کد خبر: 21194تاریخ انتشار : ۲:۱۳:۰۶ - دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶

جواد شقاقی- روزنامه نگار

سوگواری برای جان‌باختگان یا دعوای ارث و میراث؟

سوگواری برای عزیزان از دست رفته، ضروری‌ترین رفتار برای بازماندگان بعد از وقوع یک مصیبت است. وقتی دنیایی را که در کنار دیگران ساخته بودیم، با عدم حضور آنان به‌یکباره فرو می‌ریزد، همه آن چیزی را که داشتیم، در آنی از دست‌رفته می‌بینیم؛ از ضایعه و فقدان رخ داده، مات و مبهوت می‌شویم و ماتم تمام وجودمان را فرامی‌گیرد. برای خروج از این وضعیت لازم است تا آن‌چه را که در واقعیت رخ داده، به ساحت نمادین آورده و با معنادار و قابل فهم ساختن آن، آرام‌آرام بار دیگر دنیایی نو برای خود برسازیم و این کار جز با سوگواری میسر نیست.

سوگواری برای جان‌باختگان یا دعوای ارث و میراث؟

سوگواری برای عزیزان از دست رفته، ضروری‌ترین رفتار برای بازماندگان بعد از وقوع یک مصیبت است. وقتی دنیایی را که در کنار دیگران ساخته بودیم، با عدم حضور آنان به‌یکباره فرو می‌ریزد، همه آن چیزی را که داشتیم، در آنی از دست‌رفته می‌بینیم؛ از ضایعه و فقدان رخ داده، مات و مبهوت می‌شویم و ماتم تمام وجودمان را فرامی‌گیرد. برای خروج از این وضعیت لازم است تا آن‌چه را که در واقعیت رخ داده، به ساحت نمادین آورده و با معنادار و قابل فهم ساختن آن، آرام‌آرام بار دیگر دنیایی نو برای خود برسازیم و این کار جز با سوگواری میسر نیست.

همیشه لحظات بعد از مصیبت، برای بازماندگان بسیار بغرنج و آمیخته با خطر است؛ اگر بازمانده نتواند از بقایا و ویرانه‌های دنیای فروریخته برخیزد و دنیای جدیدش را برسازد، به‌ناچار خود نیز زیر آوار دفن خواهد شد. برای همین است که نباید شخص ماتم‌دیده را تنها گذاشت، باید با او بود و وادار به عزاداری‌اش کرد؛ عزاداری و سوگواری مبرم‌ترین عمل برای چنین لحظاتی است. باید مصیبت را با بازگویی و نمادین کردن آن قابل فهم و معنادار کرد تا قابل تحمل باشد. اما بی‌شرمانه‌ترین کار در چنین اوضاع و احوالی، آن است که عده‌ای دور ماتم‌زدگان جمع شوند و ادعای سهم‌بری و دعوای ارث و میراث به راه اندازند. آری! ما با بازماندگان زلزله کرمانشاه چنین رفتاری کردیم. باید شرم‌سار باشیم و اگر راه بازگشتی باشد، رفتارمان را جبران نماییم.

زمانی که هنوز اجساد از زیر آوار بیرون آورده نشده بودند، پیکرهای بی‌جان را تبدیل به نشانه‌هایی کردیم و سعی در تاراج آن‌ها و مصادره به‌مطلوب برای گفتمان‌های متبوع خویش نموده و دعواهای سیاسی خود را پی‌گرفتیم. ما نه‌تنها کمکی به آسیب‌دیدگان و بلازده‌های زلزله کرمانشاه نکردیم بلکه اجساد مردگان‌شان را که بازماندگان باید بالای سرشان سوگواری می‌کردند، با دست‌پاچگی از نصیب خود نمودیم و آن‌ها را در سوگ عزیزان‌شان تک و تنها رها نمودیم.

هنوز ساعاتی از فاجعه نگذشته و آمار کشته‌شدگان معلوم نشده بود که تقصیر را بر گردن احمدی‌نژاد و مسکن‌های ساخته شده در زمان وی انداختیم و شروع به تسویه حساب‌های سیاسی و جناحی کردیم؛ عده‌ای بلای زلزله را عذاب الهی برای گناهان مردم قلمداد نمودند و همه‌مان عقده‌های خود را با شایعاتی که برای هم‌دیگر ساختیم خالی کردیم. هر کسی از زیر آوارها دنبال چیزی می‌گشت؛ یکی دنبال عزیزانش بود و یکی دیگر دنبال خراب کردن دیگران؛ هر کسی هرچه دلش خواست، گفت جز ذکر مصیبت برای حادثه اتفاق افتاده.

اگر قرار به یافتن مقصر باشد، ما همه تقصیرکاریم؛ احمدی‌نژاد و دولت‌هایی که قبل و بعد از وی روی کار آمدند، نهادهای نظارتی، مهندسین و تکنسین‌های ساختمان، کارگران و کل افراد جامعه.

وقتی جامعه‌ای رو به تباهی می‌رود، دیگر نمی‌توان شخص یا گروه خاصی را گناه‌کار جلوه داد. همه افراد جامعه و نهادهای دست‌اندرکار مقصرند حتی نسل‌های قبلی. اما الان زمان مناسبی برای دنبال مقصر گشتن نیست امروز فقط باید سوگواری کرد؛ سوگواری برای آنان که در مسکن‌های مهر جان‌شان را از دست دادند، برای آنان که زیر الوارهای خانه‌های با سقف چوبی ماندند، برای آن‌هایی که در خانه‌های کلنگی زیر آوار مردند و برای جامعه بی‌اخلاق خودمان.

کلمات کلیدی :