کد خبر: 2449تاریخ انتشار : ۱۳:۱۰:۱۸ - سه شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۴

شخصیت دکتر شریعتی از دیدگاه آیت الله منتظری

شخصیت دکتر شریعتی از دیدگاه آیت الله منتظری

شخصیت دکتر شریعتی از دیدگاه آیت الله منتظری مجتبی لطفی( روزنامه نگار و پژوهشگر دینی) اگر در یک چشم انداز بخواهیم به نظرات و چگونگی برخورد مرحوم آیت الله منتظری با جریان روشنفکری اعم از دینی و غیر دینی بپردازیم می توان گفت: ۱- آیت الله منتظری از آنچه که بر اثر غور و تفحص […]

شخصیت دکتر شریعتی از دیدگاه آیت الله منتظری

شخصیت دکتر شریعتی از دیدگاه آیت الله منتظری

مجتبی لطفی( روزنامه نگار و پژوهشگر دینی)

اگر در یک چشم انداز بخواهیم به نظرات و چگونگی برخورد مرحوم آیت الله منتظری با جریان روشنفکری اعم از دینی و غیر دینی بپردازیم می توان گفت: ۱- آیت الله منتظری از آنچه که بر اثر غور و تفحص و استنباط از کتاب و سنت بدان رسیده بود و برایش حجت بود ، کاملا دفاع می کرد و گاه از آنچه که روشنفکر بازی در فهم و برداشت از آموزه های دینی در عبادیات نام می برد زبان به نقد می گشود و می فرمود ما نوکر دلیل هستیم و مرادشان از دلیل، آیات و روایات رسیده از معصومین(ع) وادله عقل برهانی  بود و چه بسا در مواردی که بسیار مورد پرسش واقع می شد پس از مراجعه مجدد به ادله بر نظر خویش مصر تر می شد. به عنوان مثال در باره حرمت پوشیدن سر در حال احرام در ایام حج، پس از اصرار برخی از شاگردان می فرمود: من سه بار مراجعه مجدد به ادله کردم و هر بار بر نظر خود راسخ تر شدم. یکی از شاگردان گفته بود بر اثر سختی فتوای شما ممکن است مقلدان خود را از دست بدهید ایشان فر مودند: من برای مرید و مقلد جمع کردن از فتوایی که بدان یقین دارم باز نمی گردم. ۲- آیت الله منتظری گرچه در بسیاری از برداشت ها از متون دینی با روشنفکران دینی به ویژه، و با دیگر روشنفکران از جهات دیگری زاویه داشتند اما در دوره های مختلف حیات خویش چه آن زمانی که در دایره قدرت بود – و برای مصلحت اندیشی هم باشد نباید خلاف مسیر حاکمت حرکت کرده و از حقوق روشنفکران دفاع نماید؛ و چه آن زمانی که در قدرت دستی نداشت و حتی خود در مضیقه بود- ؛ دفاع از آنان را در برابر برخی تندروی ها فراموش نمی کرد و از برخی توهین ها و بازداشت و تکفیر آنان به شدت انتقاد می کرد و به جد می توان گفت تنها عالم دینی در حد خود بود که از حقوق آنان دفاع می کرد. علاوه بر این در مباحثات و گفتگو های علمی با آنان و پرسش هایی که از جانب آنان مطرح می شد وارد و احترام آنان را به جد رعایت می کرد که از باب نمونه می توان به نقد نظریه دکتر سروش در باره تئوری و نظریه کلام خدا یا محمد اشاره کرد. در باره این موضوع مواردی وجود دارد که می بایست به گونه ای مستوفی در آینده و مجالی دیگر بدان پرداخت. اما از مرحوم استاد پرسشی مطرح می شود مبنی بر اینکه: در رابطه با حرکت روشنفکران در ایران دونفر بیشتر از دیگران مطرح هستند که در مورد آن‌ها اظهار نظرهای متناقض شنیده می‎شود، یکی مرحوم دکتر شریعتی در گذشته و دیگری آقای دکتر سروش که اخیرا برخوردهایی هم با او شده است اگر امکان دارد بفرمایید نظر حضرتعالی در این مورد چیست ؟

