کد خبر: 1725تاریخ انتشار : ۱۳:۴۸:۱۷ - دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۴

حمیرا حسینی یگانه

داعش؛ پاکسازی دینی یا سونامی حضور غربی‌ها در خاورمیانه

پاتریک کوربن، نویسنده کتاب ظهور دولت اسلامی با بررسی تحولات عراق و ظهور و پیدایش گروه داعش بر این باور است که انحلال ارتش، خیل عظیمی از نیروهای مسلح این کشور را که برای رفع هزینه های روزانه خود نیازمند شغل بودند به سمت گروه های تکفیری و جهادی جلب کرد و این گروه توانست رفته رفته بر بخش هایی از کشور عراق مسلط شود.

داعش؛ پاکسازی دینی یا سونامی حضور غربی‌ها در خاورمیانه

دو سال از عمر گروه موسوم به داعش گذاشته است. گروهی که در این دوسال فجایع، جنایات و خسارات بی شماری را بر جامعه جهانی تحمیل کرده اند. گروهی که از ابتدا به عنوان زائده ای از شبکه القاعده در عراق و سوریه تشکیل شد و پس از آن با اعلام استقلال از القاعده با شیوه خود به با ادعای خلافت اسلامی اقدام به کشورگشایی می کند. این گروه تروریستی، نام  داعش برگرفته از ” دولت اسلامی عراق و شام” را برای خود برگزید و در تلاش است تا با اندیشه سلفی جهادی – تکفیری-  اقدامات خود را توجیه  و هدف نهایی اش  را  بازگرداندن ” خلافت اسلامی و اجرای شریعت”   عنوان کند.

برخی ریشه تشکیل این گروه را به دوازده سال پیش برمی گردانند، در زمانی که ابومصعب الزرقاوی بنیانگذار جمعیت ” توحید و جهاد” عراق با رهبر القاعده بیعت کرد. در آن زمان این گروه با استقبال عمومی مواجه نشد. اما در زمان حمله امریکا به عراق آنان به عنوان یک گروه جهادی ضد نیروهای آمریکایی معرفی مورد توجه عراقی ها قرار گرفتند. گروهی که توانسته بود با استفاده از خلاء قدرت در عراق  تعداد زیادی از نیروهای جوان عراقی را با خود همراه کند و به سرعت در بخش های وسیعی از کشور عراق جایگاهی برای خود بیابد. پس از آن بود که در پی تغییرات مدیریتی،  ابو بکر بغدادی یکی از شخصیت های مطرح این گروه، فعالیت خود را تحت عنوان ” امیر داعش ” در پی گرفت.  ابوبکر بغدادی پرورده یک خانواده با عقیده سلفی تکفیری است که در جوانی فعالیت های نظامی و تروریستی را با گروه ” ارتش اهل سنت و جماعت” شروع کرده بود. همزمانی شرایط نابسامان سیاسی و امنیتی درعراق و سوریه زمینه گسترش فعالیت این گروه را در منطقه تسهیل کرد و  این گروه با نام دولت اسلامی با شعار “یاری اهل سنت در سوریه ” از مرز عراق گذشت و وارد این خاک سوریه شد و تاکنون در این کشور حضور دارد.

آنگونه که کارشناسان و تحلیل گرانان مسایل خاورمیانه بیان کرده اند، سوءسیاست و مدیریت بحران عراق توسط امریکایی ها می تواند یکی از عوامل اصلی شکل گیری گروه موسوم به ” داعش” باشد. تصمیمات نسنجیده امریکاییان در اشغال عراق و انحلال ارتش منظم و مجهز صدام حسین زمینه را برای رشد غیرمترقبه این گروه در عراق باز کرد. پاتریک کوربن، نویسنده کتاب ظهور دولت اسلامی با بررسی تحولات عراق و ظهور و پیدایش گروه داعش بر این باور است که انحلال ارتش، خیل عظیمی از نیروهای مسلح این کشور را که برای رفع هزینه های روزانه خود نیازمند شغل بودند به سمت گروه های تکفیری و جهادی جلب کرد و این گروه توانست رفته رفته بر بخش هایی از کشور عراق مسلط شود.

