کد خبر: 2417تاریخ انتشار : ۱۵:۰۰:۴۰ - دوشنبه ۲ آذر ۱۳۹۴

آذر منصوری؛عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران

هیچ ساز و کاری برای مشارکت سیاسی زنان ایجاد نشده

موانع ورود بانوان به مجلس شورای اسلامی، چیست؟ در کشور به طور عمده با دو مسئله و مانع مواجهیم. یکی از این موانع، فرهنگی است. یعنی ساختار فرهنگی کشور ما  برگرفته از پیشینه‌ای تاریخی است و آنچه مشخص است این ساختار، کاملا یک ساختار مرد سالار است که مانع پذیرش حضور زنان در نهادهای تصمیم […]

هیچ ساز و کاری برای مشارکت سیاسی زنان ایجاد نشده

موانع ورود بانوان به مجلس شورای اسلامی، چیست؟

در کشور به طور عمده با دو مسئله و مانع مواجهیم. یکی از این موانع، فرهنگی است. یعنی ساختار فرهنگی کشور ما  برگرفته از پیشینه‌ای تاریخی است و آنچه مشخص است این ساختار، کاملا یک ساختار مرد سالار است که مانع پذیرش حضور زنان در نهادهای تصمیم گیر و تصمیم ساز می شود. این باور فرهنگی هم جامعه زنان و هم جامعه مردان را در ایران شامل می شود. به دلیل اینکه آنچه سازنده این باور و نوع نگاه است قاعدتا این نگاه را در مردان و زنان جامعه ما القا می کند و همین مورد یکی از مشکلات و موانع جدی برای افزایش مشارکت سیاسی زنان به طور عام و به طور خاص در نهاد قانونگذاری کشور است. به نظر من این مورد ریشه ای ترین و مبنایی ترین مشکلی است که در کشور وجود دارد. البته مختص به ما نیست و اگر به خوبی پارلمان های دنیا را بررسی کنید میانگین حضور زنان در پارلمان های دنیا به ۲۲ درصد می‌رسد. یعنی از حیث برابری با تعداد مردان و درصد مردان هنوز فاصله بسیار معناداری بین نرخ میانگینی است که در جهان وجود دارد. بحث دیگری که به نظر می‌رسد و به طور جدی مانع از این حضور می شود این است که وقتی قوانین را مورد بررسی قرار می‌دهیم مثلا قانون انتخاباتی که مبنای حضور افراد در مجلس شورای اسلامی را مشخص می کند این قانون هیچ تبعیضی را برای اینکه برای خانم‌ها محدودیتی ایجاد شود که نتوانند به خاطر این محدودیت در انتخابات شرکت کنند چنین محدودیتی در قانون ما وجود ندارد اما مشکل دیگری که باعث شده که ما از جوامع دیگر عقب بمانیم این است که علی رغم این نگاه برابر در قانون، متاسفانه در کشور ما در مبادی تصمیم گیری و تصمیم ساز در ساختار حقوقی و دولت‌هایی که تاکنون مسئولیت قوه مجریه یا دولت را داشتند و به طور عام ارکان حاکم بر کشور، این مسئله مورد پذیرش قرار نگرفته. مشارکت سیاسی زنان امری نیست که به خودیِ خود اتفاق بیافتد. یعنی با توجه به تجربه ای که کشورهای موفق در این زمینه دارند، پذیرفته اند که برای این مشارکت باید زمینه هایی را متولیان امر ایجاد کنند که این زمینه ها موجب افزایش حضور زنان در نهادهای تصمیم گیر و تصمیم ساز شود. به دلیل این نگاهی که وجود داشته، هیچ سازوکاری برای افزایش مشارکت سیاسی زنان متاسفانه دیده نشده. بهمین دلیل است که میزان حضور زنان در مجلس شورای اسلامی کشور، از ۳/۴ درصد فراتر نرفته. یعنی رقمی بین ۴ نفر تا مجلس پنجم که ۱۴ نفر بود. چون سازوکار و استراتژی مشخصی برای این افزایش در نظر گرفته نشده و برنامه ای وجود نداشته و اگر هم برنامه ای وجود داشته، کامل نبوده و ارکان اجرایی برای تحقق این جایگاه وجود نداشته طبیعتا سال به سال، نرخ مشارکت سیاسی زنان در ایران به جای افزایش کاهش پیدا کرده. بنابراین به نظر می رسد که ما همچنان با دو دلیل جدی و عمده در این ارتباط مواجه هستیم. یکی اینکه ساختار حقوقی در کشور ما هیچ سازوکار و استراتژی برای افزایش حضور زنان در مقدرات اساسی مملکت نداشته‌ام و بحث جدی و مهم دیگر این است که به دلیل باورهایی که در جامعه ما وجود داشته، هنوز به نظر می رسد که این پذیرش در سطح افکار عمومی برای افزایش حضور زنان و یا در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی های کشور و یا پارلمان به یک باور غالب تبدیل نشده. مثلا در انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا به نظر می رسد که سطح پذیرش خیلی بیشتر از آن چیزی است که در انتخابات مجلس با آن مواجه هستیم. بنابراین ، این دو عامل به عنوان دو عامل جدی همچنان ایفای نقش می کنند که طبیعتا برای اینکه این موانع از سر راه برداشته شود دولت‌های مستقر و نیز ارکان موجود در ساختار حقیقی کشور باید از تجربه کشورهای موفق در این مورد بهره گیرند.