می گوید:” به نظر من این برخوردهایی که به عنوان روحانیت جلوتر با مرحوم دکتر شریعتی و اخیرا با آقای دکتر سروش شده به این شکل است که گویا ما خودمان را معصوم و آگاه به تمام مسائل شرع می‎دانیم و آن‌ها را یک آدم‌های منحرف، این اساسا یک برخورد غلطی است . اولا دکتر شریعتی حق زیادی به گردن فرهنگ و انقلاب ایران دارد، تیپ جوان و دانشگاهی کشور را ایشان از دامان مارکسیسم نجات داد و به طرف اسلام و انقلاب متوجه کرد، کتاب‌های ایشان بسیار سازنده و تحول آفرین بود؛ البته من نمی خواهم بگویم اشتباه نداشت، مگر ما روحانیت اشتباه نداریم، مگر مراجع ما اشتباه نداشتند، اشتباه خواهی نخواهی هست، این درست نیست که ما خودمان را مطلق فرض کنیم و بگوییم اسلام را صددرصد ما فهمیده ایم و آن‌ها از اسلام بیگانه هستند. ما باید به اندیشه های مختلف اجازه دهیم حرفشان را بزنند و اگر جایی هم به نظر مان می‎رسد که حرفشان درست نیست محترمانه جواب آن‌ها را بنویسیم . تکفیر و تفسیق با بحث علمی سازگار نیست بلکه نتیجه معکوس می‎دهد، برای اینکه “الانسان حریص علی ما منع “؛ باید محترمانه حرف‌ها حلاجی بشود، هیچ یک از ما معصوم نیستیم، آن‌ها یک برداشتی از مسائل اسلام داشته اند گفته اند افراد دیگری هم اگر برداشتی دارند می‎گویند شنوندگان هم مختلف هستند، اگر یک جا اشکالی به نظر رسید باید ضمن بیان نقطه قوت‌ها آن اشکالات را هم گوشزد کرد، اما تکفیر و تفسیق درست نیست . خیلی از علما و بزرگان ما بر سر همین مسائل به شهادت رسیدند، علمای سنی علمای شیعه را تکفیر می‎کردند، علمای شیعه علمای سنی را تکفیر می‎کردند. مریدهای آن‌ها می‎ریختند علما را به عنوان اینکه کافر هستند می‎کشتند، حکومت‌ها آن‌ها را بازداشت می‎کردند و می‎کشتند. شهید اول و شهید ثانی چگونه به قتل رسیدند! من از همان اول با این نوع برخوردها مخالف بودم، هم دکتر شریعتی آدم متدین و متعهد و با شعوری بود، هم دکتر سروش آدم متدین و فاضلی است و اهل مطالعه است، هم دکتر شریعتی قصد خیر داشت و هم ایشان قصد خدمت دارد، دکتر سروش از طرف مرحوم امام در ستاد انقلاب فرهنگی بود. یک وقت ایشان با سه نفر دیگر اعضای ستاد انقلاب فرهنگی در قم پیش من آمدند و گفتند امام به شما محول کرده که نمایندگانی روحانی در دانشگاه‌ها داشته باشید و من افرادی از روحانیون را به دانشگاه‌ها می‎فرستادم و همه این‌ها با زمینه سازی و تلاش های این آقایان بود که هنوز هم این برنامه به عنوان نمایندگان ولی فقیه در دانشگاه‌ها ادامه دارد، آقای دکتر سروش اهل وجوهات و متعبد به موازین اسلامی است، به نظر من باید به این گونه شخصیت‌ها احترام گذاشت، از نظراتشان استفاده کرد در عین حال اگر اشکال و اشتباهی هم به نظر می‎رسد باید با آن‌ها مطرح کرد و حتی در روزنامه ها و مجلات و کتاب‌ها نوشت، اما تکفیر و تفسیق و برخورد فیزیکی و به هم زدن جلسات به هیچ وجه کار عاقلانه ای نیست بلکه بر خلاف شرع است، برخوردهای تند سبب می‎شود که قشر دانشجو از روحانیت زده شود و روحانیت هم از دانشجو جدا شود؛ مخصوصا در این زمان که زمان فرهنگ و منطق است، افراد درس خوانده و با سواد هستند و با چماق نمی شود با جامعه برخورد کرد. اینکه یک عده جوان احساساتی خام را تحریک کنیم که علیه بزرگان و دانشمندان شعار بدهند یا برخورد فیزیکی انجام دهند علاوه بر اینکه خلاف شرع بین است، این همان فتنه و هرج و مرج است که همه عقلای جهان از آن بیزارند.” (خاطرات، ج۱، ۵۵۴)

مرحوم آیت الله منتظری همواره مورد پرسش هایی از سوی مجامع دانشگاهی و به ویژه دانشجویان قرار می گرفتند. در یکی از این پرسش ها نظر ایشان را در باره شخصیت دکتر شریعتی می پرسند و ایشان پاسخ می دهند:

( بسمه تعالی)

محضر مبارک فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری دامت برکاته با سلام و تحیت

احتراما به عرض می‎رساند جمعی از دانشجویان در بیست و پنجمین سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی، به منظور تجلیل و گرامیداشت شخصیت علمی و اجتماعی آن بزرگوار و شناخت هرچه بهتر اندیشه ها، آرا و افکار وی در معرفی و تعمیق مبانی تئوریک و ابعاد مترقی اسلام، بر آن شدند تا از نظرات و دیدگاه‌‌های حضرتعالی بهره مند شوند. لذا از محضر آن بزرگوار مستدعی است پاسخ سؤالات مطروحه را مرقوم فرمایید:

۱ – به طور کلی نظر مبارک را در رابطه با بعد علمی و اخلاقی شخصیت مرحوم دکتر شریعتی بیان بفرمایید.