ریشه تفکر این گروه تروریستی برگرفته از مکتب ” سلفیه ” در قرن چهارم هجری قمری است. آنان بر این باورند که رفتار و عمل صحابه پیامبر اسلام برای زندگی کردن کافی است و نیازی به موازین فقهی مذاهب چهارگانه اهل سنت وجود ندارد. محمد بن عبدالوهاب از بنیانگذاران وهابیت، شاخص ترین چهره های این گروه است که بر این باور بود هر مسلمانی که با آنان هم عقیده نیست، متهم به کفر و خروج از دین است. آنگونه که یکی از جنگجویان داعش در گفت و گو با یورگن هوفر، سیاستمدار آلمانی  بیان کرده هر کسی که به اسلام داعش نپیوندد، کشته خواهد شد.

داعش به کجا می رود؟

آنگونه که رهبران داعش عنوان کرده اند، هدف آنان تشکیل دولت اسلامی در یکی از استراتژیک ترین نقاط جهان است. عراق و شام ( نام قدیمی سوریه). یعنی همجواری با دو کشور بزرگ مسلمان منطقه،  ترکیه و ایران و تسلط  بر خطوط نفتی منطقه به اروپا.

در مقایسه با سایر گروه های تکفیری که طی دو دهه گذشته با همکاری مستقیم و غیرمستقیم کشورهای غربی بخصوص امریکا در منطقه شکل گرفته اند، داعش از امکانات تکنولوژیک، بورکراتیک، مالی و انسانی بیشتری برخوردار است و نحوه نیروگیری این گروه سلفی از طریق مدرن ترین رسانه های بین المللی و هدفش به کارگیری نیروهای جوان مستعد با انگیزه است.  در حال حاضر با توجه به یارگیری داعش به نظر می رسد که این گروه در تلاش است تا سرزمین های بیشتری را تحت سیطره خود داشته و به منابع مالی و انرژی بیشتری دسترسی یابد. مدیریت و رهبری داعش طی دو سال گذشته نشان داده که این گروه با سازماندهی حساب شده در ابتدا تلاش به گسترش قلمرو در سرزمین ها و نقاط استراتژیک  دارد و پس از آن در پی سیطره و کنترل کامل بر نقاط تحت تسلط خود است. هر چند در ابتدا این گروه تلاش داشت تا با حرکات جهشی، برای جذب بیشتر نیرو، خود را پیروز نبرد جلوه دهد، اما این روزها داعش سعی می کند تا نقاط به دست آورده را به طور کامل تحت انقیاد خود در آورد تا بتواند از آن ها بعنوان پایگاه برای حملات بعدی خود استفاده کند.

آنگونه که هافر، سیاستمدار و ژورنالیست آلمانی از مشاهدات و گفت و گوهای خود با گروه داعش منتشر کرده است،   هدف این گروه فراتر از تصرف خاورمیانه و حتی تسخیر جهان است. او که داعش را سونامی اتمی می خواند،  بر این باور است که داعش در صدد پاکسازی دینی است و بر پایه این اعتقاد که به جز پیروان ادیان صاحب کتاب (شامل پیروان همین گروه، مسیحیان و یهودیان) بقیه شهروندان جهان کافر محسوب می‌شوند و باید به قتل برسند و زنان و کودکانشان به بردگی گرفته شوند. برخی از رهبران داعش در بیان نقطه نظرات خود گفته اند که این حکم شامل معتقدان به دیگر مذهب‌ها و فرقه‌های اسلامی نیز می‌شود، مگر این که پیش از تصرف سرزمین‌شان توبه کنند و به سوی “اسلام واقعی” بازگردند.

