کد خبر: 48312تاریخ انتشار : ۶:۳۰:۵۰ - یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷

محمود دردکشان در گفت و گویی اختصاصی با مستقل هشدار داد:

حذف انقلابیون واقعی

دردکشان، فعال سیاسی با اشاره به این که اگر امام بود جلوی بسیاری از انحرافات گرفته می‌شد، اظهار داشت: اگر امام بود امکان نداشت شخصیتی به نام میرحسین موسوی طرد شود، اما شما می‌بینید که با فوت امام ایشان طرد می‌شود و سال پیش رو نیز نهمین سالگرد حصر میر حسین است.

حذف انقلابیون واقعی

گفتگو از فرشته صائمی – خبرنگار سیاسی روزنامه مستقل

دردکشان، فعال سیاسی با اشاره به این که اگر امام بود جلوی بسیاری از انحرافات گرفته می‌شد، اظهار داشت: اگر امام بود امکان نداشت شخصیتی به نام میرحسین موسوی طرد شود، اما شما می‌بینید که با فوت امام ایشان طرد می‌شود و سال پیش رو نیز نهمین سالگرد حصر میر حسین است.
درد کشان در گفتگو با خبرنگار سیاسی روزنامه مستقل در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه در ایام چهلمین سالگرد انقلاب جمهوری اسلامی ایران قرار داریم، از دیدگاه شما چرا انقلاب شد؟ و ریشه‌های انقلاب ۵۷ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ گفت: با گذشت ۴۰ سال از وقوع انقلاب خیلی مسائل و واقعیت‌های مربوط به آن، به حق مطلب ادا نشده است هیچ، حتی تحلیل‌ها و تعابیر خام و نوعا غیرمستندی از انقلاب شده است که به طور طبیعی با هم‌پوشانی رفتارهای نسنجیده و غیراصولی به نام انقلاب تمام شد.
پس از ۵۷ چهره مخدوشی از این پدیده به خصوص در ذهن نسل جوان هک و ترسیم شد و این وضعیت برای آن‌هایی که به واقع از لحاظ رفتار و اندیشه انقلابی بودند و انقلابی زیستند، بسیار آزاردهنده است. درواقع اصل ماجرا یک مسئله بسیار قابل تامل است. افرادی هستند که به معنای واقعی کلمه انقلابی‌اند. البته این کلمه باید تعریف شود چرا که به محض اینکه گفته می‌شود انقلابی افراد بی‌فرهنگ، بی‌منطق، خشن و مستبد و نابه هنجار در اذهان تصور نشود، ما کسی را انقلابی می‌دانیم که تحلیل درست از شرایط حاکم بر کشور ایران در زمان حکومت شاهنشاهی را داشته باشد، که بهترین تعبیر از حاکمیت شاهنشاهی این است که این حاکمیت پیوندی بود از استعمار جدید در لفافه استبداد داخلی. انقلابی کسی است که این شرایط را به خوبی درک و تحلیل کرده است و به دنبال راهکارها و سازوکارهای نجات کشور از ذلت سلطه بیگانه و نکبت استبداد داخلی برهاند و نجات دهد.
وی در ادامه افزود: قبل از ۵۷ جناح‌های مختلف و تفکرات گوناگون اعم از جریانات چپ، مذهبی، ملی‌گرایی و … همگی در این عرصه ظهور و بروز داشتند و قرار، مبتنی بر یک عزم ملی بود. این جنبش و این حرکت آزادی‌خواهانه و استقلال گرایانه را که ما اسمش را انقلاب می‌گذاریم، بیشتر در حوزه نخبگان اتفاق افتاد. باید گفت که نخبگان یک حرکت معنی‌دار آزادی خواهانه و استقلال‌گرایانه را آغاز کردند و به دلیل اینکه جریان اداره کشور در زمین این‌ها افتاد علی‌رغم عدم آمادگی و عدم تبیین کادرهای پیش برنده از این جنس و عدم اشراف بر مُلک و مُلک داری، متاسفانه زمینه‌های انحراف از اصول کلی در قالب حاکمیت شروع شد.
دردکشان در پاسخ به این سوال که چگونه ممکن است انحراف پیش بیاید در حالیکه بسیاری از انقلابیون و افرادی که در زمان حیات امام خمینی زیسته‌اند و بعضا با ایشان ملاقات حضوری داشته‌اند این نکته را مطرح می‌کنند که انحرافات از آرمان‌های انقلاب از زمان فوت امام خمینی به بعد رخ داد و حتی معتقدند چنانچه امام حتی یک دهه بیشتر زنده بود، شاهد حضور جریان‌های مختلف سیاسی اعم از ملی‌ و غیره در عرصه قدرت و حکومت بودیم و بسیاری از نخبگان کنار گذاشته نمی‌شدند، نظر شما در این‌باره چیست؟ تصریح کرد: روند فرصت‌طلبانه از همان روزهای اول بعد از ۲۲ بهمن ۵۷ نمود پیدا کرد، اتاق فکرهایی وجود داشتند که جهت می‌دادند تا انحصار از آن در بیاید و حذف انقلابیون واقعی هم در همین راستا بود، من این حرف را قبول دارم که امام به دلیل هویت و کاریزمایی که داشت، جلوی خیلی از انحرافات را می‌گرفت، اگر امام بود امکان نداشت شخصیتی به نام میرحسین موسوی طرد شود، اما شما می‌بینید که با فوت امام ایشان طرد می‌شود و سال پیشِ رو نیز نهمین سالگرد حصر میر حسین است.
چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج/ گر رساند بر فلک، باشد همان دیوار کج
این نکته از همان ابتدای انقلاب کاملا ملموس بود که یکسری در تکاپوی قبضه قدرت می‌باشند، فصل مشترک این جریان معطوف به قدرت بود و برای قدرت هم زندگی می‌کردند لذا این بسیاری طبیعی است که یک انقلابی از خود گذشته، برای قدرت نجنگیده و مبارزه نکرده است، برای آن‌ها که پست و مقام موضوعیت نداشت و بسیاری از انقلابیون واقعی از نان و هستی خود را ساقط کردند که ملت به آزادی برسد. ببینید تا چه میزان به انقلابیون سخت گذشته است که چهرهای تبدیل شود به یک تمامیت خواه که با ضرب و زور و دیکتاتور مآبی و قلدری می‌خواهد قدرت خود را حفظ کند و تنها نام خدا را می‌برند اما هدف واقعی آن‌ها قدرت است و تمام ماجرا بر حول این محور می‌چرخد.
وی در پایان گفت: باید خوب و کارشناسانه به انقلاب پرداخته شود که از طریق تحلیل‌ها و پردازش‌های درست نسل جوان (دهه‌های۷۰،۸۰ و…) با نسل انقلابی پیوند و پیوستی داد و از این انقطاع نسلی جلوگیری کرد چرا که بسیاری از بحران‌های امروز ناشی از شکاف بین نسلی است. از دیدگاه جوان امروز انقلاب واژه‌ای است که بار خشونت و خشم را دارد و به وضوح این را می‌گویند که شما انقلاب کردید و ما را گرفتار کردید. در صورتی که جان این انقلاب رهایی بخشی بود، باید دریافت که این حلقه مفقوده چه بود. البته افراد فرصت طلب در این زمینه بسیار تلاش کردند که نسل‌های جدید مفهوم انقلاب را نفهمند و معلم انقلاب را که دکتر شریعتی است را نشناسند به این دلیل که انقلاب یعنی آزادی خواهی، یعنی یکپارچه اعتراض علیه نامردمی‌ها.