کد خبر: 16580تاریخ انتشار : ۲:۵۱:۲۷ - سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۶

سید هادی عظیمی - فعال سیاسی اصلاح طلب

طالقانی؛ مدارا و شورا

۱۹ شهریور ۱۳۵۸ آیت الله سید محمود طالقانی روی در نقاب خاک کشید و پس از عمری مجاهدت، خالصانه به سوی معبود شتافت. طالقانی بیشتر یک مفسر قرآن و یک مبارز شناخته می‌شود که می‌کوشید با قرائتی عدالت طلبانه به تفسیر قرآن بپردازد و با گرایش عدالت طلبانه در مسیر سیاست گام بردارد. در مورد طالقانی و اندیشه و کنش‌های وی سخنان بسیاری گفته شده و کتاب‌ها و مقالات فراوانی نگاشته شده‌اند و لذا به سادگی نمی‌توان درمورد او نوشت.

طالقانی؛ مدارا و شورا

۱۹ شهریور ۱۳۵۸ آیت الله سید محمود طالقانی روی در نقاب خاک کشید و پس از عمری مجاهدت، خالصانه به سوی معبود شتافت. طالقانی بیشتر یک مفسر قرآن و یک مبارز شناخته می‌شود که می‌کوشید با قرائتی عدالت طلبانه به تفسیر قرآن بپردازد و با گرایش عدالت طلبانه در مسیر سیاست گام بردارد. در مورد طالقانی و اندیشه و کنش‌های وی سخنان بسیاری گفته شده و کتاب‌ها و مقالات فراوانی نگاشته شده‌اند و لذا به سادگی نمی‌توان درمورد او نوشت.

طالقانی به عنوان یک روحانی درس آموخته حوزه علمیه بود اما برخلاف رسم روزگارخود به تفسیر قرآن پرداخت و با نهج البلاغه مأنوس بود و از سوی دیگر او برخاسته از پدری روحانی بود که مخارج زندگی خود را از طریق ساعت سازی تأمین می‌کرد. طالقانی از ابتدای جوانی با استبداد رضا خانی سر ناسازگاری داشت و این ناسازگاری او به مبارزه‌ای مستمر با رژیم طاغوت تبدیل شد که تا پایان حکومت پهلوی ادامه یافت. طالقانی بدون اینکه در غرب تحصیل کرده باشد و با پیشرفت‌های جهان غرب آشنا باشد به عمق و اهمیت مفاهیم دموکراسی و حقوق مردم آگاهی داشت و در جهت بسط آزادی و حقوق گام برمی‌داشت.

برای طالقانی می‌توان خصوصیات متفاوتی برشمرد اما دو واژه اساسی «شورا و مدارا» در رویکرد طالقانی به قرآن، جامعه و سیاست، بیان‌کننده مهم‌ترین دیدگاه‌های فکری و دال اساسی گفتمان او می‌باشد که نیاز اساسی روزگار ما محسوب می‌گردند:

الف) شورا: شورا بیشتر به عنوان نهادی شناخته می‌شود که اعضای آن در سطح محلی با رأی مردم انتخاب می‌شوند تا در امور مختلف محلی نظارت کنند اما به نظر می‌رسد آنچه در منظر طالقانی به عنوان شورا معرفی می‌گردد فراتر از نهاد شورا و به عنوان یک نوع تفکر و گفتمان محسوب می‌شود که بر چند پایه اصلی قرار می‌گیرد:

۱)توحید: شورا از منظر طالقانی یک رویکرد توحیدی است زیرا طالقانی توحید را در اعتقادصرف به یکتایی به خدا نمی‌داند بلکه هدف، تحقق توحید در اجتماع است. توحید در اجتماع از نگاه وی به این معنا است که «باید در فکر و عقل و عمل تحولی پدید آورد و جهت زندگی و وضع اجتماعی را برگرداندو بنای دیگر براساس حاکمیت خداوندی، که همه جهان ظهور اراده و حکومت مطلق اوست برپا دارد»(مناره‌ای در کویر ص ۳۹). طالقانی اعتقاد داشت که شورا به عنوان یک رویکرد توحیدی یک اصل مترقی است که «یا باید مردم در سرنوشت خوشان دخالت داشته باشند یا نه. یا طغیان و استبداد و استکبار و در مقابل استضعاف و یا شورا یعنی اگر این نشد آن است».

۲)انسان: انسانی که از اختیار و توانایی برخوردار نباشد توان تشکیل شورا و نقش آفرینی نخواهد داشت. طالقانی برای انسان حق آزادی و توان تغییر قائل بود «شرایط اجتماع، مسائل توارثی، مسائل اقتصادی همه این‌ها شرایط است، نه زیر بنا و اصل، یا به اصطلاح علمی: علت تامه همین شرایط است و علت آخر و آخرین علت که مکمل شرایط و مرحله اثر و پدید آمدن معلول خود انسان است» (هجرت و جهاد).

«مسئول قدرت و اختیار انسان که ممیز انسان است از موجودات دیگر و این امانتی است خدایی که در ضمیر انسان به ودیعه نهاده شده است، یعنی اختیار، خیر، شر و اراده عمل ……». (همان سخنرانی)

۳)برابری انسان‌ها: شورا هنگامی شکل می‌گیرد که افراد مختلف خود را برابر با هم بدانند. هر اندازه که سلطه طلبی در جمعی کمتر شود، اندیشه شورایی بارزتر می‌گردد. طالقانی از این رو خواهان نفی سلطه و قیومیت افراد و گروه‌های خاص بود: «صدها بار گفتم که مسئله شورا از اساسی‌ترین مسئله اسلامی است، حتی به پیغمبرش باآن عظمت می‌گوید، با این مردم مشورت کن، به این‌ها شخصیت بده، بدانند که مسئولیت دارند، متکی به شخص رهبر نباشند …….».

