کد خبر: 2094تاریخ انتشار : ۱۱:۱۹:۳۵ - یکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۴

زنان و اعتیاد

    آمار زنان معتاد در کشور هر سال رو به افزایش است و آسیب شناسی در این زمینه مستلزم توجه بیشتر و واقع بینانه می باشد . ابتدا ذکر این مطلب حائز اهمیت است که اعتیاد بیماری است و برخورد با فرد معتاد به هر عنوانی به جز بیمار ، ظلم بر اوست  و […]

زنان و اعتیاد

 

 

آمار زنان معتاد در کشور هر سال رو به افزایش است و آسیب شناسی در این زمینه مستلزم توجه بیشتر و واقع بینانه می باشد .

ابتدا ذکر این مطلب حائز اهمیت است که اعتیاد بیماری است و برخورد با فرد معتاد به هر عنوانی به جز بیمار ، ظلم بر اوست  و موجبات اجتماع گریزی و اجتماع ستیزی بیش از پیش فرد معتاد را فراهم می آورد .

نظر به اینکه به طور سنتی عملا تربیت و پرورش کودکان بیشتر توسط مادران انجام می شود اعتیاد زنان آسیب بیشتری به نسل بعد وارد می کند و زمینه شیوع اعتیاد در نسل بعد را افزایش می دهد . همچنین زنان با درصد محسوسی کمتر از مردان به درمان رغبت نشان می دهند که عوامل اجتماعی زیادی در آن دخیل است از جمله این عوامل می توان به ترس مواجه شدن با تبعات اجتماعی و مورد قضاوت واقع شدن ، ترس از بد نامی و ترس از مجازات هایی نظیر از دست دادن حضانت فرزندان و از این قبیل اشاره کرد .

شروع اعتیاد برای زنان منشاء مختلفی دارد که مهمترین آن‌ها اعتیاد همسر در درجه نخست و یا پدر در درجه دوم است. به دلیل خلا عاطفی به وجود آمده و نیاز به کسب لذت آنی ، همچنین ترغیب یا اجبار به مصرف از سوی شوهر یا پدر ، فرد مصرف را شروع می‌کند و به دلایل جسمی و روانی قادر به کنترل و عدم مصرف دوباره نیست . در این شرایط زن مصرف کننده به جز آسیب های ایجاد شده به سبب اعتیاد از رفتار خشونت آمیز همسر خود نیز رنج می برد و در پاره ای از موارد شاهد سو استفاده های بسیار شدید از زنان هستیم که نمونه آسیب زای آن را در اجبار به تن فروشی از سمت شوهر است.

از دیگر عوامل اعتیاد زنان که امروزه مساله جدی در این باب است میل به لاغر شدن است . پیروی از مد بازار تقاضای مواد مخدر صنعتی را فراهم آورده است . عرضه کنندگان این مواد را به صورت غیر مستقیم در دسترس افراد می گذارند . برخی آرایشگاه های زنانه ، افراد را ترغیب به مصرف قرص های لاغری که حاوی آمفتامین و متا آمفتامین است می کنند و با پنهان کردن مضرات آن و انکار اعتیاد بعد از مصرف زنانی که میل به لاغری دارند را مجاب به مصرف از این قرص ها می کنند که البته اثر زیبایی بخشی آن بسیار کوتاه مدت است و در زمان بسیار کمی اثر شادابی و لاغری حاصل از مواد مخدر جای خود را به آسیب های ناشی از اعتیاد می دهد . از آنجایی که زنان جوان بیشتر در این دام گرفتار می شوند ، افت تحصیلی و یا ترک تحصیل از آسیب های شایع برای این افراد است همان طور که مانند سایر مصرف کنندگان دچار میل به خشونت ، افسردگی شدید و میل به انزوا نیز هستند . دسته دیگر از زنانی که میل به مصرف مواد مخدر دارند ، از خشونت خانگی رنج می برند و برای فرار از آنچه پیش روی خود می بینند به مصرف مواد مخدر پناه می آورند و در مدت کوتاهی به سبب آرامش آنی و فراموشی مشکلات ، وابستگی به مصرف پیدا می کنند .

از آنجا که زنان معتاد عموما از طرف خانواده خود طرد می شوند ، اجبار به دست و پنجه نرم کردن با مشکلات مالی دربیشتر موارد بسیار جدی است . به دلیل فقر شدید ، اعتیاد زنان غالبا با فرار از خانه و فحشا همراه است که وابستگی مالی شدید امکان سو استفاده حد اکثری از آنها را فراهم می آورد و آن افراد را به سوی رفتار های پر خطر جنسی و اجتماعی سوق می دهد . برقراری روابط جنسی محافظت نشده و همچنین اعتیاد تزریقی در زنان دچار سو مصرف مواد مخدر از عوامل جدی شیوع ایدز است . اعتیاد و ایدز در زنان تقریبا در کنار هم می آیند که عمدتا در آستانه بارداری متوجه این بیماری می شوند و به سبب عدم آگاهی مجبور به از بین بردن فرزند خود می شوند که این خود دلیل مکرر شدن آسیب به این افراد است ، در صورتی که مادر مبتلا به HIV  می تواند با زایمان به روش سزارین و شیر ندادن ، از انتقال بیماری به فرزند خود جلو گیری کند . البته اعتیاد در زمان بارداری موجب آسیب های جبران نشدنی در جنین است .

برای کنترل آمار رو به فزونی اعتیاد زنان باید مساله پیشگیری و درمان هر دو ، جدی گرفته شود .

برای پیشگیری از اعتیاد باید از سنین پایین  ” نه ” گفتن را به کودکان آموزش داد . هم چنین باید به جای سر پوش گذاشتن و انکار احتمال اعتیاد در دختران و زنان ، آن‌ها را از عواقب واقعی اعتیاد مطلع ساخت و در راستای ارتقای مهارت های زندگی برای زنان کوشید .

برای درمان زنان دچار سو مصرف مواد مخدر نسبت به مردان ، راه پر فراز و نشیب تری پیش رو است . برای درمان این افراد تبعیض زیادی به چشم می خورد . به چالش کشیده شدن نقش مادری در وهله ی اول سبب انکار و سر باز زدن از درمان می شود و ترس از قضاوت های اجتماعی فرصت کمتری برای بهبود به زنان می دهد . همچنین مراکز تخصصی ترک اعتیاد در عمده موارد مخصوص به مردان است و زنان برای دستیابی به خدمات ترک اعتیاد دچار تبعیض هستند و شانس کمتری از مردان دارند .

چالش دیگر فرا روی زنان دوران بعد از اعتیاد است . فرآیند بازگشت به شرایط سالم اجتماعی به مراتب کند تر از مردان رخ می دهد و جامعه به مرد بهبود یافته راحت تر اعتماد می کند و این امر مسبب فقر گسترده در زنان بهبود یافته می شود . در صورتی که به درستی در جامعه مساله درآمد زایی زنان بهبود یافته مدیریت نشود نهایتا این زنان دچار یاس و سر خوردگی اجتماعی می شوند که از مهمترین عوامل اعتیاد مجدد است که با ایجاد شغل برای زنان بهبود یافته می توان تا حد زیادی فرآیند بازگشت به اجتماع را برای آن‌ها مهیا کرد .

کلمات کلیدی : . .