خلافت اسلامی یا اسلام هراسى؛ تشویق خشونت عریان در قالب ایدئولوژی

در زمان جنگ سرد بین دو ابر قدرت شرق و غرب، اندیشه های تکفیری  وجهادی در سرزمین های تحت اشغال اتحاد جماهیر شوروی سابق توسط ایالات متحده امریکا تشویق و ترغیب شد تا به این وسیله بتوانند با بکارگیری نیروهای محلی و با انگیزه های مذهبی و هویتی به مقابله با رقیب در منطقه بپردازند.

مقامات سیاسی و امنیتی امریکا نیز تاکنون ابایی نداشته اند تا ضرورت های منطقه ای را دلیلی برای ایجاد و تقویت گروه های تکفیری و جهادی ذکر کنند. پیش تر، هیلاری کلینتون با صراحت از اقدام امریکا در تشکیل القاعده در افغانستان سخن گفته بود. اخیرا نیز هیلاری کلینتون در کتاب خاطرات خود در خصوص داعش تصریح کرده است: ” قرار بود، داعش براساس توافق آمریکا و اخوان‌المسلمین مصر، در مصر تشکیل شود، اما رخدادهای ۳۰ ژوئن ۲۰۱۴ در این کشور که به قدرت رسیدن نظامیان در مصر و براندازی حکومت اخوانی‌ها ظرف ۷۲ ساعت را بدنبال داشت، همه توافقات را بر باد داد.” وی بر قول و قرارهایی که بین هم پیمانان غربی انجام شده اشاره دارد و  می گوید: ” قرار بود، آمریکا بواسطه اخوانی‌های مصر و داعش، منطقه را تقسیم کند که این تقسیمات منطقه‌ای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را نیز شامل می‌شد. براساس این تقسیمات، نقشه خاورمیانه کاملا تغییر می‌کرد و به آمریکا امکان تسلط کامل بر منافع نفتی و گذرگاه‌های دریایی را می‌داد”.

آموزش های انجام شده رهبران داعش در سازمان امنیتی اسراییل در کنار اظهار نظرهای منتشر شده از رییس سابق سیا، هیلاری کلینتون و برخی دیگر از مقامات سیاسی و امنیتی به نظر می رسد که گسترش تفکر تکفیری در خاورمیانه و شمال افریقا برای مقابله با حرکت های مدنی و اصلاح طلبانه ای است که در این مناطق نضج گرفته است.  در واقع همانگونه که کشورهای غربی در اوایل قرن بیستم برای دستیابی به منابع انرژی و در جریان جنگ های جهانی اول و دوم، نقشه سیاسی خاورمیانه را بر اساس منافع خود بازتعریف کردند، این بار نیز در تلاشند تا با نبود بلوک شرق، دشمن فرضی دیگری در منطقه بیافریند و همزمان با ایجاد ناامنی در کشورهای منطقه به بهانه های مختلف _ از سلاح هسته ای تا بهار عربی_  جریان امن ارسال انرژی به غرب را تامین کرده و تسلط خود بر نقاط استراتژیک جهان را تداوم بخشند.

اصرار رسانه های غربی در به کار گیری واژگان ” دولت اسلامی ” و بزرگنمایی قدرت این گروه تروریستی نشان از سیاست هماهنگ و منسجم غرب در ارائه تصویر مورد دلخواه آنان از اسلام دارد. تصویری که هر روز از رسانه های کشورهای غربی با آب و تاب بارها نشر و بازنشر می شود تا چهره ای خشن و قرون وسطایی از اسلام ارائه دهد. چهره ای که در آن دین یعنی همان چیزی که سال هاست مستغرب ها در کتاب ها و رسانه های خود به تصویر کشیده اند. زنی سراسر پوشیده در نقاب سیاه، دست هایی آلوده به خون، خشونت بی مرز،  تخریب هر آنچه رنگ فرهنگ و هویت دارد. این چنین تصویری از اسلام که توسط رسانه های غربی ارائه می شود بیشترین ضربه را به اسلام  و مسلمین زده است.

