کد خبر: 40527تاریخ انتشار : ۵:۰۸:۵۱ - چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷

مهدی نورمحمدزاده- فعال حوزه رسانه

برف است و آفتاب تموز!

نزدیک پنج ماه از آغاز فیلترینگ تلگرام می‌گذرد. آمران و مجریان فیلترینگ، قصدشان این بود که با فیلتر تلگرام دسترسی مردم به کانال‌های مخرب و ضد امنیتی از قبیل «آمدنیوز» محدود و چرخش پیام‌های دروغ و تحریک کننده در میان جمعیت کاربران فضای مجازی متوقف شود. اما نتیجه چه شد؟! در طی چند ماه اخیر تعداد اعضای کانال آمدنیوز بیش از ۲۰۰ هزار نفر افزایش یافت و تعداد بازدید پیام‌های تلگرام نیز رکوردشکنی کرد!

برف است و آفتاب تموز!

۱ -نزدیک پنج ماه از آغاز فیلترینگ تلگرام می‌گذرد. آمران و مجریان فیلترینگ، قصدشان این بود که با فیلتر تلگرام دسترسی مردم به کانال‌های مخرب و ضد امنیتی از قبیل «آمدنیوز» محدود و چرخش پیام‌های دروغ و تحریک کننده در میان جمعیت کاربران فضای مجازی متوقف شود. اما نتیجه چه شد؟! در طی چند ماه اخیر تعداد اعضای کانال آمدنیوز بیش از ۲۰۰ هزار نفر افزایش یافت و تعداد بازدید پیام‌های تلگرام نیز رکوردشکنی کرد!

۲ -مسئولان اقتصادی دولت در چند ماه اخیر، چندین برنامه و طرح اقتصادی را برای مهار نرخ ارز و طلا و جلوگیری از سقوط ارزش ریال پیشنهاد و اجرا کردند. اما بر خلاف تصورات و وعده‌هایشان، قیمت ارز در هفته‌های قبل رکورد ۱۸ هزار تومان را هم شکست و اوضاع سکه باز هم سکه ماند! حتی تغییر رئیس بانک مرکزی و راه اندازی بازار ثانویه ارز هم هیچ تاثیری در این روند بحرانی نگذاشت! (فارغ از ریزش ناگهانی قیمت دلار در ساعات اخیر که چندان هم ماندنی نخواهد بود.)

۳-نهادهای نظارتی و قضایی مصاحبه‌ها کردند و وعده‌ها دادند برای مبارزه با افزایش قیمت‌ها و اطمینان دادن به مردم برای تامین کالاهای اساسی. اما نتیجه چه شد؟ دیروز یک بسته پوشک بچه را که یک ماه قبل ۴۰ تومان قیمت داشت، به قیمت ۸۵ تومان خریدم! هجوم مردم به فروشگاه‌ها و نگرانی از تامین مایحتاج عمومی و کمبودهای دوره‌ای برخی کالاهای اساسی هم که اظهر من الشمس است!

۴-در اوج نگرانی و اضطراب مردم و در روزهایی که عمیقا نیازمند تقویت وحدت ملی و همراهی مردم و نظام هستیم، وزیری گستاخانه با مردم حرف می‌زند و نسخه «بمال بمال» می‌پیچد، مشاوری حکم به لنگ پوشیدن و نان خشک خوردن می‌دهد و استقامت و ایستادگی یمنی‌ها را برای مردم ما مثل می‌زند! حالا بماند تلویزیون و نماز جمعه و…

همه این واقعیت‌های تلخ یک معنای ساده و واضح دارند: یا مدیریتی در کشور وجود ندارد و یا اگر وجود دارد به شدت ناتوان و کندذهن است! آنقدر که هیچ توجهی به بازخورد و تاثیر تصمیمات خود ندارد و حتی نمی‌تواند واقعیات اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران امروز را درست و دقیق تجزیه و تحلیل کند! مدیران کلان ایران امروز، در واقعیت‌های خیالی زندگی می‌کنند و هیچ تصور دقیقی از متن جامعه و روابط و قواعدش ندارند، برای همین هم نسخه‌هایشان غالبا بی‌فایده است! مثل پزشکی که درد بیمارش را نمی‌شناسد و تشخیص نمی‌دهد و فقط به روش سعی و خطا برایش نسخه می‌پیچد! مشکلات ما هر چه قدر هم بزرگ باشد لاینحل نیست، معضل لاینحل ما راهکارهای پوچ و دور از واقعیت تصمیم‌گیرانی است که در خانه‌ها و میزهای ایزوله از متن جامعه نفس می‌کشند و حرف می‌زنند و دستور می‌دهند، بی‌خیال مردمی که اعتماد و اعتبارشان چون برف زیر آفتاب تموز، روز به روز سست می‌شود و آب می‌رود!

کلمات کلیدی :