کد خبر: 46632تاریخ انتشار : ۱:۱۹:۰۲ - یکشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۷

میلاد انصاری - فعال سياسي

مدافع اعتدال

برخلاف همه آن‌هایی که گفتند و نوشتند: «ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم» من با تمام بغض می‌نویسم «من از دی ماه پر از حادثه و مرگ، واهمه دارم». اعتراضات دی ماه ٩۶، حادثه غم انگیز کشتی سانچی، شهادت امیرکبیر، رادمرد اصلاح طلب و وطن پرست نامدار ایرانی و مرگ آیت الله هاشمی رفسنجانی، گویای این مدعاست.

مدافع اعتدال

برخلاف همه آن‌هایی که گفتند و نوشتند: «ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم» من با تمام بغض می‌نویسم «من از دی ماه پر از حادثه و مرگ، واهمه دارم».
اعتراضات دی ماه ٩۶، حادثه غم انگیز کشتی سانچی، شهادت امیرکبیر، رادمرد اصلاح طلب و وطن پرست نامدار ایرانی و مرگ آیت الله هاشمی رفسنجانی، گویای این مدعاست.
در برهه زمانی که کشور نیازی جدی به مقابله با افراطی‌گری، اصلاح امور، ثبات و آرامش داشت، و هاشمی تمام قد برای «حکومت قانون»، خط و نشان می‌کشید و برای ضرورت و کارکرد آزادی تلاش می‌کرد، براحتی از صحنه سیاست و زندگی حذف شد.
نقش استراتژیک هاشمی در سپهر سیاسی کشور و مرگ او در این برهه حساس باعث شده است، که هیچ کسی نتواند نقش او را در شرایط حساس کنونی بازی کند و یا هیچ آلترناتیوی تا سال‌های آتی در سپهر سیاسی ایران برای او تعریف نشود.
این یاداشت به مناسبت سالروز وفات هاشمی نگاشته شده و در آن سعی می‌شود به کنش و واکنش‌های هاشمی رفسنجانی در سپهر سیاسی کشور و تبعات فقدان ایشان برای جامعه پرداخته شود.
علیرغم اینکه  گفتمان کارگزارانی در سال‌های گذشته در عرصه سیاست ، اقتصاد و… دارای اشتباهات فاحشی بوده است ولی استحاله‌ و چرخش‌های راست به چپ این گفتمان که باعث تغییر نسبی رویکرد آن‌ها و ایجاد پایگاه عظیم اجتماعی برای این جریان شد، غیر قابل انکار است.
فی الواقع چرخش مقطعی و بر حسب مقتضیات سیاسی – زمانی مبتنی بر حرکت به سمت مردم، نمود نبود دگماتیسم سیاسی در این جبهه است.
اگر چه هر شخصیت سیاسی در دوران صدارت خود دارای اشتباهاتی است، که آیت الله هاشمی هم از این قاعده مستثنا نیست؛ ولی تغییر رویکرد سیاسی در یک دهه اخیر و قرار گرفتن در کنار مردم باعث شد که نگاه‌ها به سال‌های اواخر عمر او معطوف شود و اشتباهات گذشته ایشان به‌طور نسبی فراموش و در سپهر سیاسی ایران به یک شخصیت کاریزماتیک و قابل اعتمادی مبدل شود.
هاشمی مخالف سر سخت رادیکالیسم، مدافع واقعی اعتدال و تابع مطلق قانون بود که آن را حتی در برابر اشتباهات فرزندان خود رعایت می‌نمود و از چارچوب قانون عدول نمی‌کرد.
در برهه حساس سال ٨۴ با توجه به اینکه دولت اصلاحات هنوز قوه اجرایی کشور را در اختیار داشت و این روند به راحتی با تدبیر بیشتر و لجاجت کمتر قابل تداوم بود،  فلذا هاشمی می‌توانست با اصلاح طلبان یکی شود و خود کنار رود، تا با این حرکت سنجیده به اجماع اصلاح طلبان کمک کند و مانع از سبد آرای پرتفوی گونه شود،  اما عملاً از انجام این مهم سر باز زد.
با کثرت و تعددکاندیدای اصلاح طلب راه برای شکل‌گیری پوپولیسم و تفکر خطرناک و ویرانگر «احمدی نژادیسم‌« هموار شد. ولی با این همه هاشمی با تمام قوا در مقابل احمدی نژاد ایستاد تا اینکه در آخر تسلیم حرکت‌های دموکراتیک مبتنی بر دموکراسی شد.