هر چند غربی ها تلاش دارند فیلم های قتل چند تن از غربی ها توسط داعش را در وسیع ترین حد منتشر کنند، تا وانمود کنند داعش خطری برای کشورهای غربی و مردم این کشورهاست، اما آمار نشان می دهد بیشترین قربانیان این جنایت آشکار مسلمانان شیعه و سنی هستند. مردم بی دفاعی که در برابر خشونت تمام عیار داعش هیچ دفاعی از خود ندارند. در واقع امریکا، اسراییل و هم پیمانان همزمان اهداف مختلفی را از قبل داعش در منطقه دنبال می کنند. این کشورها ضمن ارائه چهره خشن و من درآوردی از اسلام، تغییر جغرافیای سیاسی منطقه، شرایط حضور نیروهای غربی در خاورمیانه را فراهم می کنند.

از سوی دیگر، بروز و رشد داعش در کشورهای منطقه جریان اصلاح طلبی و حرکت های مدنی مردم برای انجام پاره ای تغییرات در حکومت های خود را نیز با وقفه رو به رو کرده است.  طی سال های اخیر نسل جوان با توسل به اسلام و سنت های جوامع خود در صدد اصلاح نظام های توتالیتر و دیکتاتوی با شیوه های مسالمت آمیز و حرکت های مدنی بودند. آنان به جای دنبال کردن روش های خشونت آمیز و پرهزینه در صدد ایجاد تغییرات آرام و ماندگار بودند. اما پیدایش داعش این روند را نیز با مشکل رو به رو کرده است و بسیاری از حاکمان این کشورها با بهانه بی ثباتی و ناامنی مانع از ادامه فعالیت های مدنی و اصلاح طلبانه در کشور خود شده اند. در واقع حکومت های این کشورها که دارای پایگاه مردمی نیستند برای بقای خود و به بهانه دفاع در برابر داعش هزینه های سرسام آوری را برای خرید تسلیحات به ملت تحمیل می کنند.

جنگجویان جوان غربی در میان داعش

یکی از سوالات اساسی در بررسی مساله داعش جذابیت این گروه تروریستی در جذب جوانان کشورهای غربی است. آن طور که رسانه های غربی گزارش می دهند همه روزه تعداد زیادی از جوانان از کشورهای اروپایی، استرالیا و امریکا که در نظام آموزشی این کشورها تربیت شده  و آموزش دیده اند به گروه داعش می پیوندند.  توانمندی تکنولوژیک و حضور فعال و گسترده گروه داعش در رسانه های مجازی و شبکه های اجتماعی یکی از اهرم های تبیلغاتی برای جذب جوانان و نوجوانان از کشورهای مختلف است.

برخی از جامعه شناسان بر این باورند که بی هویتی و بی معنایی زندگی در کشورهای غربی یکی از مهمترین انگیزه های گرایش جوانان این کشورها برای پیوستن به داعش و یافتن معنایی برای زندگی خود است.  هر چند گروهی از تحلیل گرایان فقر و عدم پیوستگی مهاجران در جوامع غربی را از عوامل اصلی این اشتیاق عنوان کرده اند.  آنان استدلال کرده اند، همانگونه که داعش در عراق و سوریه توانسته در میان روستاییان و طبقات محروم جامعه پایگاه اجتماعی را گسترش دهد، قادر است اقشار محروم و فرودست کشورهای غربی را نیز برای پیوستن به خود ترغیب کند.

با نگاهی به افرادی که تاکنون جذب این گروه شده اند به نظر می رسد مسایل اقتصادی و فقر عوامل کم رنگ تری برای این حضور پردردسر در گروه داعش باشد. در گفت و گوهایی که با برخی از جوانان جامانده از پیوستن به این گروه انجام شده، آنها تصریح کرده اند برای فرار از یک زندگی کسل کننده تکراری و تجربه یک زندگی ماجراجویانه قصد پیوستن به داعش را داشته اند. هر چند در کنار این انگیزه برخی به برابری و داشتن جهانی عادلانه اشاره کرده اند. وعده ای که لیبرالیسم غربی تاکنون نتوانسته است برای آنان به ارمغان بیاورد.

