کد خبر: 1722تاریخ انتشار : ۱۳:۳۴:۴۱ - دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۴

پایتخت کهن نوشت:

ندا، شیپور انشقاق

می‌گویند که روزی عده‌ای به اصرار، از چرچیل خواستند که سیاست را تعریف کند! چرچیل به ناچار دایره‌ای کشید و خروسی در آن انداخت و به آنان گفت: «خروس را بدون آنکه از دایره خارج شود، بگیرید!» این عده، هر چه تلاش کردند، نتوانستند و خروس از دایره بیرون می‌رفت. آخر از چرچیل خواستند که این کار را خود انجام دهد. چرچیل خروسی دیگر را در کنار خروس اول گذاشت و این دو، شروع به جنگیدن کردند! آن‌گاه چرچیل دو خروس را از گردن گرفت و بلند کرد، و در پاسخ گفت: «این سیاست است!»
کیهان ادعا کرده «مردم» در صفحه اینستاگرام هشتک «خرازی افشا کن» راه انداخته‌اند! اما تا روز چهارشنبه این هشتک، تنها ۱۲ ارجاع دارد اما کیهان این دوازده ارجاع را منتسب به «مردم» دانسته است!

ندا، شیپور انشقاق

منتشر شده در هفته نامه پایتخت کهن مورخ ۳۱ شهریور

قاسم محمدی/ گزارش و تحلیل: بروز جریان اصلاح‌طلبی بدلی؟

ندا، شیپور انشقاق

می‌گویند که روزی عده‌ای به اصرار، از چرچیل خواستند که سیاست را تعریف کند! چرچیل به ناچار دایره‌ای کشید و خروسی در آن انداخت و به آنان گفت: «خروس را بدون آنکه از دایره خارج شود، بگیرید!» این عده، هر چه تلاش کردند، نتوانستند و خروس از دایره بیرون می‌رفت. آخر از چرچیل خواستند که این کار را خود انجام دهد. چرچیل خروسی دیگر را در کنار خروس اول گذاشت و این دو، شروع به جنگیدن کردند! آن‌گاه چرچیل دو خروس را از گردن گرفت و بلند کرد، و در پاسخ گفت: «این سیاست است!»

شاید بتوان شیوه‌ی «تفرقه بیانداز و حکومت کن» را از قدیمی‌ترین شیوه‌های به کار برده شده در دنیای سیاست دانست. این شیوه با خُرد کردنِ قدرتِ متمرکزِ دشمن، این امکان را فراهم می‌کند که یک گروه و یا یک فرد، با مجموعه‌ای از خرده‌قدرت‌ها طرف باشد نه با قدرت مرکزی واحد و متمرکزی! پیشینه‌ی به کارگیری از این سیاست، سر درازی دارد! قرن‌ها پیش در دوره‌ی هخامنشیان، این سیاست در قبال یونانیان به کار گرفته می‌شد. اردشیر اول، با کیاست تمام، با استفاده از این حربه‌ی سیاسی، نوعی موازنه بین دولت اسپارت و دولت آتن ایجاد کرده بود. ۲۶، بین این دو دولت، جنگ موسوم به «پلوپونز» درگرفته بود و حکومت ایران در طول این مدت، با کمک کردن به هر یک از این طرفین که ضعیف می‌شد، این نزاع را ادامه می‌داد. این سیاست باعث شد تا هخامنشیان بتوانند، منافع خود را در منطقه‌ی یونان، بی‌دغدغه حفظ کنند! در سال‌های اخیر نیز این سیاست، بارها گریبان اصلاح‌‌طلبان را گرفته است. در سال ۸۴، اصلاح‌طلبان با سه کاندیدای معین، کروبی و مهرعلیزاده وارد انتخابات شدند که در مجموع انتخابات دور اول، با حدود یازده میلیون رأی از سی میلیون، بیشترین رأی را در بین سایر کاندیدا به دست آوردند اما به دلیل تعدد کاندیدای اصلاح‌طلبان، هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی‌نژاد به ترتیب با شش و پنج و نیم میلیون رأی، به دور دوم راه یافتند. و سرانجام در سوم تیر همان سال، احمدی‌نژاد با ۱۷ میلیون رأی در برابر ۱۰ میلیون رأی هاشمی رفسنجانی، پیروز انتخابات شد! قطعا بیشترین منفعتِ حاصلِ شده از این انشقاق، نصیب اقتدارگرایان شد.

