کد خبر: 2396تاریخ انتشار : ۲۲:۲۰:۱۴ - یکشنبه ۱ آذر ۱۳۹۴

احزاب اصلاح طلب خانم‌ها را یاری کنند

احزاب اصلاح طلب خانم‌ها را یاری کنند

بعد از ۳۷ سالی که از پیروزی انقلاب می‌گذرد و تمام تلاش‌هایی که خانم‌ها در عرصه‌های مختلف علمی، تخصصی، فرهنگی، مدیریتی به انجام رسانده‌اند هم اکنون جامعه به این درک رسیده که زنان توانمند بسیاری را داریم که می‌توانند در مجلس در کنار برادرانشان برای دستیابی به اهداف ملی تلاش کنند.

احزاب اصلاح طلب خانم‌ها را یاری کنند

ارزیابی شما درباره موانع موجود برای ورود بانوان به مجلس ایران چیست؟ 

بسم الله الرحمن الرحیم . در مقابل حضور ۳۰ درصد از زنان واجد شرایط به مجلس که به صورت شعار ملی جامعه زنان ایران در آمده است، موانع متعددی وجود دارد که مهم‌ترین آن و پیش از هر چیز امکان ردصلاحیت‌ها از طرف شورای نگهبان است.  چون این چیزی است که ممکن است از دست ما برای کاندیداها کاری برنیاید.  اما مسائل دیگری نیز هست که بیشتر مربوط به حوزه فرهنگ سیاسی است و ما در این زمینه در حال کار هستیم و مواردی هم مربوط می‌شود به پذیرش عمومی اصلاح طلبان نسبت به این قضیه که در این زمینه تلاش‌هایی را به انجام رسانده‌ایم،  مثلا به عنوان جمعیت زنان مسلمان نواندیش روی حضور ۵۰درصدی زنان در مجلس آینده تلاش کرده‌ایم.  منتها با لابی‌هایی که با احزاب اصلاح طلب و شخصیت‌های حقیقی اصلاح طلب در این زمینه به عمل آوردیم به توافق ۳۰‌درصدی رسیدیم و درباره این موضوع در حال کار کردن هستیم.

مانع دیگری که وجود دارد این است که عموما خانم‌ها به خاطر هزینه‌هایی که کار سیاسی در بردارد از فعّالیت درعرصه سیاسی کشور و احیاناً نامزدی برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی‌پرهیز می‌کنند.  البته در این زمینه نیز تلاش‌هایی در سطح کشور شروع شده،  که نمونه آن تهیه فهرست نام زنانی است که دارای سوابق روشن سیاسی اصلاح طلبانه هستند.  این کار از طریق نمایندگی‌های جمعیت زنان مسلمان نواندیش در سطح استان‌ها و شهرستان‌ها به انجام رسیده است.  همچنین از کسانی که واجد شرایط کاندیداتوری نمایندگی مجلس هستند ولی از ثبت نام استنکاف می‌کنند خواسته‌ایم که در این باره فعّالیت کنند و به خاطرآینده کشور و فرزندان خودشان از این کار سرباز نزنند و به لحاظ وجدان اجتماعی خود را موظف بدانند که در این عرصه حضور یابند.  ما درانجام این اقدامات تا حدود زیادی موفق بوده‌ایم وهنوز در حال کارکردن هستیم و کلا از حضور کلیه زنانی که می‌خواهند برای مجلس آینده ثبت نام کنند،  استقبال می‌کنیم. علی رغم اینکه امکان ردصلاحیت‌ها وجود دارد.  ما در واقع سعی می‌کنیم که موانع فرهنگی یا اجتماعی یا سیاسی‌ای را که خانم‌ها احساس می‌کنند وجود دارد و درعین حال بیشتر جنبه فرهنگی دارد را مرتفع کنیم.

