کد خبر: 47762تاریخ انتشار : ۱:۱۷:۵۱ - یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷

قدیر گلکاریان- استاد دانشگاه

لزوم فراگیری دیپلماسی فعال

از دیرباز چنین ادعا شده است که نگاه به تاریخ، دریافت درس عبرت از گذشتگان است. اما به نظر می‌رسد این نگاه باید موشکافانه مد نظر قرار گیرد. در واقع تاریخ مجموعه‌ای از عملکردهای رو به شکست حاصل از بینش و اندیشه است که با مطالعه آن در می‌یابیم که چه خطاهایی رخ داده تا بار دیگر آن‌ها را انجام ندهیم. در واقع استفاده از کلمه عبرت در اینجا مصداق پارادوکس و به‌عبارتی تناقض را دارد که حاکی از پوچی ظاهری است که در بطن آن حقیقتی بس پر مفهوم و بیدار کننده نهفته است.

لزوم فراگیری دیپلماسی فعال

از دیرباز چنین ادعا شده است که نگاه به تاریخ، دریافت درس عبرت از گذشتگان است. اما به نظر می‌رسد این نگاه باید موشکافانه مد نظر قرار گیرد. در واقع تاریخ مجموعه‌ای از عملکردهای رو به شکست حاصل از بینش و اندیشه است که با مطالعه آن در می‌یابیم که چه خطاهایی رخ داده تا بار دیگر آن‌ها را انجام ندهیم. در واقع استفاده از کلمه عبرت در اینجا مصداق پارادوکس و به‌عبارتی تناقض را دارد که حاکی از پوچی ظاهری است که در بطن آن حقیقتی بس پر مفهوم و بیدار کننده نهفته است.

تاریخ ایران زمین پر از فراز و نشیب‌هایی است که باید در شرایط کنونی کشور بیش از هر زمان دیگر بدان توجه شود تا درس عبرت واقعی برای همگان باشد تا عملکردهای خطاگونه بسان گذشته تکرار نشود تا طریق توسعه واقعی کشور طی شود.

بی‌تردید همه واقف هستیم که کشور در شرایط کنونی چه به لحاظ فشارهای خارجی و سیاست‌های خصمانه آمریکا بعد برجام و چه به دلایل سوء مدیریت و عدم وحدت رویه در سیاست‌گذاری‌های همه جانبه کشور دچار بحران واقعی است و هر روز فشار مضاعفی بر دوش دولت و ملت وارد می‌شود و به‌تدریج توان تحمل و بردباری را از همگان سلب می‌کند. مردم به دلایل مشکلات معیشتی و عدم امید به برنامه‌ریزی آتی دچار هیجانات و استرس‌های ویژه است؛ دولت نیز به دلیل تعجیل و تسریع در کنترل زمام امور مجبور به اجرای برنامه‌ها و اتخاذ تصمیمات مقطعی است. به عبارتی شرایط آشفتگی روانی بر همه حاکم شده است. آنچه هنوز مایه امیدواری است، اینکه ملت ایران مثل همیشه نجابت لازم را در کنار درایت نشان داده و هیچگاه منافع ملی را بر منافع فردی ترجیح نداده‌اند و در هر برهه حساسی با تحمل هر گونه مشکلات نقش سازنده و مؤثر خود را نشان داده و خواهند داد.

اما مسئله اینجاست که چرا باید شرایط کنونی را تبدیل به فرصت نکنیم؟ در شرایطی که راه‌اندازی سیستم مالی اروپا بار دیگر مسیر شکست سیاست‌های تحریمی آمریکا را فراهم ساخته؛ جایی که سیستم اطلاعاتی ایالات متحده مهر تأییدی به حقانیت و صداقت عملکردی ایران نسبت به تعهداتش در قالب برجام زده و ترامپ را به حد عصیان واداشته و مجبور شده سیستم اطلاعاتی کشور را خوش خیال و خام تلقی کند. در مقابل این، زمانی که مشاهده می کنیم هم‌پیمانان ما همچون چین با ترس از مجازات‌های آمریکا به راحتی دست از تعهدات خود در بخش انرژی می‌کشند و یا معاون وزیر خارجه روسیه به صراحت از عدم وجود شراکت استراتژیکی در سوریه با ایران سخن گفته و حمایت علنی خود را از اسرائیل اعلام می‌دارد؛ چرا نباید از وجه پنهان پارادوکس عبرت تاریخی بهره ببریم؟