اما گویا اکنون، تاریخ باز هم در حال تکرار است و تیغِ سیاستِ تکراری و البته هنوز کارآمدِ «تفرقه بیانداز و حکومت کن»، برشِ خود را از دست نداده و این بار هم در حال آزمونْ پس دادن است! شیوه‌ای که گاهی به صورت سیاست و برنامه‌ای از پیش طراحی شده به بدنه‌ی اصلاح‌طلبان تزریق می‌شود و گاهی محصول اختلاف درونی در بدنه‌ی خود اصلاح‌طلبان است! به هر روی، «ندا»یِ این انشقاق بار دیگر برخاسته است! و از قضا، «ندا»، شیپور این صداست!

در مورد تأسیس حزب «ندا»، مبرهن است که صرف تأسیس یک حزب جدید، به هیچ وجه با اهداف اصلا‌ح‌طلبانه و دمکراسی‌خواهانه تعارض ندارد. چرا که پلورالیسم و تنوع در علایق و اعتقادات شهروندان و تشکیل احزاب و رسانه‌های مختلف، یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های دموکراسی است! بنابراین فلسفه‌ی تأسیس هر حزبی، با فلسفه‌ی اصلاح‌طلبی هم‌سویی دارد! اما زمانی که یک حزب، با یک سرمایه‌ی مالی هنگفت و گسترده(که البته منبع و بانی حصول این سرمایه، و انگیزه‌ی سرمایه‌گذار مشخص نیست) و به دست برخی از افرادی که وجهه‌ی مشروعی در میان بدنه‌ی قدیمی اصلاح‌طلبان ندارند، تأسیس می‌گردد، ظن و گمان یک انسان عاقل برانگیخته می‌شود که مبادا اقتدارگرایان، باز در حال پاشاندن تخم تفرقه و اختلاف، در میان اصلاح‌طلبان هستند!؟ این شک زمانی دوچندان می‌شود که این حزب، به راحتی و به سرعت هرچه تمام‌تر مسیر تأسیس خود را طی می‌کند! آن هم در فضایی که سایر احزاب ریشه‌دار و قدیمی‌تر اصلاح‌طلب، هنوز در محاقِ تعلیق و توقیفند!

