کد خبر: 40779تاریخ انتشار : ۳:۵۲:۴۲ - یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷

احمد حیدری- پژوهشگر دینی

دادگاه لاهه نماد عدالت جهانی

بعد از انقلاب روح قوی و شدید «غرب‌ستیزی» به ما اجازه نداد بسیاری از حقایق در مورد غرب و غربی روشن شود و غرب و غربی به طور کلی ضدّ انسانیّت، ضدّ عدالت، ضدّ اخلاق و ضد هر چه رنگ خوبی دارد، معرفی شد. در این سال‌ها هر گاه رفتارهای حقوق بشری و عدالت گرایانه از غرب دیدیم مثلا هرگاه کشورهای غربی ایران را به دلیل نقض حقوق زندانیان یا رعایت نکردن حقوق زنان یا … محکوم کردند، با همان نگاه آنها را انکار کرده و غیرصادق شمردیم. بدون این که بخواهیم در رفتار خودمان دقت کنیم و مواردی را یافته و اصلاج کنیم. در مورد کنوانسیون‌های جهانی هم با همین نگاه بدبینانه بدون بررسی موادشان، آنها را ردّ و انکار کردیم.

دادگاه لاهه نماد عدالت جهانی

بعد از انقلاب روح قوی و شدید «غرب‌ستیزی» به ما اجازه نداد بسیاری از حقایق در مورد غرب و غربی روشن شود و غرب و غربی به طور کلی ضدّ انسانیّت، ضدّ عدالت، ضدّ اخلاق و ضد هر چه رنگ خوبی دارد، معرفی شد. در این سال‌ها هر گاه رفتارهای حقوق بشری و عدالت گرایانه از غرب دیدیم مثلا هرگاه کشورهای غربی ایران را به دلیل نقض حقوق زندانیان یا رعایت نکردن حقوق زنان یا …  محکوم کردند، با همان نگاه آنها را انکار کرده و غیرصادق شمردیم. بدون این که بخواهیم در رفتار خودمان دقت کنیم و مواردی را یافته و اصلاج کنیم. در مورد کنوانسیون‌های جهانی هم با همین نگاه بدبینانه بدون بررسی موادشان، آنها را ردّ و انکار کردیم.

مخالفت‌هایی که با کنوانسیون منع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان در دوران دولت اصلاحات شد، یا همین مخالفت با سند ۲۰۳۰، یا جریان «اف ای تی اف» و …؛ همه با این استدلال است که تهیه کنندگان این‌ معاهدات غیر معتقد به خدا و قیامت، غیر پایبند به اخلاق انسانی، مستکبر، خود خواه، انحصارطلب، استعمارگر و … هستند و نمی‌توان به آنها خوشگمان بود و سخن به ظاهر حقشان را پذیرفت و با آن همراهی کرد زیرا در ورای این ظاهر زیبا، باطن زهرآلود و کشنده‌ای است.

حق آن است که عموم غربیان و متفکران آنها و قدرتمندان و سیاستمداران، ضد خدا، ضد اخلاق، ناهمخوان با ارزش‏ها و ضد انسانیت نیستند. برخى از آنها انسان واقعى هستند و از فطرت بشرى برخوردارند و عقل خداداد که دعوت‏کننده به پرستش و بندگى و مخالف نفس و شیطان است، در آنان نیز وجود دارد. میان آنان نیز به اقتضاى فطرت انسانى، عدالت‏خواهى و عدالت‏طلبى وجود دارد؛ از خیر و خوبى خوش‏شان مى‏آید و ظلم و زورگویى را انکار مى‏کنند گرچه دین تحریف شده و غیر عقلانى بلکه عقل‏ستیز مسیحیت و نیز تاریخ سیاه حکومت کلیسا در غرب، آنان را از دین و مذهب زده کرده و به بسندگى به عقل جمعى فراخوانده است و این واکنش در مقابل استبداد کلیسا، آنان را از آموزه‏ها و ثمرات نیکوى دین بى‏بهره ساخته و به میوه‏هاى تلخ اومانیسم(انسان‏محورى) و لیبرالیسم و… دچار کرده است.

مخالفت موجود در غرب با مذهب، دین و وحى بسان مخالفت مارگزیده‏اى است که از هر ریسمان سیاه و سفیدى مى‏ترسد. چنین کسى را نباید سرزنش و نکوهش کرد، بلکه باید ضمن تأیید ترس او برایش ثابت کرد هر ریسمان سیاه و سفیدى، مار گزنده و کشنده نیست. هر چه نام وحى و دین دارد، سراسر عقل‏ستیز، پشتیبان خودکامگى، ضد آزادى، گریزاننده از لذت و دنیا و دعوت کننده به رهبانیت نمى‏باشد. آرى، ادیان تحریف شده، قابل پذیرش، سعادت‏زا و کمال‏آور نمى‏باشند، زیرا فقط منتسب به آسمان و پیامبران هستند اما در واقع جعلیات و آفریده‏هاى بشرى‏اند که از ذهن ناقص و معیوب جاعلان و تحریفگران نشأت گرفته است. کدام خردمند و متفکر و اندیشورى است که یهودیت، مسیحیت و دیگر مذاهب غربى و شرقى امروز را به عنوان ایده‏هاى سعادت‏زا و خوشبختى‏آور و مقبول و معقول بپذیرد؟!

گر چه برای ادعای بالا مصداق‌ها فراوان است ولی دیوان داوری لاهه از مصداق های مشهود می‌باشد. این دادگاه برای ایرانیان نهادی واجد احترام و خوشنام است که در وهله اول مرهون  بیطرفی  قضات دانشمند آن در مناقشه نفس‌گیر نفتی  ایران و انگلیس در گذشته است. آن روز قضات این دادگاه در روزگار تنهایی دکتر مصدق وغریبی ایران, در کمال بیطرفی  به  نفع یک کشور شرقی و به ضرر شرکت غربی که انگلیس  پشت سر آن پنهان بود با شهامت رای دادند و «جالب این که هیچ کشور غربی حتی انگلیس آن‌ها را ملامت و متهم نکرد».

این دادگاه در روزهای اخیر نیز بی‌اعتنا به هیاهوی ضد ایرانی مجددا به نفع ایران و به ضرر ترامپیسم و به دور از ملاحظات شرقی و غربی و یا اسلامی و غیراسلامی رای داد و با این رای، برگی دیگر بر کارنامه خوشنامی خود نزد ایرانیان قدرشناس افزود. و نشان داد که مجامع جهانی هم حق و عدالت را می‌شناسند.

این رأی نشان داد هنوز در بین انسان‌های آزاده وجه مشترکی به نام بی طرفی و حقگویی وجود دارد و نشان داد که مجامع جهانی هم حق و عدالت را می‌شناسند. بنابراین جا دارد هم این توفیق دفاع از عدالت را به ریاست و ارکان و اعضای دیوان لاهه، خاصه قضات با شرافت و مستقل آن تبریک بگوییم و به معماران فرهنگی کشورهایی که تا این حد استقلال قضات را به رسمیت می‌شناسند و نظام های آموزشی که چنین قضات با سواد و مستقلی را تربیت می‌کند تبریک با کارت طلایی تقدیم کنیم و باور نماییم قضاوت عادلانه اخلاقی و انسانی است و صاحبان فضیلت عدالت همواره مستقل از مذهب و ملیت، شایسته احترام و ستایش‌اند و در هر جای جهان و در بین هر ملتی و با هر دین و مذهبی یافت میشوند.

کلمات کلیدی :