کد خبر: 42832تاریخ انتشار : ۵:۳۶:۴۰ - سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۷

احمد حیدری- پژوهشگر دینی

معنای مهاجرت از زبان «زن افغان»

«مریم منصف» دختری افغان است. تنها خاطره‌ او از پدرش، بودن با او در یک درگیری بین مرز ایران و افغانستان است و دیگر هیچ. او، مادر و خواهرانش تا یازده سالگی بین ایران و افغانستان در رفت‌و‌آمد بودند و با قدرت گرفتن طالبان، مادر سی ساله، سه دخترش را به دندان گرفت و از کشور فرار کرد و با الاغ و شتر، صحرا را پشت سر گذاشت و خود را به پاکستان و از آنجا به اردن و از آنجا خود را به کانادا رساند و اعلام پناهندگی کرد.

معنای مهاجرت از زبان «زن افغان»

«مریم منصف» دختری افغان است. تنها خاطره‌ او از پدرش، بودن با او در یک درگیری بین مرز ایران و افغانستان است و دیگر هیچ. او، مادر و خواهرانش تا یازده سالگی بین ایران و افغانستان در رفت‌و‌آمد بودند و با قدرت گرفتن طالبان، مادر سی ساله، سه دخترش را به دندان گرفت و از کشور فرار کرد و با الاغ و شتر، صحرا را پشت سر گذاشت و خود را به پاکستان و از آنجا به اردن و از آنجا خود را به کانادا رساند و اعلام پناهندگی کرد.
مریم در یازده سالگی به کانادا رسید و در بیست و نه سالگی، در انتخابات رأی آورد و به عنوان نماینده حزب لیبرال به مجلس راه یافت. قبل از نمایندگی مجلس، برای منصب شهرداری شهر کوچک «پیتربرو» اقدام کرد. از اراده‌اش می‌گویند که درِ هفتادهزار خانه را زد و تا می‌توانست با تک‌تک مردم حرف زد. نتوانست اعتماد مردم را جلب کند و شهردار شود اما فعالیت‌های بی‌امانش او را در نهایت در قلب مردم جا کرد و به عنوان نماینده یک سال بعد انتخاب شد. و این تلاش ادامه یافت تا  در سی سالگی به عنوان جوان‌ترین عضو کابینه در تاریخ کانادا و اولین زن مهاجر به وزارت رسید. او حالا وزیر امور زنان کاناداست.
در مصاحبه‌اش جمله‌ای گفت که هم برای همه انسان‌ها درس است و هم برای ما ایرانیان، و شاید مایه شرمساری! خبرنگار می‌پرسد: شما ایران دنیا آمدی ولی تابعیت ایرانی نداری.
و او جواب می‌دهد: در ایران معلم‌ها و شاگردان از وجود ما استقبال نمی‌کردند و مادرم گفت:
«این مهاجرت نیست. مهاجرت باید به جایی باشد که دختران من به عنوان انسان به حساب بیایند».
این جمله سنگین مرا به یاد آیه ۹۷ سوره نساء در باره مهاجرت انداخت. این آیه در باره گروهی از اهل مکه نازل شده که به اسلام و پیامبر ایمان آوردند ولی حاضر نشدند از خانه، مال، ثروت و وابستگی‌های دنیایی دل بکنند و از مکه مهاجرت کنند. وقتی در سال دوم هجری مشرکان مکه برای دفاع از کاروان تجاری خویش با تمام توان نظامی خارج شدند، آنان را هم به اجبار به عنوان این که شما هم اهل مکه هستید و در این کاروان سهم دارید و باید در دفاع از آن همراه ما باشید، برای جنگ با مسلمانان بیرون آوردند. آنان در مکه دارای شخصیت ایمانی نبودند و مجبور بودند از حکم مشرکان اطاعت کنند. بعضی از این مسلمانان در جنگ بدر کشته شدند و آیه فوق ناظر به سؤال فرشتگان قبر و جواب آنان است: «إِنَّ الَّذینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَهُ ظالِمی‏ أَنْفُسِهِمْ قالُوا فیمَ کُنْتُمْ قالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهً فَتُهاجِرُوا فیها فَأُولئِکَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصیراً = کسانى که بر خویشتن ستمکار بوده‏اند، [وقتى‏] فرشتگان جانشان را مى‏گیرند، مى‏گویند: «در چه [حال‏] بودید؟» پاسخ مى‏دهند: «ما در زمین از مستضعفان بودیم.» مى‏گویند: «مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن مهاجرت کنید؟» پس آنان جایگاهشان دوزخ است، و [دوزخ‏] بد سرانجامى است».
آری مؤمن باید از جایی که کرامت و شخصیت انسانی‌اش به رسمیت شناخته نمی‌شود، هجرت کند و به جایی برود که برایش ارزش انسانی قائل باشند و کرامتش محفوظ بماند. امید که جامعه ما به عنوان «دار الاسلام» یا «امّ القرای جهان اسلام» با مهاجران بخصوص مهاجران مسلمان، آن‌گونه که خدا و دین می‌پسندد، رفتار کند تا مهاجران در اینجا احساس کرامت و شخصیت کنند و دوره مهاجرت برایشان به یادماندنی و شیرین باشد.

کلمات کلیدی :