نکته‌ی مهم‌ دیگر تناقض میان نظریه و عمل در این حزب است. حزبی که با رویکرد اصلاح‌طلبی تأسیس می‌شود، در نهایت بایستی به اخذ و سپس حفظ قدرت توسط اصلاح‌طلبان، جهت نمو نمود‌های دمکراتیک و کاهش رفتارهای اقتدارگرایانه در حاکمیت و گسترش تفکرات انتقادی در جامعه کمک کند! در واقع تمام احزاب اصلاح‌طلب چنین وظیفه‌ای دارند. در کوتاه مدت این وظیفه، کمک برای به دست آوردن تعداد بیشتری از کرسی‌های مجلس آینده است تا با فتح سنگر قوه‌ی مقننه، دستیابی به اهداف اصلا‌ح‌طلبانه تسریع پیدا کند. حال وقتی یک حزب با چنین ادعایی تشکیل می‌شود اما در عمل، با مصاحبه‌های بی مورد و جنجالی و ایجاد درگیری‌های داخلی، اصلا‌ح‌طلبان را هر لحظه از هدف کوتاه مدت خود دور و دورتر، و زبان انتقاد مخالفان اصلاحات را درازتر می‌کند، نشان‌دهنده‌ی تناقض این حزب در نظریه و عمل است و یا دست کم دور شدن از هدف ادعایی حزب! لازم است به بنیان فکری این حزب نیز پرداخته شود. یکی از ادعاهای این حزب، بازگشت به حاکمیت و اعتمادسازی بین اصلاح‌طلبان و حاکمیت عنوان شده است. اولا بیان این ادعا مستلزم پذیرش اشتباهات متعدد و عمیقی، از سوی جریان اصلاح‌طلبی است. در صورتی که رئیس دولت اصلاحات به صراحت اعلام کرده اند، نباید طوری تلقی شود که جریان اصلاحات تا این جا بد بوده و اکنون قرار است اصلاح‌طلبیِ خوب را تجربه کنیم! ثانیا بر طبق مصاحبه‌ی معاون دولت اصلاحات، با شماره ۳۶ پایتخت‌کهن، حزب ندا توانایی عمل کردن به چنین ادعایی را ندارد: «اتفاقات و فضای سیاسی ایجادشده بعد از سال ۸۸ و دلخوری‌هایی که بین جریانات سیاسی افتاد، مساله‌ای نیست که یک حزب نو پا بتواند حتی در آن ورود کند. دو طرف ماجرا برای حزب ندای ایرانیان چنین نقشی را قائل نیستند و آنان را در این قالب و قواره نمی‌بینند.» بنابراین ادعای آشتی دادن و بازگشت، بدون افول از اندیشه‌های اصلاح‌طلبانه امکان نخواهد بود. بنابراین بیشتر به نظر می‌رسد که هدف ندا، نزدیک کردن اصلاح‌طلبان به حاکمیت است نه آشتی! ادعای دیگری که در مورد این حزب مطرح شده است، در واژه‌ای تحت عنوان «نواصلاح‌طلبی» خلاصه می‌شود! اما مسئله این‌جاست که خود کلمه‌ی اصلاح‌طلبی در یک معنای عامیانه یعنی تجددخواهی و نوجویی! اصطلاحِ اصلاح‌طلبی خودش جدید و نو است و «نواصلاح‌طلبی» یعنی نو در نو! همان اوایل حجت‌الاسلام موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات،‌ ادعا کرد: «معنای این کلمه را نمی‌دانم!» همچنین حجت‌الاسلام یونسی به مخالفت با این ایده‌پردازی پرداخت. علی یونسی، وزیر اطلاعات دوره اصلاحات و دستیار ویژه رئیس‌جمهور در دولت دکتر روحانی دراین‌باره گفت: «نواصلاح‌طلبی را نه می‌پسندیم و نه آن را جدی تلقی می‌کنیم.» در واقع در بطن واژه‌ی نواصلاح‌طلبی، تئوری مستدل و محکمی یافت نمی‌شود که بتوان آن را جدی تلقی کرد! اما در مورد هدف اصلاح، صد البته شیوه‌های مختلف و متفاوتی وجود دارد و اگر قرار باشد نزاع بر سر این شیوه‌ها صورت بگیرد، و اختلاف در اتخاذ این شیوه‌ها تا این حد عمیق باشد، آن‌گاه فکرِ هدف، از سر به در می‌شود. اگر حرکت اصلاح‌طلبی را مترادفِ دمکراسی‌خواهی بدانیم، این حرکت نسلی نیست، عمقی است! میزان پیشروی این حرکت، هیچ ارتباطی به میزان پیشروی زمان و نسل‌ ندارد. هر چه قدر که اهداف دموکراسی‌خواهانه تعمیق و گسترش یابد، بیشتر در مسیر تحقق اهداف اصلاح‌طلبی حرکت شده و در غیر این صورت، حتی از آن اهداف فاصله گرفته شده است، چنان‌چه حتی امکان دارد با گذشت زمان و تغییر نسل، میزان دوز دموکراسی و دموکراسی‌خواهی در یک حکومت و جامعه نزول داشته باشد. این طور نیست که بتوان این حرکت را بر مبنای زمان و پیشروی نسل‌ها تعریف کرد و پیش برد. این کار حاصلی جز این ندارد که باعث تشدید اختلاف بین نسل نو و نسل قدیم می‌شود. متاسفانه این حزب علی‌الخصوص در تهران، بسیار در جوانان نفوذ کرده و بعضا به آنان وعده‌هایی داده است! بنابراین این احتمال وجود دارد که در انتخابات اسفندماه سال جاری، با دادن لیستی جدای از لیست اصلاح‌طلبان زهر خود را بریزد و زمینه خرد شدن رأی اصلاح‌طلبان را فراهم آورد. شبیه همان اتفاقی که در سال ۸۴ افتاد. خصوصا که حسن یونسی عضو شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان درگفتگوی تفصیلی با تسنیم ادعا کرده است که حزب ندا، اصراری به عضویت درشورای هماهنگی جبهه اصلاحات ندارد و پیگیر هم نیست! از همین حرف چنین بر می‌آید که آن‌ها در انتخابات مجلس، در پی دادن لیست جداگانه‌ای خواهند بود. و جالب‌تر این است که مؤسس این حزب، تاکید کرده است که تا آخر می‌ماند! هیچ صدایی جز ندای انشقاق از این حرف‌ها نمی‌توان شنید!

