کد خبر: 1965تاریخ انتشار : ۱۴:۰۷:۱۶ - دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۴

هاشم صباغیان

تواضع طالقانی عامل افزایش محبوبیت او بود

یکی از ویژگی­های ایشان که خیلی بارز بود مسئله مصرف وجوهات شرعی بود. اصراری نداشت که حتماً باید سهم سادات و امام را به من بدهید. می­گفت بعضی از شماها در مصرف این از ما اولی‌تر هستید. قبل از انقلاب من یادم هست که می­رفتیم وجوهاتمان را به ایشان بدهیم و حساب­های مالیمان رو تسویه کنیم ایشان نمی­گرفتند می­گفتند پیش خودتان باشد و خودتان به شکل درستش خرج بکنید.

تواضع طالقانی عامل افزایش محبوبیت او بود

حضور طالقانی در جامعه امروز را چه میزان  ضروری می دانید؟

بسم الله  الرحمن الرحیم

اولا تشکر می‌کنم از کارکنان و خبرنگاران مجله پایتخت کهن از این‌که به فکر هستید که مسائل مبتلا به روز را به صورت زنده ­ببینید و به اطلاع خوانندگانتان برسانید. احساس می‌کنم آیت الله طالقانی با خصوصیات فکری که داشتند، در این مقطع می‌توانستند بسیار مفید باشند. مسائل مهمی که ایشان همیشه مد نظرشان بود و برای آن تلاش می­کردند مسئله آزادی بود. آزادی را از آن‌چه که در قانون اساسی فصل سوم یا قسمت­های دیگر پیش بینی شده بود بیش از این‌ها انتظار داشت، و به طور کلی اعتقاد داشتند به اینکه خدا انسان­ها را آزاد آفریده و باید انسان­ها بتوانند در یک محیطی که آزادی هست رشد کنند و این امر باعث می­شود که اگر در یک قسمت جامعه آزادی حاکم باشد بقیه قسمت­های علمی صنعتی و سایر حوزه­ها هم از رشد بالایی برخوردار شوند. مطلب دیگری که مورد تأکید ایشان بود حقوق مردم بود. در حفظ حقوق مردم خیلی اهتمام داشت و می­گفت باید سعی شود حقوق مردم حفظ بشود و اگر حقوق مردم حفظ نشود جامعه رو به خمودی می­رود بر این مطلب هم خیلی پافشاری داشت و بالاخره مطلب آخر که ایشان پافشاری جدی روی آن داشتند که مسئولین مملکت بپذیرند، حق مشارکت مردم در سرنوشت خودشان بود. می‌گفتند مردم را همیشه باید در سرنوشت خودشان شرکت داد و به همین دلیل روی انتخابات آزاد فوق العاده تکیه داشت. تاکید داشت مردم از طریق نمایندگان خودشان بتوانند در تصمیم گیری‌های کلان مملکت  نقش داشته باشند و با تصمیمات خود جامعه را به سوی آزادی ببرند و جامعه اگر آزادی بر آن حاکم باشد یک جامعه سالم و پویا خواهد بود.

سؤال آقای دکتر مطالبی که عنوان کردید از طرف آیت الله طالقانی به طور قطع از سی و شش سال گذشته تا به امروز تعمیم داشته و اگر امروز حضور داشتند صددرصد باز روی این مسائل تکیه داشتند. نظر شما چیست؟

قطعاً اگر حضور داشتند روی این مسائل پافشاری می­کردند و نیاز جامعه هم بوده.

