کد خبر: 44476تاریخ انتشار : ۱:۲۲:۴۶ - سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۷

مهدی نورمحمدزاده- فعال حوزه رسانه

«رنانی»، به چه درد می‌خورد؟!

چند روز قبل دکتر رنانی (استاد و پژوهشگر اقتصاد)، طی یادداشتی رسمی اعلام کرد که برای تحقق شعار «سکوت ملی، امید ملی»، دیگر در فضای تلگرام فعالیتی نخواهد داشت. به نظر دکتر رنانی، یادداشت‌ها و صحبت‌های پرمخاطب ایشان علی‌رغم قصد و منش خودشان، باعث پراکندن یاس و ناامیدی در بین مردم شده و کارکرد امیدآفرینی نداشته است. با احترام به تصمیم ایشان، به دلایل زیر با این نظرشان کاملا مخالفم:

«رنانی»، به چه درد می‌خورد؟!

چند روز قبل دکتر رنانی (استاد و پژوهشگر اقتصاد)، طی یادداشتی رسمی اعلام کرد که برای تحقق شعار «سکوت ملی، امید ملی»، دیگر در فضای تلگرام فعالیتی نخواهد داشت. به نظر دکتر رنانی، یادداشت‌ها و صحبت‌های پرمخاطب ایشان علی‌رغم قصد و منش خودشان، باعث پراکندن یاس و ناامیدی در بین مردم شده و کارکرد امیدآفرینی نداشته است. با احترام به تصمیم ایشان، به دلایل زیر با این نظرشان کاملا مخالفم:

۱-  جامعه ما اهل نالیدن از درد است تا شناختن درد! آنچه ما در تاکسی‌ها، اداره‌ها، مهمانی‌های خانوادگی و حتی بسیاری از برنامه‌های صداوسیما تجربه می‌کنیم، مصداق «آه و ناله» یا «های و هوی» است. نظرات و انتقادات بی‌پایه، کلی‌گویی‌ها، تحلیل‌های غلط و غیرعلمی و مهمتر از همه شعارزدگی افراطی در غالب گفتگوهای جمعی ما حاکم است که متاسفانه در سطح مسئولان جامعه و فضاهای رسانه ای نیز اپیدمی شده است. فرق رنانی با اهالی شعار و ساکنان «آه و ناله» در این است که او دنبال فهم و شناخت علمی و دقیق دردهای جامعه ما است، نه نالیدن صرف و شعار محض! شناخت درد، هرچند تلخ و گاه زجرآور است، اما الزاما یاس آور نیست، چرا که لااقل مسیر درمان را روشن می‌کند! یاس بزرگ، در نشناختن دردها و نالیدن دایم است!

۲- رنانی، هرچند اهل تخصص و مفاهیم علمی است، اما ادبیات گفتاری و نوشتاری او در سطح فهم عموم جامعه است. هنر بزرگ او این است که مفاهیم و تحلیل‌های پیچیده اقتصاد را با زبان ساده و شفاف و البته به دور از اغراق و تحریف برای جامعه طرح می‌کند، کاری که بسیاری از عالمان و دانشمندان ما از آن غافل‌اند و یا استعدادش را ندارند. ارتباط مستقیم با مردم و ارتقای سطح علمی و تحلیلی آن‌ها، کارکرد مهم و ارزشمندی است که دکتر رنانی در چند سال فعالیت رسانه‌ای خود به آن دست یافته است. استمرار این فعالیت موثر هیچ فایده‌ای هم نداشته باشد، لااقل می‌تواند سطح فهم و مطالبات اقتصادی مردم ما را رشد دهد و به سمت جهت‌گیری‌های کلان و صحیح سوق دهد. خودم شاهد بوده‌ام که در برخی بحث‌های خانوادگی و دوستانه، عبارت «به نظر من. . . » با «به قول دکتر رنانی. . . » جایگزین شده است. این تعالی جمعی، یاس‌آور است یا امیدآفرین؟!

۳- ما خسته‌ایم از تحلیل‌های جهت‌دار سیاست زده! رنجوریم از شنیدن درصدهای رسمی تورم که نسبتی با قیمت‌های واقعی بازار ندارند! حوصله‌مان سر رفته از شعارها و برنامه‌های دولت‌هایی که خودشان را منجی اقتصاد می‌دانند و دیگران را مفسد اقتصاد! شعارزدگی و سیاست زدگی مسئولان، یاس‌آور است یا تحلیل‌های فراسیاسی و فراجناحی امثال رنانی از اقتصاد و دردهای فراموش شده‌اش؟! در فضای پر از تخریب و التهاب جامعه ما،  شنیدن حرف‌های متین و مودبانه دکتر رنانی که بدون توهین به اشخاص، سیاست‌ها و برنامه‌های کلان اقتصاد را در سال‌های پس از انقلاب نقادی می‌کند، امیدآفرین و لذت بخش نیست؟!

۴- رنانی، تحلیل‌گر است، ذات تحلیل هم با احتمال خطا همراه است. هیچکس معتقد به صحت تمام عیار نقدها و پیشنهادات اقتصادی و سیاسی ایشان نیست و نمی‌تواند باشد. ارزش نقادی‌های دکتر رنانی، در آن است که بر یک منظومه دقیق و منطقی بنا شده است و طبق تعاریف و اصول اولیه خودش که روشن و شفاف است، پیش می‌رود. به تعبیر دیگر، ایشان دچار تناقض‌ های منطقی نیست. ما می‌توانیم با تعریف اولیه ایشان از «توسعه» مخالف باشیم، اما این مخالفت تا قبل از ارائه تعریف شفاف و دقیق خودمان از توسعه، ارزش منطقی و جدی نخواهد داشت. باید امیدوار بود که مخالفان و منتقدان رنانی هم قلم دست بگیرند و در نقد رنانی بنویسند. حتی آن‌هایی که منکر مصایب اقتصادی و فرهنگی ما هستند و همچنان همه چیز را گل و بلبل می‌بینند، کاش فکر و ایده خود را با زبان علمی و منطقی تشریح کنند! و ای کاش دکتر رنانی هم شعار «سکوت ملی، امید ملی» اش را کنار بگذارد و دوباره بنویسد و نقد کند. جامعه ما همچنان به نقادان دلسوز، منصف، دقیق و امیدوار در همه حوزه‌های اقتصاد و فرهنگ و سیاست نیازمند است، به شدت نیازمند است!

 

کلمات کلیدی :