یادمان باشد که کشورهای زیادی همچون کره جنوبی، امارات، عمان، بحرین، سنگاپور، مالزی، ویتنام، ترکیه و … در مقایسه با ایران از ظرفیت‌های اقتصادی کمتری برخوردار بودند ولی امروزه راه توسعه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی را طی کرده و پیوسته راه‌های ترقی را می‌پیمایند. دلیل این موفقیت، حاصل ترجیح در اعمال سیاست عقلانی و استفاده از ابزار تعامل با سایر کشورها و بعضاً تسامح بوده است.

نظام اقتصادی سیاسی ایران متکی بر سیستم مرکانتلیستی است که قدرت اقتصادی را منحصر به دولت می‌سازد. گرچه سال‌هاست بر اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی در خصوصی سازی تأکید می‌شود ولی در جریان چنین روندی شاهد بروز شبکه اقتصاد نیمه دولتی و یا شبه دولتی و خصولتی شده‌ایم و چه بسا ریخت و پاش‌های مختلفی اتفاق افتاده که اینک از سوی نمایندگان محترم مجلس فاش می‌شوند. با چنین وضعیتی نمی‌توانیم راه توسعه و قدرت نمایی در عرصه بین المللی داشته باشیم. با اقتصاد کنونی کدامین بنگاه‌های جهانی و کشورهای آن‌ها را مقید و متعهد به خود کرده‌ایم که با لحاظ حفظ منافع حامی ما باشند؟ چه کشورهای مهمی را به عنوان شریک راهبردی در عرصه اقتصادی به خود متصل ساخته‌ایم که از ترس از دست دادن منافع خود، در عرصه های بین المللی از ما حمایت بکنند؟ اگر امروز اروپا از ما حمایت می‌کند تنها درصدی از منافع اقتصادی منجر به حمایت شده است؛ بلکه دلیل حمایت اروپا در راستای تثبیت شرایط امنیتی در خاورمیانه و جلوگیری از خطرات ناشی از بروز بحران‌های جدید اعم از مهاجرت، قاچاق انسان، مواد مخدر، رشد روز افزون تروریسم و … بوده است. پس بدانیم که باید کارت‌های برنده زیادی در دست داشته باشیم که قاعده بازی را به نفع خود تغییر دهیم.

کشور ما نمونه‌ای از کشورهای در حال توسعه است که به نیروی انسانی جوان، منابع طبیعی، ذخایر زیرزمینی، شرایط مساعد اقلیمی و موقعیت ژئوپلیتیکی و استراتژیکی خود باید ببالد. سیل مهاجرت ایرانی‌ها و به خصوص جمعیت ایران به کشورهای دیگر خطری شدیدتر از انفجار بمب است. ۵/۱ میلیون انسان در صف مهاجرت بوده و صدها میلیارد دلار از سرمایه کشور برای خرید منزل و یا کسب شرایط تابعیت طلایی در کشورهای دیگر از ایران خارج شده است. از هر ۱۰۰ نیروی مستعد ایرانی، ۴ نفر راهی کشورهای دیگر شده و در خدمت توسعه علمی- فنی دیگر کشورها هستند. این‌ها سرمایه اصلی است و نبودشان به ضرر کشور است که باید تدبیری اندیشید. بیاییم بار دیگر به صفحات تاریخ بنگریم و اشتباهات جبران ناپذیری را مرتکب نشویم. بازنگری در دیدگاه‌هایمان در سیاست داخلی و خارجی موجب موفقیت خواهد بود نه تهدید. شرایط فعلی و فرصت‌های پیش آمده ایجاب می‌کند لابیگری در درون ساختار سیاسی آمریکا و اروپا آغاز شود که نتایج خوبی به ارمغان خواهد داشت و نباید از آن غافل بود.اگر فرصتی برای تهاجم سیاسی ایجاد می‌شود آن را با دیپلماسی تعامل و بعضاً تسامح به شانس و اقبال توسعه کشور تبدیل کنیم. وگرنه فردا خیر دیر خواهد بود!

کلمات کلیدی :