کد خبر: 42701تاریخ انتشار : ۵:۱۱:۴۶ - یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۷

فتح الله ربانی – پژوهشگر دینی

اتحاد، سرمایه اداره امور جمعی

در بین همه آفریده‌های خداوند، فقط انسان مختار و مکلف آفریده شده است. به این معنا که خداوند به وسیله فطرت، عقل، راهنمایی و هدایت پیامبران راه درست را به انسان نشان داده است؛ اما او می‌تواند و اختیار دارد این راه را انتخاب کند یا به بی‌راهه برود (سوره “احزاب” آیه ۷۲ و سوره “انسان” آیه ۳). البته کسانی که بی‌راهه می‌روند رستگار نمی‌شوند و به مقصد و هدف آفرینش نمی‌رسند و نتایج کارهای‌شان را، همانند کسانی که راه درست را می‌پیمایند، در دنیا و آخرت می‌بینند.

اتحاد، سرمایه اداره امور جمعی

در بین همه آفریده‌های خداوند، فقط انسان مختار و مکلف آفریده شده است. به این معنا که خداوند به وسیله فطرت، عقل، راهنمایی و هدایت پیامبران راه درست را به انسان نشان داده است؛ اما او می‌تواند و اختیار دارد این راه را انتخاب کند یا به بی‌راهه برود (سوره “احزاب” آیه ۷۲ و سوره “انسان” آیه ۳). البته کسانی که بی‌راهه می‌روند رستگار نمی‌شوند و به مقصد و هدف آفرینش نمی‌رسند و نتایج کارهای‌شان را، همانند کسانی که راه درست را می‌پیمایند، در دنیا و آخرت می‌بینند.
پیامبر اسلام (ص) به تعبیر قرآن بر هدایت مردم “حریص” بود (سوره “توبه” آیه ۱۲۸)؛ از اینکه بعضی، با وجود معجزه قرآن و سایر دلایل روشن، به خدای یکتا و اسلام ایمان نمی‌آوردند متأثر می‌شدند. خداوند در آیات متعددی به پیامبرش یادآوری می‌کند که اوست که اختیار ایمان‌آوردن یا ایمان‌نیاوردن را به انسان داده است و اگر می‌خواست‌ [به اجبار] همه را هدایت می‌کرد.
اختیار انسان خواه‌ناخواه موجب بروز اختلاف نظر بین افراد می‌شود. اختیار و اختلاف نظرها هر دو از نعمت‌های الهی‌اند. اگر به درستی از این نعمت‌ها استفاده شود، برای پیشرفت مادی و معنوی بشر سودمند خواهند بود. تضارب آرا و بهره‌برداری از نظرهای متفاوت افرادِ یک جمع منجر به یافتن نظرهایی می‌شود که معمولا دقیق‌تر و درست‌تر از نظرهای تک‌تک افراد است؛ و از آنجایی که با توافق جمع حاصل شده است، قابلیت و پشتوانه اجرایی بهتر و قوی‌تری دارد.
مشورت‌کردن؛ یعنی بررسی آرا و نظرهای مختلف و انتخاب بهترین آنها، از دستورات اسلام است. تا آنجایی که خداوند در آیه ۱۵۹ سوره “آل عمران” به پیامبر (ص) دستور مشورت با افرادی را می‌دهد که در جنگ “اُحد” از فرمان او سرپیچی کردند. یا در آیه ۳۸ سوره “شوری” اهل مشورت‌بودن را از صفات مومنین می‌داند.
اگر از نعمت اختیار به خوبی استفاده نشود، نتیجه‌اش افزایش اختلافات بنیان‌کن و هدررفتن نیروها و امکانات است. خداوند در آیه ۶۵ سوره “انعام” اختلاف کلمه و پراکندگی و دسته‌دسته شدن افراد یک اجتماع را یکی از عذاب‌های خود می‌شمارد. اگر اجتماعی خواهان پیشرفت و استفاده هرچه بهتر از امکانات و رسیدن به اهدافش است، باید تک‌تک اعضای آن اجتماع پاسدار وحدت باشند. اختلافات را به حداقل ممکن کاهش دهند. اختلاف نظرها را وسیله‌ای برای پیداکردن بهترین نظرها و روش‌ها بکار گیرند. به جای از بین‌رفتن نیروها و امکانات با همبستگی موجب افزایش کارایی آنها شوند. بدیهی است سررشته و قوام تمام این کارها به دست مدیران و مسئولان یک جامعه است. اصول مدیریت اجتماعات کوچک و بزرگ‌ شباهت‌هایی با هم دارد؛ ولی هرچه اجتماع بزرگ‌تر ‌شود حساسیت‌ها و ظرایف و پیچیدگی مدیریت آن بیشتر؛ و استفاده از علوم مدیریت، سیاست، اقتصاد و … ضروری‌تر می‌شود.
موارد زیر بخشی از وظایف اولیه و بدیهی مسئول و مدیر یک جمع است؛ وظایفی که مرتبط با موضوع این نوشته می‌باشد: با سعه صدر و اتخاذ روش‌های علمی و تجربی اختلاف افراد و گروه‌ها را به حداقل برساند، در اداره امور از آنها کمک بگیرد و آنها را شریک کند. با اینکه طبیعتا با بعضی افراد جمع هم‌فکرتر است، آن را به نحوی ابراز نکند که باعث تشدید اختلاف‌ها گردد. امکانات ویژه را در اختیار این افراد قرار ندهد و دیگران را از آن محروم نکند. به هم‌فکرانش به گونه‌ای نزدیک نشود تا آنها با اتکا به او علیه افرادی که با او هم‌نظر نیستند جبهه‌گیری و مقابله کنند. به قانون بیش از همه افرادِ جمع پایبند باشد. اگر لازم است در موردی اظهار نظر و موضع‌گیری کند، این موضع‌گیری شفاف و صریح باشد تا امکان سوء استفاده و اختلاف پیش نیاید؛ و هر کس و گروهی نتواند از آن به نفع خودش بهره‌برداری کند. مسئولیت تصمیم‌هایش را صریح و روشن بپذیرد. به تصور اینکه بهتر بتواند اجتماع را اداره کند به اختلاف‌ها دامن نزند و افراد  را دسته‌دسته نکند؛ چون در این صورت قطعا از عهده مدیریت آن جمع برنمی‌آید. خلاصه اینکه با بکارگیری روش‌های مختلف اختلاف‌های جمع را به حداقل ممکن برساند. سرمایه اصلی اداره یک جمع اتحاد و همبستگی افراد آن جمع و اعتماد آنها به یکدیگر است. خداوند در آیه ۴ سوره “قصص” روش مدیریت فرعون بر کشور مصر را این‌گونه بیان می‌فرماید: “إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِى ٱلْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًۭا یَسْتَضْعِفُ طَآئِفَهًۭ مِّنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَآءَهُمْ وَیَسْتَحْىِۦ نِسَآءَهُمْ ۚ إِنَّهُۥ کَانَ مِنَ ٱلْمُفْسِدِینَ”:
فرعون در آن سرزمین برتری‌جویی کرد، و اهل آن را به گروه‌های مختلفی تقسیم نمود؛ گروهی را به ضعف و ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را [برای کنیزی و خدمت] زنده نگه می‌داشت؛ او به یقین از مفسدان بود.

کلمات کلیدی :