کد خبر: 4129تاریخ انتشار : ۱۳:۱۹:۳۵ - شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵

اشکان رشیدی - روزنامه نگار

تهرانِ دوچهره، مملو از فقر و فساد

مردم ایران بارها و بارها ثابت کرده‌اند برای هموطنان خود از هیچ کمکی دریغ نمی‌کنند، کافی است که مطمئن شوند کمک‌ها و هدایایشان به افراد نیازمند واقعی خواهد رسید و این نیز وظیفه‌ای خطیر برعهده مسئولین امور است

تهرانِ دوچهره، مملو از فقر و فساد

آنچه روزهای گذشته در خصوص گورخواب‌ها و معتادین متجاهر در رسانه‌ها منعکس شد نه تنها باعث رنجش اینجانب نشد بلکه بسیار مایه مباهات نیز بود. چرا که من بالاجبار روزهایی را در نقش یکی از اپراتورهای تلفن یکی از مراکز فوریتی کشور گذراندم. در آن روزها روایاتی تلخ‌تر از این هم از معتادین متجاهر شنیده‌ام. روایاتی تاریک از  یک بعدِ رفتار بشری که  با اختیار خود این درجه از ذلت و خواری را برگزیده است؛ اما خانواده‌ای را نیز درگیر این انتخاب شوم خود کرده است. روایت دخترکی که پدر معتادش او را برای تأمین هزینه‌های اعتیادش به تن‌فروشی واداشته بود و دخترک نیز از پدر بریده، راهی خیابان‌های تهران شده بود و امنیت خیابان‌های پایتخت را بیشتر از خانه خویش می‌دید هنوز هم در خاطرم هست. صدایش را بار دیگر در گوشم می‌شنوم که عاجزانه نشانی از مرکز و مأمنی دولتی را خواستار بود تا شاید پناهگاهی برای دخترک ۱۵ ساله‌ای باشد که غیرتش تن فروشی را برنتافته بود. آنچه می‌دانستم استمداد و مددش از سامانۀ ۱۲۳ اورژانس اجتماعی بود که پیشنهاد کردم بغضش را فروبرد و نفس عمیقی کشید و گفت خدا خیرت بدهد تلفن بوق اشغال خورد… او به دنبال پناهگاهش رفت؛ ولی من هیچوقت در میان هزاران هزار تلفنی که پاسخ دادم او را دیگر فراموش نمی‌کنم. حتی راستش را هم بخواهید وجدانم من را راحت نمی‌گذارد؛ چرا که حتی خودم هم از اثربخش بودن پیشنهادم مطمئن نبودم.

نمی‌خواهم نوشتارم به شرح حکایات و سیاهی‌های که از جامعه شنیده‌ام منتهی شود؛ اما تلنگر و نهیبی که از عکس‌های منتشر شده در خصوص گورستان نصیرآباد بر سواران قدرت و مسئولین زده شد در حال رنگ باختن و کم اثرشدن است. نباید اکنون که توجه جامعه بر این مسئله معطوف است، به راحتی از این داستان عبور کنیم. شاید حضور در گورهای گورستان نصیرآباد مصداق تازه و سوژه‌ای جدید برای برخی خبرگزاری‌ها و مسئولین بود؛ اما از روی آگاهی و به استناد هزاران تماسی که از شهروندان شهر تهران شنیده‌ام می‌گویم در این شهر به ظاهر زیبا و دلفریب با انسان‌هایی آراسته شهری دیگر هم دفن شده است. شهری که شهروندانش معتادین متجاهر، دخترانش فراری، کودکان کار و حتی سالخوردگانش فراموش شده هستند. حکایت خودروخواب‌های شهر ما نیز دردآورتر از گورخواب‌ها است. در برخی کوچه‌های شهر ما خودروهایی پارک شده و بلاصاحب رها شده‌اند. شبانه درب خودرو باز می‌شود و پس از سوسوی اندک نور فندک موردنیاز برای استعمال مواد مخدر خاموشی را تا نزدیکی سحر به آغوش می‌کشد و صبح زود برای آنکه از نگاه‌های همسایگان و رهگذران در امان باشد و هزینه اعتیاد خویش را به هر نحو ممکن فراهم نماید به دل شهر می‌زند…. حکایات این چنینی بسیار است.

