کد خبر: 41838تاریخ انتشار : ۱۷:۳۲:۳۹ - یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷

احمد حیدری- پژوهشگر دینی

دایی‌زاده معاویه «شهید محبت علی(ع)»

«محمد بن ابی‌حذیفه» فرزند عُتبه بن ربیعه[عتبه پدر هند و از مشرکان کشته شده در بدر]، دایی‌زاده معاویه بن ابی سفیان بود. بعد از کشته شدن عُتبه، محمد در دامن عثمان بزرگ شد ولی به جهت عدالت‌طلبی و ظلم‌ستیزی از مخالفان شدید وی گشت. او اهل مصر را علیه خلیفه شوراند و وقتی عبدالله بن ابی‌سرح والی مصر برای یاری عثمان به مدینه آمد، بر جانشین او تاخت و مصر را از گرفت و تا آمدن قیس بن سعد، مصر را اداره ‌کرد. عدالت‌طلبی و حق‌خواهی، محمد را به همراهی امام علی سوق داد و بعد از شهادت امام بر این ارادت به امام استوار ماند و بر آن جان نهاد.

دایی‌زاده معاویه «شهید محبت علی(ع)»

«محمد بن ابی‌حذیفه» فرزند عُتبه بن ربیعه[عتبه پدر هند و از مشرکان کشته شده در بدر]، دایی‌زاده معاویه بن ابی سفیان بود. بعد از کشته شدن عُتبه، محمد در دامن عثمان بزرگ شد ولی به جهت عدالت‌طلبی و ظلم‌ستیزی از مخالفان شدید وی گشت. او اهل مصر را علیه خلیفه شوراند و وقتی عبدالله بن ابی‌سرح والی مصر برای یاری عثمان به مدینه آمد، بر جانشین او تاخت و مصر را از گرفت و تا آمدن قیس بن سعد، مصر را اداره ‌کرد. عدالت‌طلبی و حق‌خواهی، محمد را به همراهی امام علی سوق داد و بعد از شهادت امام بر این ارادت به امام استوار ماند و بر آن جان نهاد.
✅ با خلیفه شدن معاویه، بازار دین‌فروشی گرم شد و بسیاری از کسانی که تا آن زمان مدعی محبت امام علی و اهل بیت بودند و در رکاب‌شان و صاحب منصب و مقام، برای خوشامد قدرت حاکم نه تنها از امام و اهل بیت روگرداندند که بر سبّ امام کمر همت بستند[از آن جمله می‌توان به زیاد بن عبید و پسرش عبید الله اشاره کرد] . معاویه هم سبّ امام را استراتژی حکومت خود ساخت و به همه استاندارانش نامه نوشت که در خطبه‌های جمعه و جماعت سبّ امام را پیشه سازند و هر کس به امام محبت ورزید و از سبّ او خودداری کرد، به شدت مورد تنبیه و کیفر قرار دهند.
✅ محمد بن ابی حذیفه با این که از خویشاوندان نزدیک معاویه بود و اطاعتش از فرمان حکومت مورد انتظار، ولی بر مرام و اعتقادش پایدار ماند و حاضر نشد برای خوشامد قدرت و به بهای دنیا و مظاهر آن، دست از باورش به حقانیت امام علی بشوید و از امر سبّ بر امام سرپیچید و مغضوب قدرت شد. مردی از اشراف شام و اطرافیان معاویه گوید معاویه محمد را به خاطر استقامت بر حبّ علی و خودداری از سبّ او دستگیر و زندانی کرد و انتظار داشت به قول معروف «زندان او را آدم کند!» از این رو بعد گذشت مدتی، او را از زندان به حضور طلبید تا بصیرت دهد و از گمراهی به درآورد و به اطاعت و فرمانبری خود بخواند به این خیال خام که «دست از سفاهت برداشته و رضایت حاکم می‌جوید»! وقتی محمد را نزد معاویه حاضر ساختند، خطاب به وی گفت:
آیا وقت آن نرسیده که بصیرت یابی! و از ضلالت و کور باطنی به درآیی و دست از نصرت «ابن ابی طالب دروغگو» با دست و دل و زبان بشویی؟ آیا هنوز باور نداری که عثمان مظلوم کشته شد و علی با دسیسه او را به قتل رساند؟ و عایشه، طلحه و زبیر به خونخواهی عثمانِ مظلوم قیام کردند؟ و ما امروز خونخواهان عثمانیم؟
✅ محمد شجاعانه گفت: تو می‌دانی که من نزدیکترین مردمان از حیث خویشاوندی نسبی به تو هستم و از همه بهتر تو را می‌شناسم. به خدا قسم هیچ‌کس در ریخته شدن خون عثمان بیشتر از تو دخالت ندارد زیرا مردم از عثمان عزل تو و امثال تو را خواستار بودند و او نپذیرفت و آنان را به خشم آورد تا خونش را ریختند. به خدا قسم اول و آخر از همه طلحه و زبیر و عایشه در قتل او شریک بودند که بر کارهای بد او شهادت دادند و مردم را علیه او شوراندند. به خدا قسم تو بر همان خلق و خوی جاهلی که بودی، هستی و اسلام هیچ تغییری در تو نداده است. تو مرا به خاطر محبت به علی سرزنش می‌کنی در حالی که با علی جز «مهاجران و انصار روزه‌دار شب‌زنده‌دار» نبود و همه «منافق زادگان و فرزندان آزادشدگان رسول خدا» در رکاب تو بودند و به خاطر دنیا، فریب خدعه تو را خوردند؛ نه بر آنان حقیقت تو پوشیده بود و نه بر تو حقیقت آنان! به اختیار خود با اطاعت از تو خشم خدا را خریدند و من پیوسته به خاطر خدا و پیامبر، محبّ علی بوده و بغض و کینه تو را داشته و خواهم داشت.
✅ معاویه با شنیدن سخنان محکم محمد گفت: تو بر همان گمراهی و بی‌بصیرتی قدیمت هستی؛ او را به زندان برگردانید. اطرافیان معاویه هم او را به زندان برگرداندند در حالی که محمد زیر لب زمزمه می کرد: خدایا زندان بر من خوشتر از آنی است که اینان مرا بدان می خوانند(بهره‌مندی از دنیا با برائت از علی بن ابی طالب) و در زندان بود تا او را به شهادت رساندند.(الغارات، ج‏۲، ص۷۵۰-۷۵۱)
✅ خدایا در آستانه اربعین و در این زمان که مدعیان عدالت‌طلبی، استکبار‌ستیزی و بصیرت‌داری فراوانند؛ تو خود ما را یاری کن تا بر بصیرت ناب حق‌طلبی استوار مانده و مظاهر دنیا ما را به خضوع در برابر ستم نکشاند و هزینه سنگین حق‌خواهی را با جان و دل بپردازیم که «خوش بود گر محک تجربه آید به میان/ تا سیه روی شود هر که در او غش باشد».

کلمات کلیدی :