از سوی دیگر شخصیت فردی، خانوادگی و اجتماعی مؤسس این حزب بسیار جالب توجه است. سید صادق خرازی متولد سال ۱۳۴۲، و در انتخابات ۷۶ تنها ۳۴ سال داشته است. حال این سوال مطرح می‌شود که او در انتخابات ۷۶ و ۸۴ و ۸۸ و از همه مهم‌تر در سال ۹۲ چه موضعی اتخاذ کرده است؟ این ادعا، متواتر مطرح شده که او در سال ۹۲ از محمدباقر قالیباف که یک اصولگرا با چاشنیِ نظامی محسوب می‌شود حمایت کرده و مشاور او بوده، اما در آخرین لحظات و در حالی که پیروزی روحانی حداقل به عنوان دو نفر برتر انتخابات قطعی شده بود، به دکتر روحانی رای داده است. اگر چنین روایتی صحیح باشد چگونه می‌توان ندا حزبی را اصلا‌ح‌طلب خواند؟ خصوصا وقتی مؤسس حزب در انتخابات گذشته، جدای از عارف، از روحانی هم حمایت قاطعی نداشته؟ صادق خرازی به سبب روابط خویشاوندی گسترده، فصل مشترک و حلقه‌ی اتصال برخی از کانون‌های قدرت و سران دو جریان سیاسی موسوم به اصلاح‌طلب و اصولگرا است و مشخصا نمی‌تواند از زیر دین هیچ کدام از این‌ها بیرون آید چرا که از ۲۰ سالگی در ارگان‌های مختلف و ارکان‌ متقاوت نظام به فعالیت پرداخته است!