 به نظر شما دلایل  اصلی ترک  حوزه توسط طالقانی چه بود؟

البته ایشان دلایل را بیان نمی­کرد ولی اغلب از صحبت­هایش برداشت می­کردیم و در بعضی مواقع هم از پاسخ سؤالات می­شد ­فهمید نظرشان در موارد مختلف چه بوده. بنابر این من استنباطم این است که از نظر ایشان در حوزه روی قرآن کمتر بحث می­شود وبیشتر روی احادیث کار می‌شود. احادیث هم این‌گونه کار می‌شد که شیخ مفید این را گفت، شیخ صدوق این را گفت همه تکرار این مسائل بود و روی قرآن که اساس دین است و پویایی دین اسلام با قرآن مقدور خواهد بود کمتر بحث می­شد، و به این دلایل خود را از حوزه بیرون کشید و متمرکز کرد روی قرآن و در درس­های قرآنی که اول در مسجد قنات آباد داشت و بعد هم به مسجد هدایت آمد وبحث بازگشت به قرآن را پیش برد. اعتقاد داشت که تاکید بر قران باعث پویایی اسلام می­شود. یک مطلبی را هم که ایشان مبتکرش بود این بود که در گذشته وقتی قرار بود مطلبی توسط روحانیون عنوان شود، یک روحانی بالای منبر یا تریبون می­رفت صحبت می­کرد بقیه هم باید گوش می­دادند صحبت هم که تمام می­شد جلسه پایان می­یافت. ایشان این سد را شکست که به نظر من این نکته خیلی مهم است. ایشان بعد از صحبت پرسش و پاسخ را مطرح کرد، یعنی اگر نسبت به حرف­هایی که من زدم ایرادی اباحی چیزی دارید عنوان کنید من پاسخ می­دهم و به همین دلیل بود که مسجد هدایت شب­های جمعه در جلسات ایشان مرکز روشنفکران شده بود. دانشجوها، مهندسین، دکترها و روشنفکرهای مسلمان به آنجا می­آمدند هم حرف­های تازه می­شنیدند و هم می­توانستند نقد بکنند. نقد بر گوینده یک مطلبی بود که از ابتکارات ایشان بود. البته بعداً دیگران هم پیروی کردند و اثرات بسیار جالبی هم داشت. حتی بنده خیلی شفاف یادم هست که برخی سؤالات را که برای پاسخ آن مهیا نبود می­گفت اجازه بدهید در جلسه بعد پاسخ دهم چون نیاز به مطالعه دارم تا بتوانم پاسخ بدهم.

شما تا چه حد طالقانی را در طرح بازگشت به قران موثر می دانید؟ زمینه های طرح این ایده توسط ایشان چه  بود؟

همان طور که عرض کردم اصولاً طرح بازگشت به قرآن رو ایشان یک کار پایه­ای و اساسی برای اسلام می­دانست، البته احادیث را هم رد نمی­کرد که فقط روی قران تاکید کند بلکه به احادیث هم معتقد بود ولی، اعتقادش این بود که اینقدر که روی احادیث تکیه می­شود و مراحل مختلفش رو طی می­کند روی قرآن نمی­شود. در حالی که اساس در دین ما، قرآن است احادیث تکمیل کننده آن است که سنت رسول خدا و اولیای دین بوده. در این مورد پافشاری داشت یک مدتی بعد از ترک حوزه مورد کم محبتی عده­ای از اهالی حوزه قرار گرفت، ولی این کم محبتی باعث نشد که از تصمیم خودش منصرف بشود. چون یک زمان ممکن است انسان با هم‌لباس­ها، هم طبقه­ای­هایش مورد کم مهری قرار ­گیرد و ممکن است به این خاطر در نظرش تعدیل بکند ولی ایشان دقیقاً می­گفت این رفتار باعث نشد من از تصمیم خودم منصرف شوم چون من این تشخیص را داده­ام که بازگشت به قرآن می­تواند در پویایی اسلام نقش بسیار اساسی داشته باشد. در همین زمینه ایشان مسئله دیگری را هم خیلی تکیه داشت و آن مسئله امر به معروف و نهی از منکر بود. می­گفت این مسئله باعث پویایی دین اسلام است و از اوامر واجب است. جزء واجبات هر مسلمانی است که باید امر به معروف و نهی از منکر بکند و آن‌وقت وارد مصادیق و دستورات هم به طور کامل می­شد. استاد مطهری هم بعداً در جلسات پرسش و پاسخ مطرح کردند و امر به معروف و نهی از منکر را یک مسئله بسیار ضروری می­دانستند. البته به شیوه صحیحش و تأثیر دارش طوری باید اقدام شود که حتماً تأثیر داشته باشد و در غیر این صورت اثر عکس دارد و تمام شرایط این امر رو هم عنوان می­کرد.

 