آنچه غیرقابل کتمان است، زحمات مدیریت شهری و مسئولین انقلاب اسلامی در راستای فقرزدایی و بهبود اوضاع معیشتی جامعه بوده است. زحماتی که گاهی حتی به‌طورکامل به ثمر نشسته است؛ اما دوراز انصاف است که مسبب داستان گورخواب‌های نصیرآباد را یک شخص و یک ارگان بدانیم. باید بدانیم که در جامعه ۸۰ میلیون نفری ایران اسلامی کمتر کسی است که نشنیده باشد اعتیاد بیماری است! بیماری مسری و خانمان‌سوزی که با ضعف‌های ساختاری در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و حتی مدیریتی ما به یک بیماری گسترده تبدیل شد؛ اما کدام‌ یک از ما به‌طور قاطع با درمان‌گر این بیماری آشنا هستیم؟ کدام‌ یک از ما ارگان رسمی متولی رسیدگی به مشکلات بی‌خانمان‌ها را می‌شناسیم؟ برای مثال نشانی گرم‌خانه‌های شهر تهران را ما به عنوان افرادی که همیشه با اخبار و اطلاعات در ارتباط هستیم می‌دانیم، که انتظار داشته باشیم کارتن خواب‌ها از این مراکز مطلع باشند؟ فعالیت و اقدامات اخیر شهرداری تهران در خصوص تأسیس گرم‌خانه‌های بیشتر ستودنی و قابل تقدیر است؛ اما حضور مستمر و همیشگی برخی افراد بی‌خانمان در سطح شهر نشان از کافی نبودن اقدامات در سطح شهری چون تهران دارد. برای اینجانب بهانه‌های واهی همچون نبود بودجه کافی و … از سوی برخی مسئولین به‌طور کل مردود و غیر قابل توجیه است؛ زیرا مردم ایران بارها و بارها ثابت کرده‌اند برای هموطنان خود از هیچ کمکی دریغ نمی‌کنند، کافی است که مطمئن شوند کمک‌ها و هدایایشان به افراد نیازمند واقعی خواهد رسید و این نیز وظیفه‌ای خطیر برعهده مسئولین امور است. درحال‌حاضر هم کم نیست گروه‌هایی که با وسیله نقلیه و هزینه‌های کاملاً شخصی برای افراد بی‌خانمان غذای گرم به برخی نقاط شهر می‌برند. مقام محرم مسئول که با قاطعیت از عدم حضور افراد بی‌خانمان در تهران صحبت می‌کند، سخنانش برای ما مقبول نیست؛ زیرا برای ما افراد معتاد متجاهر و کودک‌کار و جوانان فراری از خانه توفیری ندارد. ملاک ما نداشتن پناهگاه و منزلی امن برای این‌گونه افراد است. پس بهتر است طرحی نو دراندازیم.

سال گذشته را به یاد آورید دیوار مهربانی در زمستان سرد، گرمای محبت دل‌های ایرانیان را دو چندان کرد و امسال نیز می‌توانیم خانه‌های مهربانی را برای هموطنانمان بگسترانیم. باید یک بار برای همیشه دولت و مجلس با دوری از شعارزدگی و طرح‌های غیرقابل اجرا در برهۀ کوتاه زمانی تصمیمی عاجل بگیرند تا باتوجه به حساسیت عمومی برانگیخته شده در سطح جامعه معضل کارتن خوابی و بی‌خانمانی  برای همیشه از جامعه ایرانی رخت بربندد. متاسفانه حضور افراد بی‌خانمان در جامعۀ امروزی نوعی حس ناامنی را برای سایر شهروندان به همراه می‌آورد.  بیراه نیست اگر بگوییم بسیاری از جرائم خرد روزمره شهر تهران ناشی از همین بی‌خانمانی برخی از افراد شهرمان است. شهرداری‌ها، نیروی انتظامی، بهزیستی، وزارت درمان و آموزش پزشکی و حتی سازمان‌های مردم نهاد و فعالین مدنی همه و همه موظف هستند در کنار هم برای حل این نماد فقر در جامعه ایرانی حرکتی بزرگ و مؤثر انجام دهند. حال که موضوع کارتن خواب‌ها به یک وضوع ملی برای کشورمان تبدیل شده است به جای آنکه سعی کنیم با مصاحبه و برنامه‌های خبری سعی در کوچک انگاشتن زوایای این خبر بپردازیم، می‌بایست با یک حرکت ملی این دست آویز و بهانه را که کشورهای عرب برای بی‌آبرو کردن نظام اسلامی از آن بهره‌برده‌اند، به فرصتی برای نشان دادن عظمت جامعه ایرانی به‌کار گیریم. بهتر است در سطح شهرها و معابر عمومی آدرس‌ها و شماره تلفن‌های گرمخانه‌ها،  همچنین نیروهای امدادی متولی انتقال افراد بی‌خانمان به طور مشخص اطلاع رسانی گردد تا حداقل همهٔ شهروندان از چگونگی انتقال این افراد به گرم خانه‌ها مطلع گردند. این سامانه می‌بایست آنچنان قوی و سریع عمل نماید که همهٔ شهروندان اخبار واصله به این سامانه را به طور عینی مشاهده نمایند تا برای کمک‌های مادی نیز ترقیب گردند. این کار به ظاهر ساده اکنون در سطح شهر تهران ضروری به نظر می‌رسد. اسکان دادن درمانی موقت برای حل این مشکل است، بهتر است ضمینه را برای بهبود این افراد فراهم کرد.  با اقداماتی چون ایجاد شغل و انتقال آنان به مراکز درمانی و به کار‌گیری مشاورین در جهت تشویق افراد برای تغییر شرایط زندگی و با ایجاد امید شرایط بازگشت به زندگی عادی را  برایشان فراهم کنیم.

یادمان باشد چه بخواهیم چه نخواهیم گورخواب‌های نصیرآباد افرادی از جامعه ما هستند و نباید نگاهی ترحم‌آمیز و یا نفرت‌آلود نسبت به آن‌ها داشت، بلکه همۀ ما موظفیم برای بهبود زندگی جامعه ایرانی هر آنچه را در توان داریم به‌کار گیریم.

کلمات کلیدی :