کد خبر: 46321تاریخ انتشار : ۲:۵۳:۱۲ - دوشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۷

مهدی نورمحمدزاده- فعال حوزه رسانه

لطفا کتاب نخوانید!

️کتاب خوان ها چه جور آدم‌هایی هستند؟! تصویر کلیشه‌ای و رسانه‌ای ما از کتاب خوان‌ها، مردان و زنان مودب و خندان است که قفسه‌ای مرتب و منظم از کتاب‌های بزرگ و قطور دارند و شب‌ها قبل از خواب چند صفحه مطالعه می‌کنند و بعد درست سر ساعت کتاب را می‌بندند و چراغ را خاموش می‌کنند.

لطفا کتاب نخوانید!

️کتاب خوان ها چه جور آدم‌هایی هستند؟! تصویر کلیشه‌ای و رسانه‌ای ما از کتاب خوان‌ها، مردان و زنان مودب و خندان است که قفسه‌ای مرتب و منظم از کتاب‌های بزرگ و قطور دارند و شب‌ها قبل از خواب چند صفحه مطالعه می‌کنند و بعد درست سر ساعت کتاب را می‌بندند و چراغ را خاموش می‌کنند. چنین آدم‌هایی، امکان ندارد ساعت خوابشان را برای اطلاع از پایان داستان یا فهمیدن معنای یک اسطوره و یا حتی تمام کردن مصاحبه‌ای از یک فیلسوف، به هم بزنند و تا صبح غرق کتاب و عوالمش شوند! کتابخوانی مطابق این الگو، نوعی سرگرمی، تفریح و تظاهر به فرهیختگی است. چنین آدم‌هایی کتاب را به شکل مکانیکی می‌خوانند و از آن به عنوان ویترین فرهنگی زندگی‌شان بهره می‌برند!

همه ما ناخودآگاه چنین کتاب خوان‌هایی را دوست داریم، چون مثل خود ما اهل زندگی‌های منظم و معمولی هستند و پایه ثابت مهمانی‌های پوچ و مشتری ساعت‌ها وراجی بدون دانش و هدف در همه حوزه‌های تخصصی جهان بشریت، که اپیدمی غالب محافل دوستانه و خانوادگی در جامعه ما است!

این نوع کتاب خوان‌ها خیلی راحت با کتاب نشناس‌ها گرم می‌گیرند و مابین بحث‌های داغ جمعی درباره مرغ و پنیر و دلار و پراید و فوتبال و. . . ، ژستی عالمانه می‌گیرند و چند دقیقه از جملات قشنگ و کلمات قصاری که خوانده‌اند، نقل می‌کنند و جمع حاضر را به حظ فرهنگی و ادبی می‌رسانند!

 

اما گونه دیگری از کتاب خوان‌ها هم وجود دارند که چندان دوست داشتنی نیستند! آن‌ها در جهان کتاب‌ها غرق می‌شوند و به تدریج تغییر می‌کنند. برخورد با اندیشه‌های ناب و تماشای خیالات بزرگ آن‌ها را دچار تردیدها و تنهایی‌های دردناک می‌کند. باورهایشان گرفتار طوفان شک می‌شود و معنایی دیگر برای زندگی می‌جویند، معنایی که غالبا هم از یافتنش عاجز می‌مانند. این گروه کتاب خوان‌ها که معمولا به دام خیال انگیز تاریخ، اسطوره، رمان، فلسفه، عرفان و حتی کیهان افتاده‌اند، به تدریج از دایره عرف و عموم بیرون می‌افتند و عادت به ویرانگری پیدا می‌کنند. ویران کردن همه آنچه که خود و دیگران برایش ساخته‌اند و حالا در نظرشان سست و بی بنیاد جلوه می‌کند! این آدم‌ها که پرنده خیال‌شان مرزی برای توقف نمی‌یابد، آنقدر می‌روند و می‌روند که در نهایت یا مطرود و تلف می‌شوند و یا ققنوس‌وار بر آتش ویرانه‌های فکر و خیال خود، دوباره متولد می‌شوند. این تولد دوباره، زیست و حیاتی دیگر است با عالم و آدمی دیگر!

با خودمان صادق باشیم، ما از کدام گونه «کتاب خوانان» هستیم؟! و اگر اهل کتاب نیستیم، کدام گونه از «کتاب خوانان» را دوست داریم و ترجیح می‌دهیم؟! «پستانداران» فربه و بذله‌گو و خوش چهره یا «دوزیستان» خشن و خاموش و عبوس؟!

کلمات کلیدی :