کدام ویژگی طالقانی او را از سایر مبارزان متمایز می کرد؟

یکی از ویژگی­های ایشان که خیلی بارز بود مسئله مصرف وجوهات شرعی بود. اصراری نداشت که حتماً باید سهم سادات و امام را به من بدهید. می­گفت بعضی از شماها در مصرف این از ما اولی‌تر هستید. قبل از انقلاب من یادم هست که می­رفتیم وجوهاتمان را به ایشان بدهیم و حساب­های مالیمان رو تسویه کنیم ایشان نمی­گرفتند می­گفتند پیش خودتان باشد و خودتان به شکل درستش خرج بکنید. در حالی که این پدیده را در افراد یا نمی­بینید یا به صورت دیگری می­بینید، چون می­دانست قبل از انقلاب در کارهای مخفی که برای پیروزی انقلاب می­کردیم هزینه­های سنگین هم داشتیم. از طریق افرادی که می­فرستاد، دختر ما یک پولی را می­آوردند به من می­دادند و می­گفتند ایشان داده، چون با من قرار گذاشته بود که اگر وجوهاتی را ضروری بدانم به شما می­دهم که در این کارها مصرف بکنید. این یک خصلتی بود که با بقیه فرق داشت. در گذشته و در الآن هم من سراغ ندارم کسی این روش را داشته باشد. مطلب دیگر تواضع ایشان بود. وقتی به یک مجلس وارد می­شد حتماً نمی­رفت در صدر مجلس بنشیند. هر جا در ابتدا خالی بود همان‌جا می­نشست و این تواضع محبوبیت عجیبی در دل افراد ایجاد کرده بود. چون الآن می­بینید در محافل بعضی از آقایان روحانیون که می­آیند حتماً در صدر مجلس باید باشند شاید ایشان می­خواست این مفهوم را برساند که صدر مجلس آن‌جایی نیست که فکر می‌کنید اگر نشستم حتما درست عمل می‌کنم، در واقع آنجا صدر مجلس است که کسی که آنجا می­نشیند اگر درست عمل کند آنجا صدر مجلس است نه آنجایی که تریبون و تشکیلات و چیزهای دیگر است. و اکثر آقایان روحانیون در مجالس به آن جاب بالاتر می­روند. این تواضع ایشان هم خیلی مهم بود ما جلسات و دوره­های زیادی داشتیم که مثل جلسات ماه رمضان بود که ابتدا سخنرانی بود و بعد هم مراسم افطار. تا جلسه تمام می­شد به ایشان پیشنهاد می­کردیم که نماز جماعت بخوانیم ایشان می­گفت حتماً باید یک نماز خوانده شود تا یک افطار به ما بدهید؟ اگر نماز رو نخوانیم افطار نمی­دهید؟ این حرکات فردی ایشان عجیب بود. مثلاً برنامه نماز جماعت در خانه­ای بود. قاعدتاً صاحبخانه جانماز بسیار خوبش را می­گذاشت برای آقا که جانماز نفیسی بود. ایشان وقتی می­خواست نماز بخواند جانماز را پشت و رو می­کرد و مهر رو روی آستر جانماز می­گذاشت و نماز می­خواند. می­گفت اگر می­خواهی توجهت بیشتر به سوی خدا باشد باید این زرق و برق­ها کمتر باشد و سعی کنید در سادگی و آرامش به سوی خدا بروید و بهتر می­توانید. حدیث هم داریم که اولیای الهی وقتی به نماز می­ایستادند آسمان به لرزه در می­آمد و طوری می­شد که هیچ کس ایشان را نمی­شناخت برای اینکه می­دانستند به کجا می­خواهند بروند. می­خواهند با خدای خودشان صحبت بکنند. امام سجاد در سجده آنقدر اشک می­­ریختند که محل سجده خیس می­شد. ایشان سعی بر این داشت گونه‌ای عمل و اجرا کند که واقعیات دین بیشتر جلوه کند نه ظواهر و تشریفات. به طور کلی این تفکر امروز کمتر خریدار دارد.

حتی در مراسمی هم که برای دست بوسی می­رفتند ایشان اصولاً مخالف این طور دست بوس­ها بود. شما فرض بکنید که در مجلس خبرگان رهبری که ایشان نماینده بود برای اینکه آن تشریفات نباشد روی زمین می­نشست. عکس آن هم موجود است که می­خواست بگوید تشریفات را کمتر بکنیم به محتوا بیشتر بپردازیم.

از شما ممنونم و روزهای بسیار موفق­تری از خدای متعال برای شما مسئله دارم.

موافق هستید که همه ایام سال یاد این بزرگان بکنیم نه فقط به مناسبتی؟

قطعاً باید باشد قطعاً در هر قسمتی هر چقدر یا این­ها گفته شود و خصوصاً از زبان کسانی که با ایشان بودند این­ها درس­های آموزنده­ای است و این را تنها به سالگرد فوتشان نباید موکول کنیم. باید مثلاً در ۱۴ اسفند که روز – دکتر مصدق است. ایشان آنجا صحبت­ها کرده مطالبی داشته روش­هایی داشته و این­ها خوب است که در مواقع مختلف صحبت شود. من به شما تبریک می­گویم که این تفکر را دارید.

کلمات کلیدی :