کد خبر: 49376تاریخ انتشار : ۲۳:۱۴:۰۵ - شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷

علی اکبر مختاری- پژوهشگر

اصلاح‌طلبان، بیم‌ها و امیدها

نزدیک به یکسال تا انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند سال ۹۸ باقیست. در این روزها حرکت و پویایی در بین نیروهای سیاسی اصلاح طلب شروع شده است و سوال‌های گوناگونی در اذهان متبادر می‌شود که با توجه به شرایط بد معیشتی و بحران اقتصادی و تجربه همکاری و پشتیبانی از دولت تدبیر و امید جایگاه اصلاح طلبان در نزد افکار عمومی چگونه است؟ آیا مردم به اصلاح طلبان اعتماد دارند و چهره‌های شاخص اصلاحات توان بسیج مردمی را دارند؟ آیا اعتمادی برای فعالیت مجدد و مشارکت توده مردم بجا مانده یا گفتمان اصلاحات نیز همانند دیگر گروه‌های سیاسی اعتبار خود را از دست داده و به حاشیه رفته است. انتخابات مجلس در سال آینده مهم و اساسی است یا خیر؟ برای پیروزی در انتخابات پیش رو باید تلاش کرد یا امیدی به اصلاحات و تغییر نیست و باید سکوت کرد و حالت انزوا گرفت. و به طور کلی نیروهای سیاسی اصلاح طلب به دنبال آنند تا در این یکسال باقی مانده چه استراتژی را در پیش بگیرند تا به احیای چهره مردمی و محبوب اصلاح طلبی و تاثیرگذاری حداکثری در سپهر سیاسی برسند.

اصلاح‌طلبان، بیم‌ها و امیدها

نزدیک به یکسال تا انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند سال ۹۸ باقیست. در این روزها حرکت و پویایی در بین نیروهای سیاسی اصلاح طلب شروع شده است و سوال‌های گوناگونی در اذهان متبادر می‌شود که با توجه به شرایط بد معیشتی و بحران اقتصادی و تجربه همکاری و پشتیبانی از دولت تدبیر و امید جایگاه اصلاح طلبان در نزد افکار عمومی چگونه است؟ آیا مردم به اصلاح طلبان اعتماد دارند و چهره‌های شاخص اصلاحات توان بسیج مردمی را دارند؟ آیا اعتمادی برای  فعالیت مجدد و مشارکت توده مردم بجا مانده یا گفتمان اصلاحات نیز همانند دیگر گروه‌های سیاسی اعتبار خود را از دست داده و به حاشیه رفته است. انتخابات مجلس در سال آینده مهم و اساسی است یا خیر؟ برای پیروزی در انتخابات پیش رو باید تلاش کرد یا امیدی به اصلاحات و تغییر نیست و باید سکوت کرد و حالت انزوا گرفت. و به طور کلی نیروهای سیاسی اصلاح طلب به دنبال آنند تا در این یکسال باقی مانده چه استراتژی را در پیش بگیرند تا به احیای چهره مردمی و محبوب اصلاح طلبی و تاثیرگذاری حداکثری در سپهر سیاسی برسند.

اصلاح طلبان با توجه به چالش‌هایی که با هسته اقتدارگرایی در حاکمیت و اصول‌گرایان داشته‌اند، ولی به نظام سیاسی وفادار بوده و با توجه به پایگاه اجتماعی خود در هر دوره در انتخابات یکی از جریان‌های اصلی بوده و نقش بی‌بدیلی در بسیج مردمی و تعیین مشارکت مردمی ایفا کرده‌اند. جریان اصلاح‌طلبی در تحولات سال‌های اخیر در سپهر سیاسی ایران دو ضربه سخت را تجربه کرده است که موجب بی‌اعتمادی نخبگان و حامیان این طیف شده است. یکی اعتماد به دولت و دل بستن به وعده‌های دولت تدبیر و امید بود. در وعده‌های انتخاباتی مواضع ایشان طبق مشی اصلاحات بود اما این وعده‌ها نه تنها برآورده نشد بلکه برخلاف آن وعده‌ها عمل شد و سرخوردگی و انفعال چهره‌های محبوب اصلاح طلبی را به‌همراه داشت. دوم افرادی که با لیست اصلاح طلبی در انتخابات دوره دهم وارد مجلس شورای اسلامی شدند و رای گرفتند در عمل نه تنها عملکرد و مشی اصلاح‌طلبی نداشتند بلکه با رفتار و گفتار خود نشان دادند که در حلقه رابطه و رانت و قدرت طلبی تفاوتی با رقبای اصول‌گرای خود ندارند و از این منظر گفتمان اصلاحات مورد تخریب و چالش قرار گرفت. شاید چندین سال دوری از قدرت سیاسی، اصلاح طلبان را محکوم به اخذ چنین تصمیمی کرد و برای رسیدن به اهدافی بالاتر نیاز به انجام چنین هزینه‌ای داشتند. با این توصیف چند نکته برای بازیابی و برگشتن به جایگاه شایسته اصلاح‌طلبان در جامعه پیشنهاد می‌شود.

