کد خبر: 46192تاریخ انتشار : ۲:۰۴:۵۹ - شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۷

قدیر گلکاریان- استاد دانشگاه

مدیریت سیاسی کارآمد و آرامش جامعه

سیاست بدون شک یکی از ارزش‌هایی است که بزرگترین سهم را در شکل گیری نظام اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی یک جامعه دارد. از این رو باید به رابطه میان سیاست و آرامش اجتماعی و به خصوص اعتماد عمومی به سیاسیون اهمیت داد.

مدیریت سیاسی کارآمد و آرامش جامعه

سیاست بدون شک یکی از ارزش‌هایی است که بزرگترین سهم را در شکل گیری نظام اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی یک جامعه دارد. از این رو باید به رابطه میان سیاست و آرامش اجتماعی و به خصوص اعتماد عمومی به سیاسیون اهمیت داد. جامعه متشکل از اجزای پویایی است که در قالب انسان اجتماعی ظهور پیدا می‌کند و هر فرد در جامعه زمانی به حالت پویایی و نوآوری خود ادامه می‌دهد که از نظر روحی و روانی از آرامش لازم برخوردار بوده باشد. جوامع با شعور و در حال رشد با سیاست عجین هستند و اگر افراد دارای علم سیاسی هم نباشد از اندیشه سیاسی اطلاع نسبی دارند. از این رو رابطه بین سیاستمداران و ملت امری اجتناب ناپذیر بوده و برای عبور از گذرگاه‌های سخت و بحرانی نیاز است که رابطه بین مردم و سیاسیون کشور متکی به دیواری مستحکم باشد که ساختار این دیوار بر روی فونداسیون حسن نیت، اعتماد، صداقت، رابطه متقابل بنا شده باشد. همانطور که نظام سیاسی هر کشوری برای دوام خود و کسب اعتبار لازم نیازمند مشروعیت اجتماعی است و این مشروعیت از سوی مردم تأمین می‌شود، هر فردی از جامعه نیز برای پیدا کردن راهکارهای لازم جهت تثبیت منافع فردی و اجتماعی (در قالب ملی و بین المللی) نیازمند مدیران با مدیریتی صحیح هستند. ضرورت قدرت یک کشور، مهمترین و بزرگترین شاخصی است که مردم بدان اهمیت می‌دهند و آینده خود را نه در کوتاه مدت که حتی در دراز مدت با اقتدار در سیاست داخلی و خارجی خود تصور می‌کنند.

چند روز پیش معاون اول رئیس جمهور به نکته‌ای اشاره کردند که «یکسره آیه یأس و ناامیدی خواندن هنر نیست و راه برون رفت از شرایط حساس و پیچیده موجود در کشور تنها با انسجام و تفاهم میان ملت و دولت میسر است.» در همین حال آیت الله جوادی آملی وجود مشکلاتی همچون اختلاس، حقوق‌های نجومی و بی‌مدیریتی را به سرطان تشبیه کرده و توصیه کردند که نخبگان علمی به کشور بازگردند و در این سرزمین تلاش و کوشش کرده و اداره کشور را به دست بگیرند.

دقیقاً موضوع نوشتار کنونی نیز به این مسایل برمی‌گردد. زیرا دلایل اینکه در مدیریت‌های کلان دچار مشکل هستیم و یا شرایط به گونه‌ای شده است که یأس و ناامیدی به جامعه تلقین می‌شود؛ ناشی از دو امر مهم است: ۱) وجود مجموعه‌ای فراتر از همه نخبگان و مستعدان جامعه با باور اینکه همه چیزدان و همه چیزخوان بوده و صلاح ملت را از همه فراتر می‌دانند. ۲) تقسیم بندی جامعه به دو جامعه برتر که ذاتاً و ژنتیکی باید امور در دست آنان باشند و جامعه‌ای که ملزم به رعایت داده‌های عقلی و عملی و ذهنی آن گروه باشند.

بعد از انقلاب و ظهور شرایط جدید و کسب تجربیات در طول ۴۰ سال باعث شده است که بینش سیاسی- اجتماعی مردم با رشد قابل تقدیری همراه بوده باشد. ملت ما به سیاست بسیار علاقه مند می‌باشد. زیرا به منافع کشورمان که حیثیت ملی و بین المللی ما بدان بستگی دارد، بیش از هر زمان می‌اندیشیم. از این رو هنوز خیلی از کشورها و یا اپوزیسیون خارج نشین درک درستی از ملت ما ندارند و در مراحل انتخابات شگفت زده از حضور مردم در حیرت می‌مانند. مردم ایران در گزینش‌هایش نگاهی به جناح ندارد، بلکه به آرمان‌ها و وعده‌های جناح اهمیت می‌دهد که در راستای وعده‌های آن‌ها، آینده پر فراز و نشیب خود را به سلامت پشت سر بگذارد. ملت همیشه به این می‌اندیشد که چگونه می‌تواند با گزینش خود بستر لازم در احیای اعتبار ملی و بین المللی جهت شکوفایی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، معیشتی را فراهم بیاورد.

