کد خبر: 46322تاریخ انتشار : ۲:۵۴:۱۲ - دوشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۷

علی اکبر مختاری- پژوهشگر

چرا همه موضوعات حاکمیتی می‌شود؟

امروزه اگرچه به جهت فراگیری دولت مدرن، تاثیرگذاری سیاست و حکومت در همه ابعاد زندگی بشر امری طبیعی است ولی اندیشه تخصص گرایی و تفکیک کارکردها موجب شده حوزه حکومت از حوزه عمومی و خصوصی جدا شده و در هر حوزه کارویژه‌های مختص آن پیگیری شود.

چرا همه موضوعات حاکمیتی می‌شود؟

امروزه اگرچه به جهت فراگیری دولت مدرن، تاثیرگذاری سیاست و حکومت در همه ابعاد زندگی بشر امری طبیعی است ولی اندیشه تخصص گرایی و تفکیک کارکردها موجب شده حوزه حکومت از حوزه عمومی و خصوصی جدا شده و در هر حوزه کارویژه‌های مختص آن پیگیری شود. در ایران دولت مدرن براساس قانون اساسی و تفکیک قوا استقرار یافته و نهادهای مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هریک کارویژه‌های مربوطه را دنبال می‌کنند ولی تحولاتی که در چند سال اخیر در حوزه‌های مختلف رخ داده است همگی به نوعی به حوزه حکومت و حاکمیت مرتبط شده است. در کشور ما همه وقایع از بلایای طبیعی و بحران‌های زیست محیطی تا بحران‌های اقتصادی همچون ورشکستگی بانک‌ها و موسسات خصوصی، صندوق‌های بازنشستگی و موضوعات و تحولات سیاسی منطقه‌ای همچون حج و فلسطین و یمن و سوریه و تحولات سیاسی اقتصادی چون نافرجامی برجام و افزایش دلار و املاک نجومی و حقوق نجومی و خصوصی سازی و افت شاخص بورس و کمبود پوشک و سانحه در دانشگاه آزاد تا فتوای علما و صحبت‌های یک طلبه یا نوع مراسم شب یلدای یکی از اعضای شورای انقلاب فرهنگی همگی به پای حاکمیت نوشته می‌شود و بخشی از دستگاه‌های حاکمیت نیز سرسختانه با رسانه‌های وابسته خود تمام وقت به‌دنبال توجیه و تطهیر و پاکسازی دامن خود از اتهامات وقایع رخ داده است. در این فرآیند به‌علت درگیری با موضوعات و رخدادها، هزینه‌های هنگفت مالی و انسانی برای پاسخگویی و رفع مشکلات پرداخته می‌شود که یقینا منابع مالی آن از خزانه بیت المال و ثروت ملی می‌باشد. سوال اینجاست چرا در ایران همه موضوعات دولتی می‌شود و رخدادها به حاکمیت و حکومت مرتبط است؟

نکته اول در خصوص این موضوع را می‌توان به بزرگی و فراگیری دولت ارجاع داد. در اینجا دولت به معنای کل یا همان حاکمیت است. از ابتدای انقلاب همه امور از اقتصاد و فرهنگ و رسانه و ورزش همه دولتی و حکومتی شده است. قدرتمند شدن با اتکا به درآمدهای نفتی و استقلال از جامعه، حکومت را در مسیری قرار داده است که در همه حوزه‌ها وارد شده و مسئولیت‌ها را به عهده بگیرد و نه تنها انگیزه و اعتقادی به واگذاری اموربه مردم وجو ندارد بلکه عدم دخالت دولت در بعضی موضوعات نشانه ضعف است و دخالت و پاسخگویی دایمی دولت در همه رخدادها به هنجار سیاسی تبدیل شده است و متاسفانه از طرف جامعه نیز مسئولیت پذیری حکومت در همه امور انتظار می‌رود و دولت گرایی یا دولت محوری در ذهنیت ایرانیان تثبیت شده است. در کشور ما به لحاظ دشمنی و دخالت دولت‌های خارجی شاید نیاز بود دوره‌ای شرایط امنیتی و تمرکز حکومت بر همه امور اقتصادی و فرهنگی تا رسیدن به ثبات تداوم داشته باشد ولی ادامه این وضع، حاکمیت را با هزینه‌ها و چالش‌هایی دایمی روبرو کرده است.

نکته دوم گفتمان سیاسی حاکم است، جمهوری اسلامی در دوره مدرن بر پایه سنت دینی و کل گرایی و عدم تفکیک کارویژه‌های نهادهای سیاسی اجتماعی شکل گرفته است. اندیشه غالب در حکمرانی جمهوری اسلامی که برگرفته از مکتب تشیع است دوگانه امام و امت را ترویج می‌کند و در این گفتمان به لحاظ دینی بودنِ حکومت، دین هم وارد حوزه دولتی شده و تقدس‌گرایی به سیاست نفوذ کرده است. لذا نه تنها احزاب و گروه‌های سیاسی جایگاهی در نظام سیاسی ندارند و پاسخگو نیستند بلکه به‌علت دینی بودن سرشت حکومت، انتظار می‌رود دولتمردان و وابستگان به حاکمیت صالح و قدیس و پاک باشند و کوچکترین انحراف از افراد و نهادها و نخبگان سیاسی به نقصی بزرگ جلوه می‌کند و حاکمیت در مقابل آن باید پاسخگو باشد.

بنابراین با دلایلی که در سطور قبل بیان شد در ذهنیت جامعه تفکیکی بین میزان قدرت و پاسخگویی نهادها وجود ندارد. هر بی‌مدیریتی و بی‌توجهی درخارج از نظام سیاسی و یا نهادها و افرادی که به دایره حاکمیت نزدیک هستند به‌پای کل حاکمیت نوشته می‌شود و برای رهایی از این چالش نیاز به تحولی بنیادین است. تصمیمات جدی درکوچک کردن دولت، واگذاری امور به مردم، تقویت جامعه مدنی و فرهنگ سازی و تجدید نظر در قوانین اساسی ضروری است و در این راستا در گام نخست شایسته است دولت در اموری همچون صندوق‌های بازنشستگی، حج و زیارت، بورس، ورزش، خودروسازی و بسیاری امور دیگر مسئولیت را به مردم واگذار کند.

کلمات کلیدی :