آیامنظور شما این است که ما دو نوع مانع داریم؟ یکی موانع برون گروهی بانوان و دیگر موانع درون گروهی بانوان؟

بله.  این موانع بیرونی که گفتیم مربوط به شورای نگهبان و ردصلاحیت‌ها است،  در حقیقت یک مورد عمومی‌است و زن و مرد نمی‌شناسد.  البته در این زمینه لازم است، هم مسئولین و هم نهادهای مسئول در دولت در این زمینه تلاش‌های لازم را به انجام رسانند.  در این باره احزاب نیز قطعا تلاش خواهند کرد.  ولی آن‌هایی که درونی هستند همگی به احزاب اصلاح طلب برمی‌گردد که باید خودشان کمک کنند.  چون خانم‌ها عموما به لحاظ اقتصادی وضعیتشان قابل مقایسه با آقایان نیست.  مخصوصاً خانم‌هایی که از شهرستان‌ها کاندیدا می‌شوند باید هزینه‌هایی را صرف کنند که عموما به لحاظ نداشتن پایگاه‌های اقتصادی لازم از پس بر نمی‌آیند.  گذشته از این به لحاظ تبلیغاتی هم ممکن است دچار مشکل شوند.  چون معمولا در میان آقایان کسانی از شهرستان‌ها وارد این عرصه‌ها می‌شوند که سوابق سیاسی دارند مثلا قبلا نماینده مجلس بوده اند و می‌دانند که از ماه‌ها پیش چگونه باید فعالیت‌هایی را شروع کنند.  همچنین امکان حضورشان در مجالس و محافل عمومی‌نیزهست.

اگر بخواهیم این حالت نهضت ثبت نام گسترده زنان برای کاندیداتوری را داشته باشیم و زمینه حضور ۳۰ درصدی را فراهم کنیم حتماً باید اصلاح طلبان کمک کنند.  مخصوصاً احزاب اصلاح طلب باید یاری کنند که این اتفاق بیافتد.  چون معتقدیم که آمدن زنان به عرصه سیاست به حل معضلات عمومی‌کشور کمک می‌کند وفضای سیاسی را تلطیف می‌نماید،  همچنین نیمی‌از جمعیت کشور در تحقق توسعه پایدار شرکت می‌کنند.  بنابراین باید خودِ اصلاح طلبان شایق باشند و با رغبت کمک کنند که این اتفاق بیافتد.  ازاین‌ها گذشته خودِ خانم‌ها باید تصمیم بگیرند که به طور گسترده در رأی گیری حضور یابند و حتماً به خانم‌ها رأی دهند.  البته این بدان معنی نیست که بعضی‌ها مطرح می‌کنند که خانم‌ها فقط به خانم‌ها رای دهند،  طرح این مسئله به این صورت اصلا درست نیست.  چون بعضا مطرح می‌شود که خودِ خانم‌ها هستند که به خانم‌ها رأی نمی‌دهند.  درصورتی که من چنین گمانی ندارم ولی یکی از کارهای ما این است که فرهنگ سازی لازم در این زمینه انجام شود که حتماً خانم‌ها حضور پیدا کنند و علاوه بر آقایانی که نسبت به آن‌ها شناخت دارند و رأی می‌دهند به خانم‌ها نیز حتماً رأی دهند و به کلیه اعضای لیست‌های اصلاح طلب رأی دهند.  چون باید کار تیمی‌گروهی در مجلس انجام گیرد و افراد شناخته شده‌ای که نامشان در فهرست‌ اصلاح طلبان نوشته شده همه مورد تأیید احزاب و شخصیت‌های اصلاح طلب هستند و افراد فکر نکنند که چون خودشان بعضی از افراد را نمی‌شناسند پس به بعضی‌ها رأی ندهند.  مخصوصاً خانم‌ها به این فهرست‌ها اعتماد کنند و به خانم‌ها رأی دهند.

