کد خبر: 46265تاریخ انتشار : ۱۷:۰۶:۰۲ - یکشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۷

مهناز براتی – روزنامه‌نگار

خودی و غیرخودی

در پی انتشار سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال ۸۸، با موضوعیت انتخابات پرحاشیه آن سال‌، مهندس میرحسین موسوی خواستار انتشار بی‌کم و کاست فیلم مذاکراتش با رهبر انقلاب شد.

خودی و غیرخودی

در پی انتشار سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال ۸۸، با موضوعیت انتخابات پرحاشیه آن سال‌، مهندس میرحسین موسوی خواستار انتشار بی‌کم و کاست فیلم مذاکراتش با رهبر انقلاب شد.

این خبر حواشی بسیاری در پی داشت و افراد مختلف از جبهه‌های متفاوت و با سلایق سیاسی منحصر به خودشان در این خصوص واکنش نشان دادند.

محمود صادقی نماینده مجلس شورای اسلامی در صفحه توئیتر شخصی خود انتشار مذاکره مزبور جهت روشن شدن حقایق را خواستار شد.

حسام الدین آشنا، مشاور رئیس جمهور در توییتر خود نوشت: « آتش فتنه با تحمل هزینه‌های بسیار و درایت‌های بزرگان خاموش شده است، شهوت فتنه اجازه نمی‌دهد برخی مجددا رویای فتنه‌انگیزی را در سر نداشته باشند. مبادا مذاکرات۸۸ منتشر شود که مانند مذاکرات تابستان ۶۷ فتنه‌ها بپا می‌کند. از اسرار نظام باید نگاهداری و امانتداری نمود.»

سوال اینجاست که تکلیف پاسخگویی مسئولین به عنوان ولی امور مردم چه می‌شود. در ادبیات سیاسی بعد از وقایع ۸۸ «فتنه» تبدیل به واژه‌ای شد که راه را برای هرگونه پاسخگویی حداقلی در اموری که محل سوال جمع کثیری از جامعه است؛ مسدود می‌کند.

فیلم سخنان رهبری در روز ۹ دی از سایت ایشان منتشر شد و مهندس میرحسین موسوی به علت شرایط خاص‌شان به عنوان یکی از ذی‌نفعان خواهان بررسی و بازبینی این فیلم شد. تشخیص اینکه چه چیز جزو اسرار نظام هست و چه چیز نیست، الحمدلله هنوز به عهده آقای آشنا نیفتاده، و شفافیت یا مخفی کاری هنوز سرپرست و رئیس ندارد. پس اگر حتی بنا را بر سلسله مراتب قرار دهیم، اشخاص مهم‌تری در صف اظهارنظر هستند.

اتفاقات سال ۸۸ که در تاریخ معاصر کشورمان رخ داد، صفحه روزگار را به‌‌گونه‌ای رقم زد که در نتیجه آن آقای آشنا با سوابق امنیتی‌شان عهده‌دار مسئولیت‌ مشاور رئیس‌جمهوری شدند. «فتنه»‌ مزبور، اسباب خیر برای ایشان فراهم کرده است. ایشان چگونه می توانند مرجع تشخیص محرمانه و غیرمحرمانه بودن خبری باشند و بر اساس چه صلاحیتی؟

بارها از زبان شخصیت‌های سیاسی شنیده‌ایم که جامعه مدنی ایران نشاط ندارد و بعضا نگرانی‌هایی در خصوص عدم مشارکت مردم در امور سیاسی مطرح می‌شود. وقتی فضای جامعه هرگونه پرسشگری را منکوب می‌کند و با بکارگیری ادبیاتی ناروا صداهای متکثر و متزاحم را بی‌صدا می‌کند؛ جامعه مدنی ناخودآگاه به سوی انفعال پیش می‌رود.

راه انکار بی‌راهه‌ایست که محکوم به محدودیت در زمان است و لاجرم زمانی سرِ بسته‌ی زبان‌ها باید گشوده شود. اتفاقات سال۸۸ نقطه‌های سیاه و مبهم بسیاری دارد و تنها راه ایجاد شفافیت ایجاد بستری برای گفتگو است. عبارت «اسرار نظام» جز ایجاد فضای خودی و غیرخودی و القای حس بیگانگی و غریبگی در جامعه مدنی، کارکردی ندارد.

هزینه‌ای که در این فضا به واسطه چنین سخنانی پرداخت خواهد شد، عدم کنشگری و احساس یاس و بیهودگی در مشارکت سیاسی است.

کلمات کلیدی :