کد خبر: 37173تاریخ انتشار : ۵:۰۷:۲۳ - شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۷

رمز مانایی اسلام

«جاذبه رفتار حکومتی معصومان»

بدون شک اسلام دین فطری، عقلانی، سهل و زیبایی است که آن قدر قدرت جذب داشته و دارد که در شروع، عرب بیابانی و خشن شبه جزیره را به عالم زیبای انسانیت وارد کرد و بعد از آن توانست از آن محیط خشک و خشن، چون آب حیات به سراسر جهان جاری گردد و با همه دشمنی‌ها در طول این پانزده قرن، همچنان جهانگیر مانده و هر روز جهانگیرتر می‌شود. درک راز و رمز این مانایی و جهانگیری در اولین وهله وظیفه ما مسلمانان است تا در این بُرهه با آگاهی و اشراف بر آن‌ها، هم از مواهب این دین حیات‌بخش بهره بگیریم و هم در بهره رساندن این دین به دیگر انسان‌های تشنه، ایفای وظیفه کنیم.

«جاذبه رفتار حکومتی معصومان»

احمد حیدری- پژوهشگر دینی

بدون شک اسلام دین فطری، عقلانی، سهل و زیبایی است که آن قدر قدرت جذب داشته و دارد که در شروع، عرب بیابانی و خشن شبه جزیره را به عالم زیبای انسانیت وارد کرد و بعد از آن توانست از آن محیط خشک و خشن، چون آب حیات به سراسر جهان جاری گردد و با همه دشمنی‌ها در طول این پانزده قرن، همچنان جهانگیر مانده و هر روز جهانگیرتر می‌شود. درک راز و رمز این مانایی و جهانگیری در اولین وهله وظیفه ما مسلمانان است تا در این بُرهه با آگاهی و اشراف بر آن‌ها، هم از مواهب این دین حیات‌بخش بهره بگیریم و هم در بهره رساندن این دین به دیگر انسان‌های تشنه، ایفای وظیفه کنیم.
ما در مقام شمارش عوامل مانایی و گستره تأثیرگذاری هر کدام نیستیم که به جای خود لازم است ولی در این میان به نظر می‌رسد جاذبه رفتاری پیامبر، امامان و اولیای خدا بیشترین تأثیر را داشته و در این خصوص جاذبه سیره حکومتی پیامبر و امام علی درخشندگی بی‌نظیر دارد که در یادداشت‌های گذشته گاه به بعضی پرداخته‌ایم و امروز موردی بسیار جذّاب از سیره امام علی را مرور می‌کنیم.
روزی امام علی که خلیفه مسلمانان بود، زره گم شده خود را، دست مردی یهودی دید و مدعی شد این زره من است که فلان روز گم شده؛ مرد یهودی هم ادعا کرد که زره از آن خودم می‌باشد و از امام خواست قضاوت را به قاضی منصوب خودش بسپارد! امام با مرد یهودی به نزد شریح قاضی رفتند و امام ادعای خود را مطرح کرد و مرد یهودی هم با استناد به ید و تصرّف، ادعای امام را انکار کرد. قاضی گفت: ای امیر مؤمنان به خدا قسم که شما راست می‌گویید و لکن به حکم قانون باید شاهد بیاورید. امام غلامش قنبر و فرزندش امام حسن را به شهادت آورد. شریح شهادت قنبر را قبول کرد ولی شهادت امام حسن را به عنوان فرزند مدعی و ذی‌نفع‌، نپذیرفت. امام خطاب به شریح[که به عصمت اهل بیت باور نداشت] فرمود: «از عمر بن خطاب شنیدم که گفت: از رسول خدا شنیدم که فرمود: حسن و حسین دو سرور جوانان بهشتند». شریح سخن امام را تصدیق کرد و امام فرمود: با وجود علم به این سخن پیامبر شهادت سرور جوانان بهشت را نپذیرفتی؟! بعد هم حکم تبعید چهل روزه شریح را صادر کرد ولی حکم وی را نافذ شمرد و زره را به مرد یهودی تسلیم کرد و برخاست که دنبال کار خود رود که مرد یهودی گفت:
«ای امیر مؤمنان؛ به خدا قسم که این زره شما بود و فلان روز که بر شتر خاکستری‌ات سوار بودی، از پشت شتر افتاد و من آن را برداشتم. ای امیرمؤمنان تو که خلیفه و قدرتمند هستی با من که یک غیرمسلمان و زیر مجموعه حکومتت هستم درباره یک زره اختلاف پیدا می‌کنی و حاضر می‌شوی قضاوت را به قاضی منصوب خود بسپاری و با این که قاضی منصوبت صحیح حکم نکرده، ولی حکم محکمه را محترم می‌شمری و بدان گردن می‌نهی! [اینها نشان از حقانیت و خدایی بودن شما دارد و با دیدن این نشانه‌های حقانیت] شهادت می‌دهم که جز خدای یگانه خدایی نیست و محمد رسول اوست». امام به قدردانی از حق‌پذیری یهودی، زره را به او بخشید و اسبی بسیار نفیس هم بر آن افزود.
یهودی هم با دین این کرامت اخلاقی، چنان دلداده امام شد که ملتزم رکاب گردید و همیشه در خدمت ایشان بود تا در جنگ صفین به شهادت رسید. (منهاج البراعه، ج۱۷، ص۱۵۱؛ الغارات، ج۱، ص۷۵)
امروز قدرتمندان در جمهوری اسلامی باید با اقتدا به سیره حکومتی رسول خدا و امام علی، زیبایی‌های اسلام را در رفتار حکومتی خود متجلی سازند تا روز به روز بر علاقه مردم به اسلام افزوده گردد و جهانیان نیز جذب اسلام و حکومت اسلامی گردند. خدایا ما و مسئولان جمهوری اسلامی را در اقتدا به سیره معصومان توفیق هر چه بیشتر عنایت بگردان.

کلمات کلیدی :