بنابراین پس از همه وقایع تلخ، کشور جولانگاه افراطیون شد. تمام حد و مرزهای قانون و اخلاق را در هم شکستند به طوریکه فقط به جنبه ماکیاولی سیاست توجه داشتند. علناً کشور را به میدان گلادیاتور بازی تبدیل نمودند. اما هاشمی همچنان امیدوار به آینده بود. «صبر و امید» را می‌توانستیم در گفته‌هایش بشنویم. بعد از سال‌‌‌ها سکوت بالاخره در روز ٢۶ تیر روزه سکوت را شکست و در خطبه‌های نماز جمعه با صدایی بغض آلود و چشمانی اشک بار گفت «لازم نیست در این شرایط عده‌ای را با این نام در زندان ببینیم». بعد از آخرین حضورش در جایگاه خطیب نماز جمعه توسط افراطیون با انگ و بر چسب‌های ناچسب واهی نظیر «اصل فتنه و یا ساکت در فتنه» بی‌شرمانه هجمه‌های زیادی را علیه او ساماندهی کردند. اما برخلاف همه جوسازی انجام شده توسط افراطیون، هاشمی به مردم نزدیک‌تر شد، و به یک شخصیت «کاریزماتیک» در سپهر سیاسی ایران تبدیل شد.
وقتی در مناظرات تلویزیونی سال ٨٨ توسط احمدی نژاد مورد حمله قرار گرفت، سخنی بر زبان نیاورد (نامه‌ای به رهبری نوشت و مواردی را راجع به احمدی نژاد، گوشزد کرد. که مفاد نامه و پیش بینی‌های هاشمی امروز بیش از هر زمان دیگری برای مردم قابل لمس می‌باشد) و همچنان بر مدار صبر و امید نظاره‌گر شرایط بود. و بعد از رد صلاحیتش در انتخابات ٩٢ که شائبه‌های بسیاری ایجاد کرد، با یک استراتژی حساب شده و با آلترناتیو قرار دادن حسن روحانی به تفکر چپاول‌گر احمدی نژادیسم پایان داد.
اسفند ماه ٩۴ با استراتژی «لیست امید» که توسط دلواپسان لیست موسوم به انگلیسی‌ها قلمداد شد، توانست سازماندهی و متشکل کردن انتخابات را انجام دهد. به این ترتیب نقش و حضور مردم را برای رقبا تثبیت و تحمیل کرد. پس از انتخابات نیز اعلام کرد:‌ »دیگر می‌توانم راحت بمیرم». آرزوی محالی نبود، تا اینکه در ١٩ دی ماه ٩۵ در یک روز سرد زمستانی به آرزویش رسید.
بدرقه با شکوه و میلیونی مردم نتیجه کنش‌های او، اثبات عِرق مردم و بی‌اثر جلوه دادن انگ‌های واهی دلواپسان بود.
فلذا با وجود اینکه هاشمی زنده نیست ولی افراطیون از نام او هم بشدت ترس دارند و در روزهای منتهی به دومین سالگرد وی، شعار مرگ بر هاشمی سر دادند.
اما نبود ایشان در وهله اول برای جامعه تبعات سنگینی خواهد داشت، زیرا حضور خشونت، افراطی‌گری و تمامیت خواهی در جامعه محسوس است. اگر هاشمی زنده بود، برای این اوضاع نابه‌سامان استراتژی تازه‌ای در پیش می‌گرفت. وی حتی با تزریق امید فضای ناامیدی و نگرانی از قلوب می‌زدود.
در وهله بعد فقدان هاشمی، به سر درگمی اعتدالیون منجر شده است، زیرا ایشان پدر معنوی اعتدال بود. و سناریوهای پر پیچ و خم مهندسی شده جناح مقابل را با فراست و ذکاوت سیاسی خود بر هم می‌زد. حرکات و تحریکات کانفورمیستی دولت و فشار و هجمه‌ها علیه دولت اعتدال‌گرا مبیین این موضوع است.
در وهله سوم ترکش‌های نبود آیت‌الله به جسم نیمه‌جان اصلاحات هم اصابت خواهد کرد. کما اینکه زمینه طرد بعضی از اصلاح‌طلبان را هم فراهم شده است. زیرا هاشمی حلقه واصله اصلاحات به بدنه حاکمیت بود و در شرایطی که امروزه هیچ کسی این نقش را به عهده نگرفته است، حتی فرزندان اصولگرایان شاخصی همچون مطهری و جنتی و خزعلی توانایی ایفای این نقش را نداشته‌اند.
نکته آخر در این فقدان مربوط است به مجموعه بزرگ دانشگاه آزاد که با تلاش‌های  بی‌بدیل آیت الله هاشمی رفسنجانی، به یکی از بزرگترین مجموعه‌های علمی (فارغ از کیفیت سال‌های اخیر) کشور تبدیل شد و نقش به‌سزایی در کسب علم و ترویج فرهنگ علم آموزی داشته است.
در نبود هاشمی و ورود مرد ٣٧ شغله کشور همین مجموعه علمی را به مکانی برای تسویه حساب شخصی و حاکم کردن تفکرات عقیم خودشان تبدیل نمودند .
این مجموعه دچار سیاسی کاری مفرطی گردید، بطوریکه سیاست هاشمی زدایی را در صدر برنامه هایشان قرار دادند. این همه بی‌مهری توسط دیپلمات سابق دولت هاشمی، کسی که جای ٣۶ جوان جویای کار را گرفته، به دور از انتظار نبود.
و عملاً نتیجه عملکرد مدیریت ولایتی با قربانی کردن دانشجویان در حادثه اخیر بر همگان روشن شد .

کلمات کلیدی :