کد خبر: 37174تاریخ انتشار : ۵:۰۸:۳۸ - شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۷

عباس نصر- پژوهشگر

حزب چیست؟ (بخش هفدهم)

هنگام تشکیل یک حزب براى هیئت مؤسس و نیز براى هر فرد در هنگام پذیرش عضویت سؤالات گوناگونى مى‏تواند مطرح باشد. به نظر مى‏رسد پاسخ پرسشهاى زیر پایه تصمیم‏گیریهاى بعدى قرار گیرند

حزب چیست؟ (بخش هفدهم)

هنگام تشکیل یک حزب براى هیئت مؤسس و نیز براى هر فرد در هنگام پذیرش عضویت سؤالات گوناگونى مى‏تواند مطرح باشد. به نظر مى‏رسد پاسخ پرسشهاى زیر پایه تصمیم‏گیریهاى بعدى قرار گیرند:
۱- آیا جامعه‏اى که قرار است در آن حزب ایجاد کرد به آن مرحله از بلوغ سیاسى رسیده است که بتواند احزاب را تحمل کند؟ بهتر است بگوییم آیا به دنیاى مدرنیست پا گذاشته است یا در فرهنگ فئودالى و قبول برترى اشراف به سر مى‏برد؟
۲- اگر احزابى در گذشته بوده‏اند عوامل شکست و یا توفیق آنا چه بوده‏اند؟
۳- آیا حزب مورد نظر از نوع کمى است یا کیفى؟
۴- آیا قرار است حزب موردنظر مدافع کدام صنف یا اقشار اجتماعى باشد.
۵ – چه ارتباط مدونى بین این حزب با آرمانها و ایدئولوژى حاکم بر فرهنگ جامعه مى‏توان ترسیم کرد؟
۶- انگیزه واقعى تشکیل‏دهندگان حزب چیست؟
۷- طرفداران فرضى این حزب چه اندازه به ضرورت ایجاد این تشکیلات ایمان دارند؟ و براى آن سرمایه‏گذارى خواهند کرد؟
۸ – اهداف بنیادى و اهداف جانبى حزب کدامند؟
۹- نیروهاى رقیب و مخالف کدامند و استراتژى برخورد با آنها چیست؟
۱۰- ضوابط، روشها، تاکتیکهاى حزب در ارتباط با دستگاه حاکمیت، قانون، جامعه، اعضاى حزب کدامند؟
۱۱- امکانات و مشکلات حزب بر اساس چه موازینى بین طرفداران توزیع مى‏گردد؟
۱۲- چه آفاتى حزب را تهدید مى‏کند و براى آنها چه تدابیرى مى‏توان اندیشید؟
۱۳- راههاى تطبیق شرائط گوناگون با مواضع اصلى حزب چیست؟
۱۴- تجدیدنظر در اصول و روشها چگونه و با چه ضوابطى باید انجام پذیرد؟
۱۵- نوع تشکیلات و سازماندهى مدیریت حزب چگونه مى‏باشد؟
۱۶- منبع درآمد و اموال و هزینه‏ها و ضوابطى که در این باره نباید از آنها گذرد کرد کدامند؟
۱۷- میزان توان حزب در شکل دادن به آرمانهاى جامعه؟
۱۸- میزان تکیه بر توان توده‏ها؟
۱۹- میزان توان مدیریت در برابر چالشهاى گوناگون؟
۲۰- تفسیر دقیق واژه‏هایى که حزب به کار مى‏برد چیست؟ بلى، بدون پاسخ گفتن به اینگونه پرسشهاى اساسى ورود به دنیاى تحزب پیمایش راهى غیرعاقلانه است.

دکتر محمد مصدق رهبر جبهه ملی ایران
بخش چهارم

مهندسی مدیریت احزاب
مدیریت احزاب در ۳ عرصه باید مورد دقت قرار گیرد الف: در موضع حاکمیت و غیرحاکمیت ب: در موضع مدیریت درون حزبی- ج: حالت سوم توازن کادر رهبری با مدیریت ملی و حزب رقیب که شرح داده می شوند
الف: در موضع حاکمیت و غیرحاکمیت- پرسش این است که یک حزب حاکم تا چه اندازه حق دارد حزب رقیب غیر حاکم را از حوزه حاکمیت دور کند و در مدیریت مشارکت ندهد؟ به شکلهای زیر توجه شود در این اشکال کشوری با دو حزب قوی در نظر گرفته شده است.