چرا تعداد زنان نماینده در کشورهایی مثل عراق و افغانستان از ایران بیشتر است؟

آن ها یک دهه است که از یک استراتژی به نام جریان سازی فرصت‌های برابر بر ساختار حقوقی کشورهای خود استفاده می کنند. به این مفهوم  که به عنوان مثال دولت عراق یا دولت افغانستان یا دولت پاکستان پذیرفته اند که ساختار فرهنگی جامعه به گونه ای نیست که فرصتی را برای حضور زنان در نهادی مثل پارلمان فراهم کند. زنان از تجربه کافی و لازم برای حضور در رقابت‌های انتخاباتی برخوردارند. نه از توان اقتصادی برای رقابت با مردان برخوردارند و نه فضای ذهنی جامعه این پذیرش را دارد که وقتی زنان دررقابت‌های انتخاباتی شرکت می کنند به همان میزانی که به مردان رای می دهند به زنان نیز رای دهند. یعنی نگاه نابرابر در جامعه را مورد ارزیابی و آسیب شناسی قرار دادند. به خاطر همین، از استراتژی ایجاد فرصت‌های برابر استفاده کردند به این مفهوم که دولت‌های این کشورها برای زنان در پارلمان و در بعضی از این کشورها در دولت‌ها سهمیه ای را ایجاد کردند. به این اعمال سهمیه تبعیض مقبت گفته می شود به این ترتیب که زنان این کشورها ۲۵ درصد سهمیه در انتخابات به آن‌ها تعلق گرفته. یعنی فارغ از اینکه این زنان بتوانند برای حضور در پارلمان به اندازه مردان کسب رای کنند، به دلیل ایجاد این سهمیه در قانون انتخابات این کشورها، ۲۵ درصد از تعداد افراد پارلمان به خانم‌ها اختصاص پیدا کرده. مثلا در پارلمان افغانستان تعداد خانم‌ها کاملا مشخص است. نزدیک به ۷۵ نفر یا در عراق ۲۲ نفر و پاکستان به همین ترتیب. آن‌ها از روش‌هایی استفتده کردند و  همین روش‌ها حداقل در یک دهه اخیر به کار گرفته شده و باعث شده است که زنان در قوه قانونگذاری این کشورها حضور جدی داشته باشند. این دیده شدن و این حضور در یک نهاد تصمیم گیر و قانونگذار مثل پارلمان، هم زمینه کسب تجربه را برای زنان فراهم می کند و هم به جامعه به نوعی آموزش می دهد و القا می کند که حضور زنان در نهادی مثل پارلمان یک ضرورت است و دولت برای تحقق این ضرورت دست به اقداماتی زده. در طی یک فرایند زمانی (پروسه) به دلیل اعمال این سهمیه در قانون انتخابات، یک ظرفیت باورهای موجود در جامعه را تغییر داده. ضمن اینکه زنانی که از این فرصت استفاده می کنند و در پارلمان حضور پیدا می کنند پس از یک دوره حضور در مجلس، از تجربه لازم برای حضور در نهادهای تصمیم گیری دیگر هم برخوردار می شوند.

این گفتگو در شماره ۵۱ پایتخت کهن منتشر شده است.