چرا تعداد نمایندگان زن در مجلس ایران از کشورهایی مثل عراق و افغانستان کمتر است؟

در این کشورها زنان توانسته اند از طریق سهمیه وارد مجالس شوند یعنی سهم خواهی کردند و جامعه نیز به آن‌ها پاسخ مثبت داده است.  یعنی این شناخت و اعتماد به حضور زنان برای بهبود اوضاع کشورشان مورد پذیرش جامعه قرار گرفته.  ما چنین تلاش‌هایی را از سال‌ها پیش شروع کرده ایم ولی متاسفانه موفق به قبولاندن آن از طرف آقایان نشده‌ایم.  اما الان به نظر من اینکه ۳۰ درصد زنان وارد مجلس شوند با سهم خواهی فرق می‌کند.
بعد از ۳۷ سالی که از پیروزی انقلاب می‌گذرد و تمام تلاش‌هایی که خانم‌ها در عرصه‌های مختلف علمی،  تخصصی،  فرهنگی،  مدیریتی به انجام رسانده‌اند هم اکنون جامعه به این درک رسیده که زنان توانمند بسیاری را داریم که می‌توانند در مجلس در کنار برادرانشان برای دستیابی به اهداف ملی تلاش کنند.  اما این کاراحتیاج به حمایتِ احزاب دارد.  یعنی باید کمک کنند که این اتفاق بیافتد و فضای عمومی‌باید این را ایجاد کند.  با وجود این،  چنین فعالیت‌هایی با سهم خواهی فرق دارد که اگر این اتفاق می‌افتاد خیلی به نفع کشور بود و سال‌ها پیش می‌توانست به انجام برسد.

برخی از بانوانی که در مجلس کنونی هستند یا در مجلس قبلی فعّالیت می‌کردند،  از قوانینی حمایت می‌کردند که شاید تا حدی به حیطه خانواده آسیب می‌رساندند.  ارزیابی شما درباره این بانوان که باید به نحوی از بنیان خانواده به عنوان اوّلین نهاد اساسی یک جامعه سالم حمایت کنند ولی در جهت عکس آن گام بر می‌دارند چیست؟

از نوع عملکرد خانم‌هایی که در یکی دو دوره مجلس اخیر حضور داشتند متاسفم و این مورد را مسئله زنان آن مجلس نمی‌دانم یعنی به حساب زن بودنِ این خانم‌ها نمی‌گذارم بلکه به حساب تفکری می‌گذارم که تفکر و سلیقه سیاسیِ این افراد است یا تفکر اجتماعی شان که در واقع اصلا برنمی‌تابد.  یعنی به حضور بانوان در محافل اجتماعی،  در جایگاه‌های خطیر تصمیم گیری و تصمیم سازی و از این قبیل اعتقاد ندارد حتی اگر خودشان هم زن باشند.  یعنی آن تفکر و نوع نگاهی که باعث می‌شود اینگونه عمل کنند و گاهی حرف‌هایی بزنند که پارادوکسی  و متناقض است.  شما می‌دانید نمایندگان مجلس اگر بخواهند به وظایف حداقلی نمایندگی خود عمل کنند باید در کمیسیون‌های مختلف مجلس حضور یابند و در کمیته‌ها فعّالیت کنند.  باید سفرهای استانی داشته باشند مخصوصاً آن‌هایی که از شهرستان‌ها انتخاب می‌شوند.  و کارهای متفرقه ای که مردم از ایشان انتظار دارند باید انجام دهند.  بنابراین خیلی باید برای کارهای اجتماعی وقت بگذارند.  من تعجب می‌کنم که چگونه ممکن است ایشان،  خودشان این کار اجتماعی وقت گیر را داشته باشند و از تریبون مجلس استفاده کنند و بگویند که زنان را چه به حضور در جامعه،  در ورزشگاه‌ها و غیره.  این‌ها باید در خانه بنشینند و کارهای خانه را انجام دهند.  این حرف‌های متناقض را می‌زنند که وهن جامعه ایرانی است.
ما نه فقط از نظر کمی ‌تلاش داریم که خانم‌ها حضور پررنگ در مجلس داشته باشند بلکه بالاتر از آن،  از نظر کیفی باید کسانی به مجلس راه پیدا کنند که واقعا بتوانند نمایندگیِ واقعی کنند.  یعنی خواسته‌ها و منویات و انتظارات اکثریت جامعۀ زنان ایران و بلکه کل جامعۀ ایران را برآورده کنند.

چاپ شده در شماره ۵۱ پایتخت کهن