کد خبر: 42169تاریخ انتشار : ۱۶:۴۹:۵۱ - شنبه ۵ آبان ۱۳۹۷

مهناز براتی- روزنامه نگار

حذف کراوات شریعتی، دستکاری اسناد تاریخی

چندی پیش مسئولین دانشگاه فرهنگیان ساری سردیس دکتر علی شریعتی را در دانشگاه نصب کردند. اما بعد از مدتی کوتاه تغییراتی در این مجسمه اعمال شد. این تغییرات مربوط به ساختار هنری و بصری این اثر نبود که اگر در این زمینه این مجسمه نیاز به اصلاحات داشت با سابقه‌ایی که از عملکرد مدیران و مسئولان سراغ داریم قطعا یا ماه‌ها به تعویق می‌افتاد یا پس از کاغذبازی‌های فراوان و اعمال دستورات مختلف در روند اداری، بالکل فراموش می‌شد. اما حذف یک عنصر کم اهمیت چنان ضرورت داشت که مسئولان را وادار کرد سریعا مبادرت به حذف کراوات سردیس دکتر علی شریعتی نمایند.

حذف کراوات شریعتی، دستکاری اسناد تاریخی

چندی پیش مسئولین دانشگاه فرهنگیان ساری سردیس دکتر علی شریعتی را در دانشگاه نصب کردند. اما بعد از مدتی کوتاه تغییراتی در این مجسمه اعمال شد. این تغییرات مربوط به ساختار هنری و بصری این اثر نبود که اگر در این زمینه این مجسمه نیاز به اصلاحات داشت با سابقه‌ایی که از عملکرد مدیران و مسئولان سراغ داریم قطعا یا ماه‌ها به تعویق می‌افتاد یا پس از کاغذبازی‌های فراوان و اعمال دستورات مختلف در روند اداری، بالکل فراموش می‌شد. اما حذف یک عنصر کم اهمیت چنان ضرورت داشت که مسئولان را وادار کرد سریعا مبادرت به حذف کراوات سردیس دکتر علی شریعتی نمایند.

ارائه تصویری غلط از شخصیت این مرد بزرگ بی‌سابقه نبوده اما اینبار تصویر ظاهری وی نیز دستخوش تحریف شده‌است؛ چرا که در تصاویری که از دکتر علی شریعتی باقی مانده، پوشش وی همواره با کراوات بوده‌؛ مگر در عکس‌هایی که مربوط به مراسم حج یا دوران اسارت وی در زندان ‌است.

لباسی(کراوات) که امروز به عنوان یک نشانه معنایی فراتر از یک پوشش را القا می‌کند و بعضا معیار قضاوت جهان‌بینی و ایدئولوژی افراد قرار می‌گیرد. در فضای اجتماعی پیش از انقلاب پوششی معمول و عادی محسوب می‌شد. آیا ارائه تصویری از گذشته که مبتنی بر واقعیات نباشد؛ دستکاری آشکار تاریخ نیست؟

اگر هدف از ساختن این سردیس تشویق دانشجویان به پیروی از اندیشه‌های دکتر علی شریعتی و بسط گفتمان و تفکر او بوده است؛ باید گفت که آجر اول این بنا کج نهاده شده است.

اما نکته‌ای مهمتر از کراوات را به بحث می‌گذاریم و آن امانتداری در اسناد تاریخی است. گویا دستکاری تاریخ چنان بدیهی و روا شمرده شده که گاهی جملاتی از بزرگان نقل می‌شود و پس از افشای نادرستی خبر، هیچ واکنشی در جامعه و میراث‌داران برانگیخته نمی‌شود.

آنچه در عصر حاضر اهمیت یافته استفاده ابزاری از هر چهره و هر موضوع تاریخی است. برای برخی، بزرگان تاریخ این سرزمین تا جایی معزز و محترمند که در جهت اهدافشان قابل مصادره و استفاده باشند در غیر اینصورت چهره‌ای دگرگون شده شده و جعلی می‌سازند و این چهره جعلی را به خورد مخاطب می‌دهند.

دقیقا به همین دلیل مجبوریم تاریخ بخوانیم و با چهره گذشتگان بدون جعلیات آشنا شویم. باید بدانیم گذشتگان همچون ما انسان‌هایی چند بعدی بوده‌اند و وجوه مختلف انسانی داشتند. از آنان موجودی اثیری یا الهی نسازیم. شریعتی یا مطهری، منتظری یا طالقانی افرادی واقعی بودند و در سیستم اداری حاکمیت پیشین کار اداری انجام می‌دادند و با مردمان معمولی حشر و نشر داشتند. از قضا بازخوانی تاریخ معاصر و بازگشایی پرونده‌های تاریخی در آینده‌ای نزدیک به کارِ ما و به کارِ دایه‌های دلسوزتر از مادر خواهد آمد.

کلمات کلیدی :