اظهار نظرهای جنجالی اخیر خرازی نیز، بسیار به مذاق روزنامه‌های اصول‌گرای کیهان و جوان و خبرگزاری‌های فارس، افکارنیوز، جوان‌آنلاین و… خوش آمد، و بارها توسط این رسانه‌ها بازنشر و روی آن مانور داده شد! و این اظهارات وسیله‌ای گردید تا اصول‌گرایان حملات شدیدی علیه اصلا‌ح‌طلبان و رئیس دولت اصلاحات ترتیب دهند. جنجالی‌ترین ادعای خرازی درمورد گرا دادن برخی از اصلاح‌طلبان به دشمن بوده است! این سخن به حدی اصول‌گرایان را ذوق زده کرد، که بلافاصله آن را به عنوان تیتر یک محافل و مطبوعاتشان برگزیدند! او در مصاحبه‌ای با هفته‌نامه مثلث گفته بود: «کسانی را یادم هست که در دورانی که سفیر بودم، با خارجی‌ها مذاکره می‌کردند و به دشمن گرا می‌دادند، من آن‌ها را به‌عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم، لیستشان را هم دارم و اگر قرار باشد، روزی به مردم ارائه خواهم داد.» البته اصلاح‌طلبان بری از خطا و اشتباه نیستند و گرا دادن به دشمن همیشه و از طرف همه گروه‌ها وجود داشته و خواهد داشت. اما سؤال این جاست که چرا آن زمان که در دوره اصلاحات او سفیر فرانسه بود، این موضوع را مطرح نکرد؟ اگر خیانتی از سوی هر کس روی داده باشد، باید مجازات شود! اما بدون شک مخفی کردن نام خائنین به وطن، آن هم در طول ده سال، مجازات و قبحی کمتر از یک خائن ندارد! افشا نکردن نام خائنین خود یک خیانت بزرگ است. این مصاحبه یاد ادبیات پوپولیستی و تهدیدگرانه‌ی احمدی‌نژاد را بار دیگر زنده کرد و گویا این ادبیات روی خرازی هم تأثیر زیادی گذاشتته است. عبدالله رمضان‌زاده به شدت به این مصاحبه واکنش نشان داد و در صفحه‌ی خود در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «لیست دیپلمات‌های قاچاقچی نسخ خطی کتاب‌های قدیمی در جیب کیست؟» رمضان‌زاده با طرح مسائل دیگری نوشت: «واقعیت دیگر هم این است که تقسیم‌کنندگان شغل در کشور نه‌ تنها با این تعابیر، که اگر کسی بگوید لیست اصلاح‌طلبان قاتل مظلومان بوسنی و فلسطین و افغان را هم در جیب دارد، بازهم در دادن پست افاقه نمی‌کنند. حزب ندایی‌های خوبی که واقعاً اصلاح‌طلب بودند و فقط امکانات نداشتند، در این موارد نمی‌خواهند موضع بگیرند؟» هم‌چنین دکتر صادق زیباکلام در مصاحبه‌ای با خبرگزاری آریا ضمنِ «عزیزِ دلِ اصول‌گرایان» خواندنِ خرازی گفت: «من فقط باید بگویم متاسفم برای آقای خرازی که از چنین ادبیاتی استفاده کرده است. چراکه این رفتار ایشان بنده را به یاد صحبت‌های پوپولیستی آقای احمدی‌نژاد می‌اندازد که می‌گفت لیست مفسدین و متجاوزان بیت المال در جیب بنده است! این ادبیات امثال آقای خرازی و احمدی نژاد توهینی است به شعور مردم. لذا از این بابت هم، این رفتارها تاسف‌آور است. به هرحال ای کاش می‌توانستم به خودم بقبولانم این سخنان را خبرگزاری‌های وابسته به جناح راست و حکومتی، به دروغ از آقای خرازی نقل کرده‌اند. اما با کمال تاسف ایشان این مطالب را گفته است و این مواضع، هرگونه احتمال هم‌کاری بین اصلاح‌طلبان و تشکیلات ایشان را از بین‌ می‌برد. خرازی با این حرف‌ها می‌خواهد عزیز دل اصول‌گراها باشد و در بین آن‌ها جا بازکند! در واقع این پیام را به اصول‌گراها می‌دهد که فکر نکید من اصلاح‌طلب هستم! درحالی که ایشان می‌تواند بدون استفاه از چنین ادبیاتی با اصول‌گرایان باشد، چراکه کسی تپانچه پشت سر ایشان نگذاشته که بگوید بیا اصلاح طلب شو! بنابراین اگر آقای خرازی می‌خواهد با اصولگرایان هم‌کاری داشته باشد، دلیلی ندارد به اصلاح‌طلبان توهین کند تا از طیف مقابل دلبری کند. متاسفانه ما رویه‌ای در مملکت داریم که بسیاری از چهره‌ها و شخصیت‌ها مطالبی می‌گویند و بعد که می‌بیینند کار خراب شده، می‌گویند حرف‌های من را تحریف کردند و  اشتباه شده است، درحالی که این پذیرفتنی نیست که بگویند حرف‌های من را پس و پیش کرده‌اند. لیستی که آقای خرازی در اختیار دارد، حال اصلاح‌طلب یا اصول‌گرا، که به دشمنان و خارجی‌ها گرا می‌دادند را باید در اختیار مسئولان قرار دهد. چراکه اگر ایشان مثل آقای احمدی‌نژاد این لیست را مثل پرچم در دست بگیرد و تکان بدهد، نشان می‌دهد که می‌خواهد بهره‌برداری سیاسی و پوپولیستی کند. ضمن این‌که خودمان هم می‌دانیم همچنین لیستی وجود ندارد و آن‌چه ایشان گفته‌اند یک گزاره صددرصد پوپولیستی بوده است و چنین افرادی، وجود خارجی نداشته‌اند که بعد از ۲۰ سال آقای خرازی بگوید به دشمنان گرا می‌دادند. در واقع اگر چنین افرادی بودند به طور قطع، اطلاعات بارها و بارها این‌ها را دستگیر و محاکمه کرده بود. لذا اصل حرف ایشان درباره هر طیفی که باشد، بی پایه و اساس است و شبیه حرف‌های جبهه‌پایداری‌ها و اصول‌گرایان تندروست، که از ابتدای انقلاب می‌گفتند عده‌ای به دشمن گرا می‌دهند.»