حوزه مدیریت
شکل ۱
در شکل۱ حزب (الف) تمامی حوزه حاکمیت را اشغال کرده و حزب (ب) را حتی از تماس با حوزه حاکمیت بیرون رانده است . پس حزب (ب) از هرگونه مشارکت در تصمیم گیری و مدیریت و حتی از دسترس به اطلاعات محروم است. نتیجه اینکه در این حالت حزب (ب) نسبت به مسایل ملی بیتفاوت میشود و تمامی مشکلات را بر عهده حزب (الف) انداخته خودش را کنار می کشد و فقط طلبکاری می کند در تداوم این راه گسیختگی ملی ایجاد میگردد کاری که معمولادر کشورهای جهان سوم بروز میکند و معمولاً احزاب رانده شده از حاکمیت خارج یا بیرون رانده شده و به مخالفان نظام تبدیل می گردند .
در شکل دوم حزب (ب) در حاکمیت نقشی ندارد اما توان برقراری تماس با مسولان حاکم وکسب خبر و اطلاع از روند حوزه حاکمیت را دارا است.

شکل۲ حوزه مدیریت

در هر حال شکل اول و دوم نشان میدهند که حزب الف تمامیت خواه است و هرگونه مشارکت با حزب رقیب را در مدیریت کشور کنار گذاشته است.
در شکل سوم حزب (الف) که حزب حاکم است میدان گستردهای را برای حزب (ب).
شکل۳ حوزه مدیریت

که رقیب شکست خورده است به هر دلیلی گشوده است در این حالت حزب (الف) پاسخگو اما حزب (ب) عمل کننده ویا تصمیم گیر است .این حالت غلط و نتیجه آن شکست حزب الف در انتخابات دوره بعد تا فروپاشی حزب (الف) و یا جذب نیروهای حزب (الف) به حزب (ب) ضعیف شدن حزب الف وجود دارد نیروهای غیر درگیر حزب الف نیز دچار سستی میشوند خود را کاره ای نمی بینند .
حوزه مدیریت
این شکل غلط است باید اصلاح شود

در شکل ۴ حزب (الف) تا حدود ۳۰درصد حوزه مدیریت وتصمیم گیری خودرا به حزب رقیب اختصاص داده است و به مشارکت گذاشته است و به همین اندازه از نیروهای آماده خود رادر بالا ذخیره دارد که نشان دهد همه قدرت خود را به کار نگرفته و توانمندیهای ذخیره وناظر یا درحال رشد دارد نیز از اتهام تمامیت خواهی خود را نجات داده است از سوی دیگر حزب (ب) را نیز در برابر مسایل ملی حساس و در حدود میزان مشارکت در مدیریت، پاسخگو ساخته است.. در این حالت گردش اطلاعات مدیریت جاری کشور میان دو حزب به راحتی انجام میپذیرید و همه چیز شفاف گشته نظارت بر اعضای حزب (الف) در برابر خطاها از سوی حزب (ب) نیز به خوبی وجود دارد واعضای حزب (الف) را مجبور می سازدخطا نکنند .
اگر دو حزب (الف) و (ب) واقعاً پایبند به منافع ملی بوده و اصول علمی مدیریت حزبی را پذیرفته باشند به نظر میرسد بهترین شیوه بازی برای دو حزب قدرتمند در یک کشور حالت چهارم خواهد بود.
از جمله موارد وقواید بازی مدیریت خوب حزبی در یک کشور پایبند به دموکراسی عبارتند از – پذیرش خوشرویانه شکست در انتخابات- حفظ منافع ملی در برابر منافع حزبی –فرصت دادن به حزب رقیب پس از پیروزی برای تحقق برنامه های خود -تقابل برنامه در برابر برنامه بجای تحقیر ونق زدن واتهام و سنگ اندازی برای حزب حاکم- صدور دستوروتربیت صادقانه نیروهای اداری طرفدار حزب مبنی برهمکاری بیطرفانه با حزب حاکم از سوی حزب شکست خورده – تادیب وجلوگیری از هرگونه بروز خشونت میان نیروهای پایین دست عضو دو حزب – عدم دخالت در درون تشکیلات یکدیگر و…..
ب: در موضع مدیریت درون حزبی- هدایت و مدیریت یک حزب از فرمولهای مهندسی خاصی پیروی میکند که باید با دقت به آن پایبند بود تا دچار فروپاشی درونی نگردد.
ادامه دارد

کلمات کلیدی :