بی‌تردید حق مردم است که از جامعه‌ای استاندارد برخوردار باشد. تحقیر ملت و یا توهین به مسافران در برخی مرزهای ورودی، شرمندگی از عدم امکان دفاع از خود و کشور در برابر سیاه نمایی‌های بی‌انصافانه، مخفی کردن جلد گذرنامه در کف دست بخاطر همین حس تحقیر از جمله مواردی است که آرامش روانی در دیدگاه سیاسی را از ملت سلب کرده است. مردم ایران هیچ تفاوتی با سایر جوامع ندارند. این ملت شایستگی آن را دارد و نشان داده است که می‌تواند از جایگاه بسیار ارزنده در سطح بین المللی برخوردار باشد. موفقیت‌های ملت ایران را در عرصه‌های هنری، ورزشی، علمی، تحقیقاتی شاهد بوده و هستیم. چرا باید مدیران برجسته‌ای در خارج از ایران به بالاترین مقام برسند ولی در کشور خودمان توجهی به آن‌ها نشود؟ چرا هنوز نگران آن هستیم که هنرمندان و یا خردورزان خارج نشین تهدیدی برای کشور هستند؟ باید باور کنیم که در بطن قلب و جان آن‌ها فریاد «ای ایران» طنین می‌افکند و کافیست با ایجاد شرایط مساعد و مناسب آن‌ها را به عنوان سرمایه‌های ارزشمند به وطن خودشان کشاند. اگر عزیمت هم نکردند، حداقل بودنشان و حضور متناوبشان آرامش لازم را برای مردم داخل فراهم می‌آورد که تغییرات و رفرم‌های معقول و منطقی در حال شکل‌گیری در چارچوب دمکراسی رو به تزاید است. آرامش اجتماعی با مدیریت سیاسی ممکن می‌شود و زمانی که جاه طلبی عقیدتی و رفتاری و دیدگاهی وجود داشته باشد، پیروزی سیاسی خود فریبی بیش نیست و عدم آرامش و سکونت روحی و روانی جامعه بسان سرطانی فرساینده می‌شود که کسی را درمان آن نخواهد بود. باید شرایطی ایجاد کرد که ملت خود پیشنهاد دهنده مکانیزم‌های لازم در کنترل اجتماعی باشد و حتی حضور خود را بدون ترغیب و تحریک و تشویق در تمامی عرصه‌های سیاسی- اجتماعی- فرهنگی- اقتصادی متجلی سازد.

تصمیمات نیکو خواهد توانست همه ما را در عبور از بحران‌ها قویتر سازد و تأثیر مثبتی به اعتماد میان ملت و نظام خواهد گذاشت. ارج نهادن به آرامش اجتماعی، زمینه ساز همزیستی خردورزانه خواهد شد و حتی در قبال مخالفان و منتقدان همزیستی مسالمت آمیزانه را تأمین کرده و کشور در چنین شرایطی از هر حیث کارآمدتر خواهد شد.

نکته آخر اینکه، همانگونه که در جامعه تعدد اقوام، عقاید، دیدگاه و ادیان وجود دارد، سیاست نیز نمی‌تواند منحصرانه و دارای یک عینک ثابت بوده باشد تا همه را به یک رنگ و شکل ببیند. سیاسیون و مدیران و مبلغان باید این را بدانند که حق تعیین و تحمیل سلایق فردی، فرهنگی برای جامعه‌ای که با رنگین کمان دینی، ملی، زبانی، اعتقادی شکل گرفته است، نداشته و این امر موجب افتراق می‌شود. نظام سیاسی موفق زمانی پویاست که به ایده‌های متفاوت و حتی مخالف اهمیت بدهد. سلامت سیاست، سلامتی روانی و روحی اجتماع را شکل می‌دهد و مادامی که آرامش روانی وجود دارد؛ نظم اجتماعی با ثبات حاکم خواهد بود و همین جامعه در تمامی عرصه‌های نبرد و معارضه موفق عمل خواهد کرد. ایجاد محدودیت و تحمیل مدل‌ها، عدم استفاده از استعدادهای تخصصی به جای ترجیحی موجب پراکندگی ذهنی و فیزیکی خواهد شد. شرایط نابسامان فساد اقتصادی- سیاسی در کشور ناشی از این است که به این موارد اهمیتی داده نشده است. هنوز دیر نیست!

کلمات کلیدی :