هم‌چنین روزنامه آرمان در روز چهارشنبه ۲۱/۵/۹۴ در گزارشی با عنوان «رفتار صادق ‌خرازی به سبک ‌احمدی‌نژادی» واکنش تندی به سخنان خرازی نشان داد و در بخشی از مقاله خود نوشت: «چند صباحی است که جیب و لیست با هم نسبتی نزدیک پیدا کرده‌اند؛ لیستی که در جیب است و فقط صاحب کت یا کاپشن خبر دارد که در آن لیست اسامی چه کسانی است، اما نمی‌گوید؛ همان‌طور که محمود احمدی‌نژاد زمانی که بر مسند ریاست‌جمهوری نشسته بود، مدعی شد لیست مفسدان و متخلفان اقتصادی را در جیبش دارد. اما کسی ندانست چرا رئیس‌ دولت‌های نهم و دهم سر آخر آن را رو نکرد! اکنون بار دیگر این جیب‌ها هستند که به واسطه لیست‌های درونشان، ارزش پیدا کرده‌اند و این‌بار صادق خرازی مدعی یک لیست شده است!»
اما سایت ندای ایرانیان ساعتی بعد، گفتگویی از زیبا کلام را روی خروجی خود قرار داد که در آن زیبا کلام به تشریح دلایل مصاحبه اخیرش پرداخته بود. زیباکلام گفت: «من خودم فرضم این بود که دکتر خرازی چنین صحبت‌هایی را داشته‌اند. اگر صریح و قاطع چنین مسئله‌ای را مطرح کرده بودند، جایی برای توضیح و تکذیب باقی نمی‌ماند. منتهی آن چیزی که رسانه‌های تندرو اصول‌گرا منتشر کردند و بر آن تاکید کردند، بازی با همین کلمات و سوء استفاده از آن‌ها بود. به هر حال آقای خرازی و همه فعالین سیاسی اصلاح این هوشیاری را باید داشته باشند که تا انتخابات اسفند ماه برنامه رسانه‌ها و جریان‌های اصول‌گرا بهربرداری از همین اختلافات است. به هر حال ما نباید گزک دست آن‌ها بدهیم. متاسفانه وقتی پای قدرت وسط میان می‌آید ایمان، اخلاق و هزار مسئله دیگر فراموش می‌شود. … خرازی باید به روزنامه جوان و رسانه‌های دیگری که از جانب ایشان نقل و قول‌هایی را مطرح کردند و درست نبود، اعتراض کند! خود من هم دقیقا در جریان اظهارات آقای خرازی قرار نداشتم، که ایشان اظهارات روزنامه جوان را تکذیب کرده است.» در برابر تمام این سرزنش‌های اصلا‌ح‌طلبان، جناح مقابل صاق خرازی را تشویق می‌کند! سایت اصول‌گرای افکارنیوز در حمایت از ادعای صادق خرازی نوشت: «خرازی در واقع پرده از کار مدعیانی برداشته است که باید به عنوان خائن شناخته شوند و در هیچ کجا و هیچ مسئولیتی حضور نداشته باشند. … در واقع افشاگری یکی از معتمدترین نیروهای اصلاح‌طلبان نسبت به کشور فروشی چهره‌هایی از این جریان به مذاق اعضای این جریان سیاسی خوش نیامده است و آن‌ها با علم به این که تقاضای مردمی برای انتشار این لیست می‌تواند ضربه جدی به هواداران این جریان بزند، تلاش دارند پروژه اتهام زنی علیه خرازی را برجسته سازی کنند…» پس از این چشمک خرازی و غمزه‌ی شریعت‌مداری، روزنامه کیهان نیز در یادداشتی با عنوان «ندا به پیش» از خرازی تشویق و تمجید جانانه‌ای به عمل آورد: «پس از اظهارات بی سابقه صادق خرازی، مدیر حزب ندا، آخرین شاخه جدا شده از باقی مانده طیف مدعی اصلاح‌طلبی که هنوز در آمریکا و انگلیس و حتی اسرائیل جاگیر نشده‌اند، در خصوص دروغ بودن ادعای فتنه‌گران اصلاح‌طلب مبنی بر بروز تقلب در انتخابات سال ۸۸ ارتباط بخشی از اصلاحاتی‌ها با دشمن، درگیری‌ها میان صاحبان ورشکسته شناسه‌های کاربری مدعی اصلاحات بالاگرفته است. از جمله می توان به خوراک سازی سیاست‌بازان معترضی همچون محمد علی ابطحی و عبدالله رمضان زاده و محمدرضا خاتمی و پورنجاتی و حجاریان اشاره کرد که ظاهرا از بی‌کلاه ماندن سرشان در آینده سیاست ایران به شدت عصبانی هستند و تلاش دارند راه «توبه‌کاری» خاطیان و قربانیان قدیمی را مسدود کرده و مسیر عملگی نیروهای جدید را به هر ضرب و زوری شده، گشوده نگاه دارند! از طرفی این تئوری نیز جدی است که سرلیست‌های «گرا دهنده به دشمن» در تور خرازی گرفتار شده‌اند و به شدت نگران حوادث آینده شده‌اند. مردم نیز با استقبال از حرکت خرازی با ایجاد کمپین «خرازی افشا کن» در شبکه‌های اجتماعی هم‌چون اینستاگرام اشتیاق خود به منظور پاکسازی فضا از عوامل آلوده فعال در فضای سیاسی کشور یا مترصدین برای نقش آفرینی در فتنه‌ای جدید با مدیریت اربابان آمریکایی را بروز داده اند. ظاهرا انشقاق حزب جدیدالتاسیس ندا از حامیان باغی پناه گرفته زیر عبای شکلاتی سوخته‌ی رئیس سابق اصلاحات، فشار زیادی به کلاه برداران متقلب اصلاحاتی آورده است به نحوی که در رفتاری کاملا مبتنی بر اصول اسلام لیبرالیستی به افشای پرونده‌های واقعی و دروغین یکدیگر مبادرت ورزیده‌اند و برچسب زنی از آمریکا و لندن و تهران به رفقای سابق گرمابه و گلستان و شرکای تجاری قدیمی، در اوج تفریحات سیاسی پر طرفدار با هدف جلوگیری از انتشار لیست خائنین به وطن قرار دارد. اصلاح‌طلبان بعد از پوست‌اندازی و ساختارسازی کاذب حالابه مرحله «بگم بگم‌های سیاسی» رسیده‌اند، موضوعی که با مصاحبه صادق خرازی درباره دیپلمات‌های خائنی که گرا به دشمن می‌دادند، آغاز شده است و می‌رود با نهراسیدن خرازی از تهدیدات، به انتشار لیست دوستان آمریکا و اسرائیل در ایران بیانجامد. خصوصا که با اعزام مهدی هاشمی به زندان به عنوان خط قرمز حزب کارگزاران، فضا برای دستگیری سایر مشاهیر خائن به نظام و ملت، بیش از همیشه گسترده شده است و قوه قضائیه در تنبیه متخلفین به مدال «خط شکنی» هم دست یافته است. ظاهراً هر چه هست داستان امروز را مدیون شجاعت آقا صادق خرازی هستیم… پس ندا به پیش!»