۴)قسط و عدل: طالقانی ضمن مخالفت با استعمار خارجی و استبداد داخلی با استثمار نیز مخالف بود و با بهره‌گیری از آیات قرآن کریم استثمار را نیز مذموم می‌دانست و اصل را آزادی بر می‌شمرد، آزادی به ضمیمه قسط یعنی توزیع عادلانه. این نظام توزیع عادلانه طالقانی فراتر از دیدگاه عدالت طلبانه اقتصادی وی، قسط و عدل را به همه عرصه‌های سیاسی، فرهنگی واجتماعی انتشار می‌دهدو بر پایی قسط که ملازم با آزادی و کرامت انسانی می‌باشد را هماهنگ با نظام آفرینش می‌داند. (تبیین رسالت برای قیام به قسط، ص ۲۴)

۵)جامعه شورایی: طالقانی که خود در دهه ۳۰ کتاب ((تنبیه الامه و تنزیه المله)) علامه نائینی را منتشر کرده و از حکومت قانون و مشروطه دفاع نموده بود، به تدریج به نوعی حکومت «پارلمانی – شورایی» نزدیک شد: «اگر در این راه و برای تحکیم شورا، هر چه زیان دهند ارزش دارد؛ تا با هر شکستی آرا محکم‌تر و قدم‌ها ثابت‌تر شود و مانند بچه‌ای که هی به زمین افتد و صدمه می‌ببیند و برخیزد، تا به اندیشه و پای خود مستقیم و محکم گردد…..». (پرتوی از قرآن، ص ۳۹۵) از کلمات فوق اعتقاد راسخ گوینده به یک نوع جامعه‌ای شورایی، برداشت می‌شود که شورا به عنوان یکی از امور اساسی سیاسی و اجتماعی جایگاهی مهم دارد و از سطح خانواده تا سطح ملی به رسمیت شناخته شده است. در دیدگاه فوق مردم باید از شورا به عنوان وسیله‌ای جهت تثبت جایگاه خود و به دست گرفتن سرنوشت خویش استفاده کنند: «بعد از پیروزی انقلاب همیشه و همه جا گفته‌ام، برای اینکه مردمی که عقب رانده شده‌اند، این مردمی که باور نمی‌کنند که بتوانند در زندگی معمولی و زندگی عمومی خوشان صاحب نظر باشند برای اینکه بفهمند سرنوشتشان دست خودشان است، این‌ها را برای آن‌ها بگوییم….. من از همه خواهران و برادران در همه کشور تقاضا می‌کنم که به این امر «مسئله شوراها» اهمیت بدهند؛ و بدانند سرنوشتشان دست خودشان است. ….. مسلمان‌ها، هر کسی که صدای مرا در داخل و خارج کشور می‌شنود، راه اصلاح و حرکت و تکامل انقلابی یک کشور منحصر به همین است.» (از آزادی تا شهادت، ص ۴۷۳ و ۴۷۴)

ب) مدارا: طالقانی به نوعی رواداری نظری در برابر مخالفان و منتقدان و دگر اندیشان اعتقاد داشت و از نظر رفتاری نیز به آن پای‌بند بود و این اعتقاد طالقانی به مدارا را باید در ادامه اندیشه شورایی وی دانست. طالقانی ضمن اینکه به عدالت، مردم محوری، شورا و نفی استثمار و استعمار و استبداد معتقد بود ولی به عنوان یک نیروی انقلابی واقعیت‌های موجود جامعه را فراموش نمی‌کرد او به مقتضیات ذات انسان‌ها توجه داشت و به جای تکیه بر شعارهای آرمان‌گرایانه خیالی سعی می‌نمود به دلایل اشاره نماید. طالقانی مبارز دوران انقلاب بود و کمیاب و نایاب است که مبارزی انقلابی در کوران تندروی‌های انقلابی تاکید نماید: «این را باید همه به خصوص جوان‌ها بپذیرند که مسائل زندگی و سازندگی مسئله تدریجی است».

(از آزادی تا شهادت، ص ۷۸) و یا در میانه جدال جریان‌ها تکثر را بپذیرد و سعی نماید فضای ملتهب جامعه را به آرامش و تفکر رهنمون کند. از این رو مدارا گرایی طالقانی را می‌توان بر پایه اصول زیر دید:

۱) پذیرش تکثر ضمن تاکید بر وحدت که در برخورد وی با گروه‌های مخالف و منتقد مشهود است.

۲) پذیرش واقعیت‌های موجود جامعه.

۳) اعتقاد و التزام عملی به کرامت و آزادی انسان و تغییر تدریجی انسان و جامعه.

۴) مخالفت با هرگونه اقدام مبتنی بر زور و اجبار که در مورد موضع گیری او پیرامون حجاب قابل مشاهده است.

طالقانی را باید به حق معلم شورا و مدارا نامید که چه در آثار قلمی خود و چه در سطح کنش‌ها و رفتارهای سیاسی و اجتماعی‌اش این دو رویکرد اساسی را بروز می‌داد. او مبلغ رویکردی نو و رهایی‌بخش به قرآن بود که شورا و مدارا مهم‌ترین محصول زندگی و اندیشه مبتنی بر رویکرد فوق می‌باشد.

کلمات کلیدی :