیم که البته اقتصادی و خارجی به طور جدی به یکدیگر گره خورده‌اند و انصافاً در این دو زمینه به خوبی کار کرده و همان نگاهی که اصلاح‌طلبان به این مقوله‌ها داشتند را پیاده کرده است اما در زمینه سیاست داخلی متاسفانه اقای روحانی به شدت تمرکز خودش را به مسائل خارجی و مذاکرات معطوف کرده و کار خاصی در این زمینه انجام نشده برای مثال می‌بینیم که دانشگاه‌ها تغییر چندانی نکردند، با برخی افراد و مسئولین سابق کشور مانند فرزند آیت الله خاتمی رفتارهایی خلاف حقوق شهروندی می‌شود، یا در مسئله حصر گویی فراموشی بر ایشان حاکم شده، یا همچنان برخوردهای سلیقه‌ای با روزنامه‌ها ادامه دارد و اخیراً نیز شاهد افزایش روزافزون برخورد با سینماها و کنسرت‌ها نیز هستیم، البته از حق نباید گذشت که برخی از این کم کاری‌ها به دلیل عدم همکاری برخی نهادها با دولت و همچنین سنگ‌اندازی‌های مغرضانه برخی نمایندگان مجلس است ولی از سوی دیگر هیئت دولت و علی‌الخصوص وزرا و وزیر کشور و مهم‌تر از آن استانداران نیز نتوانسته‌اند عیناً با دیدگاه رئیس‌جمهور پیش بروند و حتی بعضاً تفکری کاملاً متفاوت با او دارند، برای همین در سیاست داخلی دولت حتی به سختی می‌تواند نمره قبولی بگیرد اما در سیاست خارجی و اقتصاد نمره بسیار خوبی را می‌گیرد.

۴٫ به نظر شما انتخابات سال گذشته مجلس می تواند نقش مثبتی در رابطه اصلاح طلبان و دولت و بهبود سیاست های روحانی داشته باشد؟ در این صورت اولویت ها برای دولت در کدام بخش ها خواهد بود؟

 

 

دولت برای آنکه تصمیمات خود را اجرایی کند نیازمند مجلس است و همان‌طور که در سؤال پیش گفتم شاید بخشی از این کم‌کاری دولت به دلیل آن است که وزرای دولت هر گاه عملی را مطابق حقوق حقه مردم انجام می‌دهند عده‌ای قلیل اما پر زور در مجلس آن‌ها را تهدید به سؤال و استیضاح می‌کنند بنابراین مجلس هم‌سو با دولت نقش مهمی را دارد اما باید مجلسی را تشکیل داد که نمایندگانش دغدغه نماینده شدن نداشته باشند بلکه به دنبال نمایندگی کردن باشند تا اینکه نه تنها موجب فضای باز فعالیت دولت شوند بلکه آن را مجبور به فعالیت نیز بنمایند تا دولت دست از شعار دادن در برخی حوزه‌ها بردارد و به سوی عملگرایی برود. در این زمینه به نظر من اولویت بر فرهنگسازی است و این  به معنا است که ما باید به سیاست داخلی و ارگان‌های مردم نهاد فضا بدهیم تا مردم را آگاه کنند وگرنه هر قدر پیشرفت اقتصادی و موفقیت در روابط خارجی داشته باشیم هم فایده ندارد زیرا مردم آگاهی استفاده از فرصت‌ها را نخواهند داشت و برای مثال در صورت پیشرفت اقتصادی رو به مصرف‌گرایی صرف خواهند آورد بنابراین باید دولت پس از آنکه مجلس هم‌سو خود را یافت باید بکوشد تا به تمام نهادهای درونی که موجب افزایش آگاهی می‌شوند حتی آن آگاهی که موجب نقد خودش هم می‌شود فضا بدهد.

 

 

انتهای پیام/

کلمات کلیدی :