۲ – با توجه به این شخصیت علمی و جایگاه افکار وی در عرصه تعلیمات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی جامعه، تأثیر اندیشه های شریعتی را در تقویت مبانی اعتقادی و فکری جوانان چگونه می‎دانید؟

۳ – با در نظرگرفتن شرایط سیاسی – اجتماعی ایران قبل از انقلاب ۵۷ نقش سخنرانی ها، گفته ها و نوشته های شریعتی و اساسا حضور او در پایگاهی همچون حسینیه ارشاد را در شکل گیری انقلاب ۵۷ و جهت گیری سیاسی جوانان چگونه ارزیابی می‎کنید؟

۴ – امروز که می‎رویم تا برای بیست و پنجمین بار، سالگرد هجرت شریعتی را بر صفحه تاریخ مرور کنیم، در عصری که گسترش ابزارهای ارتباطی رویاروئی با فرهنگ و تمدن غرب و مکاتب گوناگون بشری (لائیک و غیر لائیک) و تقابل با زندگی سکولاریته را اجتناب ناپذیر ساخته، و بی شک قالب‌های سنتی و بازدارنده دین – هرچند به زبان نو – پاسخگوی روح ترقی خواه انسان نخواهد بود، به نظر شما بسط و گسترش اندیشه و تفکر شریعتی و شریعتی ها تا چه اندازه جوان امروز را در شناخت و درک مسیر واقعی راهگشا خواهدبود؟

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، دانشکده فنی و مهندسی گلپایگان

۱۳/۳/۸۱

( بسم الله الرحمن الرحیم)

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف واحد گلپایگان دامت توفیقاتهم

پس از سلام، در رابطه با پرسش‌های شما نسبت به شخصیت مرحوم دکتر علی شریعتی طاب ثراه و نقش او در بیدارکردن نسل جوان کشور یادآور می‎شوم : نقش هرکس و هر چیز را باید در شرائط خاص زمانی و مکانی او بررسی نمود. در مقطعی که مرحوم دکتر شریعتی زندگی می‎کرد دو ویژگی وجود داشت : ۱ – خفقان حاکم بر جامعه بخصوص دانشگاه‌ها از ناحیه رژیم . ۲ – انزوای مذهب در رشد فکری و حرکت‌های سیاسی و در جو مجامع فرهنگی و دانشگاهی . در آن مقطع که بسیاری از روشنفکران مذهبی ساکت و خاموش بودند نقش شخصیت هائی همچون دکتر شریعتی در شکستن خفقان موجود و احیای نقش دین و مذهب در بیداری جامعه و جوانان دانشجو بسیار قابل تقدیر است . آن مرحوم با استعداد خاص و قریحه ای که داشت و با تلاشی که نمود توانست بسیاری از جوانان مسلمان را که در معرض سقوط در دامن مارکسیسم و بی دینی بودند نجات دهد و مذهب را از گوشه های مساجد و منابر به عمق دانشگاه‌ها جذب نماید، و اتهام ارتجاع و حمایت مذهب و روحانیت از قدرت‌ها و حکومت‌های مستبد را از آن‌ها بزداید. البته هرکس جز معصومین (ع) از خطا و اشتباه صددرصد مصون و محفوظ نیست ؛ و در هر نوشته ای جز قرآن کریم و کلمات معصومین (ع) ممکن است اشتباهاتی وجود داشته باشد که باید با نقد علمی و منصفانه مورد بررسی قرار گیرد. توفیق همه شما را از خدای بزرگ و مهربان مسألت می‎نمایم . والسلام علیکم . ۱۵/۳/۱۳۸۱_ حسینعلی منتظری

در پایان این نوشتار بخشی از یک نامه فقیه عالیقدر خطاب به دانشمندان، نواندیشان و پژوهشگران علوم اسلامی می آورم که از آنان می خواهد:

