کد خبر: 21190تاریخ انتشار : ۲:۲۲:۰۲ - دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶

برات قبادیان- استاد دانشگاه تربیت مدرس

قانون شل کن، سفت کن ادامه کار بازنشستگان

در میان کشورهای جهان، کشور ما با دارا بودن بیش از ۳۰ میلیون جوان، کشوری با جمعیت جوان محسوب می‌شود. منابع انسانی جوان و دانش آموخته، بزرگ‌ترین سرمایهٔ پایدار یک کشور محسوب می‌شود. همانگونه که راکد گذاشتن منابع و سرمایه‌های مادی ضرر و زیان محسوب می‌شود، به‌کار نگرفتن منابع انسانی با پتانسیل، به عنوان سرمایه اصلی و موتور محرک توسعه کشور نیز یک خسران و لطمه بزرگ است.

قانون شل کن، سفت کن ادامه کار بازنشستگان

در میان کشورهای جهان، کشور ما با دارا بودن بیش از ۳۰ میلیون جوان، کشوری با جمعیت جوان محسوب می‌شود. منابع انسانی جوان و دانش آموخته، بزرگ‌ترین سرمایهٔ پایدار یک کشور محسوب می‌شود. همانگونه که راکد گذاشتن منابع و سرمایه‌های مادی ضرر و زیان محسوب می‌شود، به‌کار نگرفتن منابع انسانی با پتانسیل، به عنوان سرمایه اصلی و موتور محرک توسعه کشور نیز یک خسران و لطمه بزرگ است.

هر روز که از عمر یک جوان تحصیلکرده به بیکاری می‌گذرد، چنان لطمه و خسارتی به این سرمایهٔ خدادادی وارد می‌شود که با گذر زمان همچون شمع او را ذوب کرده و به ورطه نیستی می‌برد. علاوه بر آن، هزینه‌های هنگفتی را بر فرد، خانواده و جامعه تحمیل می‌کند. تخمین زده می‌شود که هم اکنون بیش از ۴ میلیون جوان تحصیلکرده و دانشگاه دیده در کشور بیکار هستند. از طرف دیگر، در حدود ۵ میلیون جوان نیز هم اکنون در مقاطع مختلف تحصیلی در دانشگاه‌ها به تحصیل اشتغال دارند. با احتساب میانگین زمان “ماند” ۴ سال در دانشگاه برای مقاطع مختلف تحصیلی، هر ساله ۱۲۵۰۰۰۰ نفر نیز دانش آموخته شده و به جمع افراد جویای کار اضافه می‌شوند. این وضعیت در حالی است که در “طرح اشتغال فراگیر دولت برای سال ۱۳۹۶”، با لحاظ همه امکانات، ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها و آن هم با خوشبینی تمام، در نهایت اشتغال با همهٔ اما و اگرها به زیر یک میلیون نفر خواهد رسید که اگر چنین شود، باید به دولت بدون سرمایه آفرین گفت و جایزه داد.

با این جمعیت جوان جویای کار باید گفت متاسفانه و صد متاسفانه موضوع ادامه به‌کار بازنشستگان، آن هم در مشاغل دولتی و خصولتی به یک پدیدهٔ عجیب و غریب تبدیل شده است. همه می دانیم که افراد بازنشسته حداقل یک حقوق و مستمری بازنشستگی بخور و نمیر می‌گیرند. گرچه شاید گفته شود که این حقوق بازنشستگی کفاف قوت لایموت آن‌ها را نیز نمی‌دهد ولی بهتر از بیکاری جوانان تحصیلکرده، با پتانسیل و پر انرژی است که با هزاران امید و آرزوی خود و خانواده و با صرف هزینه‌های زیادی تا بدین مرحله پیش آمده‌اند.

با این توصیف و برخلاف عقل و منطق و حتی عدالت اجتماعی، هر بار دولت و مجلس دست به‌کار می‌شوند تا بازنشستگان که زمان استراحت آن‌ها نیز فرا رسیده است، جای خود را به جوانان جویای کار و آماده به‌کار بدهند لیکن با پیوند زدن تبصره‌هایی به این قوانین و مقررات و با ایجاد استثناءهایی به صورت‌های مختلف، بسیاری از بازنشستگان از در بیرون می‌روند و از پنجره برمی‌گردند. بسیار عجیب و غریب است که به وفور می‌توان دید افرادی از دستگاهی با مدرک کارشناسی بازنشسته شده و در مدت چند سال در دورهٔ بازنشستگی مدارک کیلویی بالاتر می‌گیرند و با استفاده از همین تبصره‌های موجود در قوانین به عنوان هیات علمی با سن بالای ۶۰ سال به دستگاه‌های آموزش عالی به عنوان هیات علمی تزریق می‌شوند در حالی که فرزندان جوان نابغهٔ همین کشور در همان حال یا بیکارند و یا باید بالاجبار ترک وطن کنند. بسیار دیده می‌شود که پدر بالای ۶۰ سال و بازنشسته به‌کار باز می‌گردد و فرزند بازنشستهٔ همین فرد بیکار خیابان را متر می‌کند. این رفتار و این عملکرد با کدام عقل سالم و منطق درست همخوانی دارد. اگر از بیرون به رفتار ما با وضع این قوانین و مقررات خانمان برانداز و فرصت سوز نگاه شود، بدون شک قضاوت این خواهد بود که عده‌ای ناپخته چنین قوانینی وضع می‌کنند و عده‌ای نابالغ آن‌ها را اجرا می‌کنند.

چنین رفتاری و عملکردی چوب حراج زدن به سرمایه‌های کشور است و چیزی به‌جز ناامید کردن جوانان به عنوان سرمایه‌های اصلی کشور و خانه نشین کردن آن‌ها و در نهایت افسردگی و بیمار و رنجور کردن آن‌ها حاصلی به‌بار نخواهد آورد. با عرض پوزش از عزیزان بازنشسته که احترام آن‌ها نیز بر همهٔ ما واجب است، حاصل چنین رفتاری، به باد دادن سرمایه‌های کشور و به‌ویژه سرمایهٔ انسانی است. به باور من خود این عزیزان نیز نباید راضی به چنین قوانین نصف و نیمه و ناقصی بشوند.

اگر کسی بعد از بازنشستگی هنوز توان کار کردن دارد می‌تواند در بخش خصوصی ادامهٔ کار دهد و تجربهٔ خود را در آن بخش به‌کار گیرد که کشور نیز از این سرمایه بی‌بهره نشود. امیدوارم تصمیم سازان و مجریان که در تصویب و اجرای این قوانین ناقص الخلقه نقش کلیدی و اساسی دارند یک بار برای همیشه به این پدیدهٔ شوم پایان دهند و فرصت‌ها را در اختیار جوانان تازه نفس به عنوان سرمایهٔ پایدار و اصلی کشور قرار دهند، انشالله.

کلمات کلیدی :