هر چند که کیهان ادعا کرده است محمدرضا خاتمی و سعید حجاریان هم به این سخن خرازی معترض بوده‌اند، اما تا این لحظه ادعای کیهان کذب بوده و افراد نامبرده به طور رسمی، واکنش صریحی از خود نشان نداده‌اند. اما احمد پورنجاتی در سومین واکنش خود نسبت به خرازی در صفحه‌ شخصی خود نوشت: «چراغ‌موشی‌ها، یکی یکی روشن می‌شوند؛ منتظر باشید، از این روزها تا آستانه‌ی انتخابات! یک فقره «دیپلمات جنتلمن» از «لیست داخل جیب جلیقه»اش سخن می‌گوید و نام اصلاح‌طلبانی که به دشمن «گرا» می‌داده‌اند. معلوم نیست که چرا تازه پس از ده، دوازده سال، این لیست را از لای کیسه‌ی توتون هاف اند هاف، پیدا کرده! یک دبیر کل حزب «مؤتلفه» که حتی در انتخابات پاستوریزه و هموژنیزه‌ی «خانه‌ی احزاب» هم ناکام مانده، فرمان صادر می‌کند که اصلاح‌طلبان باید از سران فتنه ابراز بیزاری کنند؛ یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز در همین مایه‌ها؛
امام جمعه‌ی موقت تهران نیز، همچنین؛ انگاری دوستان انحصارطلب ما، به شیوه‌ی رسانه‌ی «سر و صدا» هر وقت در تنگی قافیه می‌مانند، می‌روند سراغ آرشیو، برای پخش برنامه‌های تکراری! آیا «سیاست انتخاباتی برخی» در این دوره، «تاکتیک: هرچه مشارکت کمتر، خطر پیروزی رقیب، کمتر» است!؟» ادعای دیگر کیهان هم جالب است! کیهان ادعا کرده «مردم» در صفحه اینستاگرام هشتک «خرازی افشا کن» راه انداخته‌اند! اما تا روز چهارشنبه این هشتک، تنها ۱۲ ارجاع دارد اما کیهان این دوازده ارجاع را منتسب به «مردم» دانسته است! پس از این واکنش‌ها، صادق خرازی خرازی در ۲۱ مردادماه، گفت و گویی با روزنامه اعتماد انجام داده و به دنبال آن، محمدعلی ابطحی دوباره نوشت: «درپست قبلی آورده بودم که رمضان زاده مطالبه لیست کتاب‌های تاریخی قاچاق توسط بعضی از دیپلمات های سابق را کرده. صادق خرازی امروز تو روزنامه اعتماد کلی قسم و آیه خورده که نگفته لیست اصلاح طلبانی که به دشمن گرا داده اند توی جیبش هست. من هم پست قبلی رو حذف کردم. ولی همچنان معتقدم با این مواضع به کسی پست نمی‌دهند. نیروهای اصلی حزب ندا که سابقه اصلاح‌طلبی دارند در برابر اتهام به اصلاح‌طلبی موضع بگیرند.»