“دانشمندان، نواندیشان و پژوهشگران علوم اسلامی ایدهم الله تعالی

پس از سلام و تحیت و تسلیت ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران با وفای آن حضرت ؛ همان گونه که استحضار دارید تهاجم به معتقدات دینی و مذهبی و القاء شبهات گوناگون نسبت به آن‌ها، در بعضی از رسانه ها بخصوص در سایت های وابسته به برخی قدرت های جهانی و مراکز ضد اسلامی و ضد تشیع رو به افزایش است. آنچه این تهاجمات را موثر ساخته است استفاده های سیاسی و ابزاری از معتقدات دینی مردم و نیز شفاف و مستدل نکردن بعضی از باورهای دینی و مذهبی است ; و این خود معلول فراهم نشدن شرایط گفتگو و کم توجهی دانشمندان دینی به مقوله مهم باورهای دینی است . به یقین اگر دانشمندان اسلامی در قرون گذشته و معاصر، معارف دینی را پیوسته بازبینی و ابهامات و نارسائی های استدلالی آن‌ها را برطرف کرده بودند، امروزه باورهای دینی و مذهبی این چنین مورد تهاجم و تشکیک قرار نمی گرفت . تأسف آور این است که در حوزه های علمیه – که بایستی کانون اصلی بررسی شبهات و پاسخ به آن‌ها باشد – هنوز زمینه طرح نقدها و اشکال ها کاملا فراهم نیست و اجازه طرح بسیاری از آن‌ها داده نمی شود. در چنین شرایطی متأسفانه برخی از روشنفکران و قلم به دستان که انتظار می‎رود با آگاهی از باورها و مقتضیات زمان، متوجه همه جوانب بحث های خود باشند، به جای دفع شبهات و القائات نادرست علیه اسلام، همان شبهات را که گاه قرن هاست مطرح بوده تکرار می‎کنند، و بدون توضیح در جهت ابهام زدائی، عباراتی مجمل و غیر صریح را به کار می‎برند که چه بسا خواننده گمان می‎کند آن‌ها نیز به شبهات وارد شده باور دارند. از سوی دیگر نقدها و حتی تهاجمات به دین را باید به شیوه “جادلهم بالتی هی احسن” پاسخ گفت نه با تکفیر و تفسیق که سخن صواب را هم از بین می‎برد؛ و همچنین در برابر نقدها و تهاجمات نباید با رنجش و واکنش عاطفی، به تعصب و عدم تحمل روی آورد; علاوه بر این امروزه با زبان و ابزار روز باید به بررسی و پاسخ ایرادات پرداخت و نمی توان چون سابق از شبهات به راحتی گذشت و یا مانع طرح و بحث آن‌ها گردید. متأسفانه گاه دیده می‎شود به جای اینکه کمر همت بسته و نیروی عقلی و نقلی برای اقامه حکمت و موعظه حسنه و جدال احسن در قبال آن شبهات به کار رود، از اصل طرح شبهه استفاده ابزاری کرده و برای در هم کوبیدن مخالفین فکری و سیاسی که چه بسا خود جزو ناقدین و مهاجمین هم نیستند بهره جویی می‎شود; و بدین طریق نه تنها پاسخی به شبهه داده نمی شود بلکه در ذهن غیرمتخصصان و کسانی که دغدغه خاطر مذهبی یا سیاسی دارند، این شبهات راسخ تر می‎گردد.” (دیدگاه‌ها۳ /۳۵۴)

این مقاله در شماره ۵۲ پایتخت کهن منتشر شده است

 

 

  1. دایی می‌گه:

    چرا از منتظری یاد میکنید!؟

  2. سیدمسعود می‌گه:

    بسم الله
    همیشه نگرانی من ازاین بوده است که عمر وعملم صرف برداشت معوج وغلط از معارف دینی باشد ومتاسفانه با تحقیق وتفکر درهروجه نگرش علما سلف را قابل نقد ونفی یافته ام که اگرترحم ولطف الهی وتامل در آیات نبود قطعا هلاکت وخسران عاقبتم می بود
    متاسفانه نبود فضای نقد ومحافظه کاری علما ومراجع روشن شدن معارف را سخت وگاهی محال نموده است والبته امیدم به روشنفکران مذهبی است که بانگرشی حق جویانه معارف را بازنگری نمایند وحداقل علما را وادارنمایند که گونه ای ذیگرهم به کلام الله بنگرند شاید فرجی حاصل شود واینهمه تناقض گویی واصرار بر برداشت های گذشته نکنند
    این واقعیت است که جایگاه تحلیل وتحقیق معارف دینی درحوزه های علمیه است وایجاد مجموعه ای موازی آن باعث تفرق بین مسلمانان خواهدبود
    والبته باید اظهارتاسف کرد که باوجود انقلابی ارزشی درسال ۵۷ عده ای هنوز بدنبال اطاعت مردم بدون چون وچرا می باشند وتا زمانیکه نفهمند فضای آزاد بیان ونقد فقط وتنها عامل رشد ورسیدن به حقیقت است
    اگرهنوز ازاین روش خسته وناامید نشده اید مواردی را که بنظرم بسیارمهم وجهت دهنده هستند با ایمیل من تماس گرفته تا مورد بحث قرار گیرد بخصوص خانم موحد شریعت پناهی وخانم وسمقی ،خوشوقت خواهم شد
    سیدمسعود