کد خبر: 46098تاریخ انتشار : ۲:۱۷:۱۲ - چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۷

محمدرضا حسینی- روزنامه نگار

گفتگو و استبداد رای

در فضای گفتگو صدای افراد با دیدگاه‌های مختلف شنیده می‌شود. اصلاً گفتگو نشانگر برابری انسان‌ها است. دستوری نیست بلکه متاثر از فضای آزاد بوده و فرصت آزادی بیان برابر را برای همگان فراهم می‌کند، تاکید بر حفظ حقوق و کرامت انسان‌ها دارد و بالاخره مانع جدی شکل‌گیری افکار استبدادی و خودمحور است.

گفتگو و استبداد رای

در فضای گفتگو صدای افراد با دیدگاه‌های مختلف شنیده می‌شود. اصلاً گفتگو نشانگر برابری انسان‌ها است. دستوری نیست بلکه متاثر از فضای آزاد بوده و فرصت آزادی بیان برابر را برای همگان فراهم می‌کند، تاکید بر حفظ حقوق و کرامت انسان‌ها دارد و بالاخره مانع جدی شکل‌گیری افکار استبدادی و خودمحور است.

«گفتگو» با «گفتن» فرق اساسی دارد گفتگو از اصول مهم نظام‌های دموکرات شمرده می‌شود،   تحمل یکدیگر و به رسمیت شناختن نظرات مختلف است. هر چقدر گفتگو در جامعه افزایش یابد به همان میزان استدلال و منطق و عقلانیت در مناسبات اجتماعی سیاسی حاکم می‌گردد. مدنیت و تساهل بیشتر می‌شود، فعالیت‌های جمعی و مسئولیت‌پذیری فردی و اجتماعی گسترش می‌یابد.  همچنین مشارکت‌های سیاسی اجتماعی بیشتر می‌شود. در جامعه گفتگومدار؛ نظرات مختلف شنیده می‌شوند. به اصطلاح افراد به نظرات مختلف یکدیگر گوش می‌دهند اما گوش کردن صرفا به معنای تایید کردن نیست بلکه مطلع شدن از نظرات طرف مقابل است درواقع از همین‌جا گفتگو آغاز و تلاش برای درک همدیگر و تبدیل تقابل به تعامل شروع می‌شود. ایده‌ها بیان و نقاط اشتراک و افتراق مورد بحث قرار می‌گیرند طرفین بر نقاط مشترک تاکید، از برخی نقاط افتراق برای رسیدن به هدفی بزرگ با درک مشترک از مفهومی که دربرگیرنده منافع عموم جامعه است کوتاه می‌آیند و بر ایجاد گفتگوی ساختارمند سازنده تاکید می‌کنند.

«گفتن» متعلق به ادبیات نظام‌های استبدای و توتالیتری است، خبری از دیالوگ نیست هر چه هست مونولوگ است، تفکر حاکم محافظه‌کاری واپس‌گرای ارتجاعی است. قانون برآمده از چنین تفکری صرفا در خدمت گروه حاکمان ضددموکراسی است. جامعه امنیتی جایگزین جامعه امن می‌شود حکم کردن و به اطاعت واداشتن جامعه با اجبار به وسیله نیروهای نظامی امنیتی از شاخصه‌های اصلی چنین نظام حکومتی است. جامعه تک صدایی ایجاد می‌شود که جز فرمانبرداری و عدم اعتراض شهروندانش به چیز دیگری فکر نمی‌کند. افکار عمومی در چنین نظام‌هایی وجود خارجی ندارند. واکنش جامعه در برابر چنین نظامی نشنیدن و یا اطاعت کردن علیرغم میل باطنی است. نتیجه آن انباشت مطالبات عمومی و افزایش بحران‌های سیاسی اجتماعی و اقتصادی و سرکوب با شدت عمل زیاد است. اختلافات از طریق توسل به خشونت حل و فصل می‌شوند نه از راه گفتگو. ازجمله ویژگی‌های آن می‌توان به برتری طلبی، تحکم، بهره‌کشی، تصلب سیاسی- اجتماعی، فساد، ناعدالتی، قدرت طلبی و قرار گرفتن استبداد رای به جای انتخاب رای اشاره کرد.

در نبود گفتگو نه تنها تفکر انتقادی شکل نمی‌گیرد بلکه رادیکالیسم همراه با ایدئولوژی و جامعه توده‌وار ظهور می‌کند. کوچکترین مجالی برای تولید اندیشه و بسط و گسترش گفتمان که برآمده و حاصل گفتگو است و می‌تواند به تدریج با اقبال بخش‌های زیادی از جامعه مواجه شود وجود ندارد. هرچقدر فضای گفتگو بیشتر باشد فرصت مانور برای افکار پوپولیستی عوام فریب از بین می‌رود. وقتی گفتگو شکل بگیرد تهدیدها و چالش‌های اجتماعی کم‌اثر و یا بی‌اثر می‌شوند. از به حاشیه رانده شدن بخش‌هایی از جامعه جلوگیری می‌گردد، امنیت اجتماعی بیش از هر زمانی تضمین می‌شود. جامعه توان رسیدن به سطحی از عدالت را به دست می‌آورد. شکاف‌های سیاسی اجتماعی کم می‌شود این وضعیت به نفع عموم افراد جامعه بوده به گسترش جامعه مدنی و سیاسی کمک می‌کند. قدرت پس از تایید افکارعمومی در انتخابات به اقتدار یا همان قدرت مشروع و قانونی تبدیل می‌شود در ساختار حکومت بین احزاب سیاسی و گروه‌های مختلف اجتماعی با کارکرد تعاملی و نه تقابلی چرخش قانونمند پیدا می‌کند.

در جامعه بدون گفتگو صدمه اساسی به سیستم‌های مدیریتی وارد می‌شود. افراد صاحب‌نظر دلسوز منتقد و انتقادپذیر کنار گذاشته می‌شوند. افراد خودشیفته نارسیسم همه امکانات را برای خواسته‌های خویش به کار می‌گیرند. توجهی به منافع جمعی ندارند، این گونه افراد از روان پریشی رنج می‌برند. بدون در نظر گرفتن منافع جامعه صرفا در پی برآورده کردن منویات خویش فضای جامعه را به هم می‌ریزند. چون طبیعت مستبد دارند همه چیز را می‌خواهند به صورت مکانیکی با تهدید و ارعاب پیش ببرند. برنامه‌ها و سیاست‌هایی که اجرا می‌کنند از قابلیت علمی برخوردار نبوده عاری از هرگونه کار کارشناسی است، اما به وسیله قوه قهریه آنرا انجام می‌دهند. جامعه در نظر آن‌ها همانند موش آزمایشگاهی است، هرکاری که بتوانند انجام می‌دهند چون در فضای تک صدایی به کسی جواب‌گو نیستند، صاحب اختیار جامعه هستند، کسی نمی‌تواند به آن‌ها اعتراض کند چون اصلا صدایی شنیده نمی‌شود؛ مصائب بی‌نهایت بزرگی برای جامعه به وجود می‌آورند. چنین تفکری انحطاط اندیشه و نهادینه کردن روش و منش استبدادی را در پیکره جامعه به وجود می‌آورد و عاقبت گفتگو را که دشمن خود می‌داند با لطایف الحیل مختلف، دشمن جامعه معرفی می‌کند.

کلمات کلیدی :