در همین حال، سعید نورمحمدی از اعضای ارشد حزب ندای ایرانیان در یادداشتی به دفاع از مؤسس این حزب پرداخته و خطاب به محمد علی ابطحی نوشت: «اگر تاکنون اعضای حزب در برابر هجمه‌ها سکوت کردند و پاسخی به شما و دوستانتان ندادند به دلیل اعتماد به نفس زیادی است که داشته‌اند و اگر اصرار حضرتعالی نبود، باز هم پاسختان به عمل‌کرد و موفقیت‌های آینده حزب محول می‌شد. در پایان دوستانه از شما درخواست می‌کنم هر زمانی ذهن شریفتان درگیر مسأله اصلاح‌طلب بدلی و غیر بدلی شد، به گذشته مراجعه کرده و زحمت سرچ در موتورهای جستجوگر را به خود بدهید و سخنانی که همین چند سال پیش علیه رئیس دولت اصلاحات و سایر بزرگان کردید را ببینید و پس از آن، از موضع کانون اصلاح‌طلبی، دنبالِ گشتن مصادیق اصلاح‌طلب بدلی و غیر بدلی باشید.»

تمام این مصاحبه‌ها و نوشته‌های دشمن‌شاد‌کن به کنار، حضور مستمر و مداومِ حاج صادق خرازی، مؤسس این حزب، در نشست‌های و مناظرات مختلف، خصوصا در صداوسیما، جای بسی حیرت دارد! آن هم در صداوسیمایی که در آن، حتی نام و تصویر یک اصلاح‌طلبِ دسته چندم، سانسور می‌گردد و سایه‌ی صدا و تصویر هر نوع خوانشِ دمکراسی‌خواهانه و اصلا‌ح‌طلب، با تیر زده می‌شود! این‌هاست که شک و گمان را بر می‌افروزد! تمام این درگیری‌های رسانه‌ای و کهنه‌زخم‌ها که با تأسیس حزب ندا دهان باز کرد، تنها و تنها یک برنده دارد و آن اصول‌گرایانند! و همگان دیدند که این مشاجرات رسانه‌ای، بار دیگر، زمینه توهین به رئیس محبوب دولت اصلاحات، توسط کیهان را به بار آورد. مردم و جوانان باید متوجه شوند که در پشت پرده‌ی تمام این دعواهای سیاسی که بین اصلاح‌طلبان راه افتاده، همان حرف چرچیل نهفته است. بنابراین باید خروس یا اصلاح‌طلبِ «بدلی» را شناخت و به قول علی یونسی، آن را جدی تلقی نکرد! تا زمینه‌ی افول و نزول از آرمان‌ها و اصولِ اصلیِ اصلا‌ح‌طلبی، فراهم نگردد.

کلمات کلیدی : . .