جامعه ایران همیشه از ویژگی خاصی در سپهر سیاست برخوردار بوده است و آن برخورداری از دولتی بزرگ و متمرکز و فربه در مقابل جامعه‌ای کوچک و چندپاره و نحیف است و تمامی مشکلات و ناموزنی در سیاست به‌علت عدم تحدید و کنترل دولت توسط جامعه است. به‌طور بنیادی هر مسئله، معضل یا تصمیمی در ایران با حکومت گره خورده است و در نهایت تاوان آن را باید ملت بدهد. لذا گفتمان اصلاحات باید به طور ویژه بر این موضوع متمرکز شود و همه تلاش خود را برای جابجایی این وضعیت و تقویت و توانمند کردن جامعه در تاثیرگذاری در سیاست‌ها همچنین رهایی از سرسپردگی و وابستگی به اتزاق از حکومت داشته باشد. البته این امر مهم نیاز به فرهنگ سازی و برنامه‌های درازمدت و کمک و مساعدت همه نخبگان و مردم دارد ولی ضروری و حیاتی است.

نکته دوم برجسته کردن فعالیت سیاسی تحت عنوان حزب و گروه سیاسی به جای افراد است. چنانچه اصلاح طلبی به مدرنیته و خرد جمعی اعتقاد دارد باید در عمل نسبت به اصلاح ساختار درونی خود یعنی گذر از مشروعیت کاریزماتیک و گام برداشتن به سوی مشروعیت جمعی و عقلانی قدم بردارد و همانگونه که در سطور پیشین بیان شد تقویت جامعه و گردش نخبگان با سازماندهی مردم و تشکیلات و برآمدن احزاب فراگیر و قوی محقق می‌شود. در طول تاریخ همیشه شخصیت‌های محبوب و اصلاح‌گر توسط حکومت‌ها حذف و تخریب شده‌اند ولی احزاب برای همیشه ماندگار و تاثیرگذار بوده‌اند.

موضوع مهم دیگر که در طول چهل سال اخیر جامعه و دولت را به‌شدت تحت تاثیر قرار داده است معضل بی‌ثباتی و بحران‌های اقتصادی است. جدا از اینکه اقتصاد ایران رانتی و نفتی است و وابستگی به درآمد نفتی اقتصاد را به خارج از مرزها وابسته کرده است ولی جریان اصلاحات با توجه به اینکه در دوره‌ای قوه مجریه را در اختیار داشته و تجربه اجرایی دارد لازم است با تشکیل یک حلقه از نخبگان اقتصادی و مالی یک پرژه جامع و کامل برای شیوه توزیع عادلانه ثروت یا تاسیس شبکه مطلوب توزیع کالا، برای بخش داخلی اقتصاد و اجرای عدالت اجتماعی تهیه کرده و یک برنامه داشته باشد. چون بخش بزرگی از فشارهای اقتصادی معلول بی‌مدیریتی عامدانه یا رانت‌خواری شبکه بزرگ سرمایه داری تجاری است. باید برای این تفکر یا این شبکه که ایدئولوژی سیاسی ندارد و با همه دولت‌ها همنشین است در همه دوره‌ها در شیوه توزیع یارانه، تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم سازی‌ها در مجلس و دولت نفوذ دارد چاره اندیشی کرد.

لذا شایسته است گفتمان اصلاح طلبی با آسیب‌شناسی همه تجربیات تلخ گذشته و عبرت‌گیری از آن و تلاش مجدد بر مبنای عقلانیت، جوان‌گرایی و خرد جمعی با اولویت دادن به جامعه، با اصلاح ساختار‌های درونی و ارایه الگوی جدید اقتصادی، مرزبندی‌های خود را از گفتمان رقیب برجسته کند.

کلمات کلیدی :