داعش از طریق تبلیغات جوان پسندانه و چندلایه خود در شبکه های اجتماعی توانسته نسل جوانی را که از زندگی و فرهنگ حاکم غربی سرخورده و بی انگیزه شده است، با وعده های آرمانی به سمت خود جذب کند. تا کنون فیلم های تبلیغاتی زیادی از سوی گروه داعش و با هدف جذب نیرو در شبکه های اجتماعی پر مخاطب به نمایش درآمده است. این فیلم ها که مضمون آنها از به نمایش درآوردن زندگی عادی اعضای گروه تا نحوه انتقام جویی آنها از کسانی که دشمن می پندارند متغیر است به سه زبان انگلیسی، فرانسه و آلمانی انتشار یافته است. پیام فیلم های انتشار یافته نیز بسته به موضوع آنها می تواند نرم و وسوسه انگیز باشد و مفاهیمی چون دعوت به مهاجرت از وطن که سرزمین ترس لقب گرفته و پیوستن به سرزمین امنی که به ادعای آنان جایگاه خلافت اسلامی است را شامل شود و یا بالعکس می تواند خشن و رعب آور باشد و با عرضه تصاویری از گردن زدن قربانیان و بی پروایی در به نمایش درآوردن چهره ضاربی که اغلب اروپایی و سفید پوست است مخاطب خود را مقهور قدرت ویرانگر این گروه نوظهور نماید.داعش در تبلیغات غرب ستیزانه خود تلاش دارد تا به جوانان غربی بباوراند که او در همه پیکارهای خود در برابر ماشین مکانیزه غرب پیروز است و کشورهای غربی را برای مقابله با این گروه به استیصال رسانده است.

اما پیوستن این جوانان به داعش از کشورهای غربی و مانور تبلیغاتی رسانه های غربی بر آن، نه تنها منجر به فشار بیشتر بر اقلیت مسلمان در کشورهای اروپایی، امریکا و استرالیا می شود بلکه به نوعی غربی ها احتمال اعتراض های مدنی از جانب اقلیت مسلمان نسبت به تبعیض های جاری را نیز کاهش می دهند و با القای اینکه گروه های اسلامی پتانسیل اقدامات خشونت آمیزی مانند داعش را دارند، خواهند توانست هر حرکت اعتراضی در کشورهای خود را نیز مهار کنند و همزمان از پیوستن بیشتر مردم به اسلام نیز جلوگیری کنند.

گروه داعش، رشد و گسترش آن در عراق و سوریه  در کنار نیروهای اشغالگر امریکایی با وجود کشورهای قدرتمندی چون عربستان سعودی، ترکیه و اسراییل ابهامات زیادی را در برابر جهانیان قرار داده است. بی شک هر بازیگر جهانی یا منطقه ای با هدفی در برابراین گروه تروریست نقش آفرینی می کند. اما کنار هم گذاشتن پازل شاید در نهایت به جایی برسد که امریکا و هم پیمانان آن با سکوت تلویحی در برابر رشد قارچ گونه داعش اهداف چندلایه ای از تغییر جغرافیای سیاسی منطقه تا ایجاد دشمن فرضی برای توجیه افکار عمومی در تخصیص بودجه های کلان حضور نظامی دنبال می کنند. باید دید طی چند سال آینده سرنوشت سیاسی منطقه استراتژیک خاورمیانه با وجود کشورهای قدرتمندی چون  ایران، عربستان، ترکیه و اسراییل چگونه رقم خواهد خورد و کشورهای غربی،  متحدان و هم پیمانان سنتی آنان با موج تحولات و تغییرات جهانی و منطقه ای چگونه خواهند توانست پایگاه های خود را برای حفظ و انتقال امن انرژی تضمین کنند. ایا داعش هم چون القاعده برای امریکایی ها تاریخ مصرف دارد و ایا آنان خواهند توانست از قبل این گروه به اهداف نانوشته خود در منطقه دست یابند.