کد خبر: 48553تاریخ انتشار : ۱:۳۹:۵۷ - چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷

پرویز محمدی- فعال سیاسی

با کدام ساز برقصیم؟

چندی پیش و در جریان دو ماجرای استعفای دکتر درویش نژاد از مدیریت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سپس صدور بیانیه و حمایت‌هایی که از وی صورت گرفت و نیز سلب عضویت دکتر مولوی از شورای شهر همدان و جایگزینی دکتر گیاه شناس …، عده‌ای از این آب گل آلود ماهی گرفتند و به انحا مختلف در تخریب اصلاح طلبان کوشیدند و هرچه این چندسال اندوخته بودند یکباره بیرون ریختند.

با کدام ساز برقصیم؟

چندی پیش و در جریان دو ماجرای استعفای دکتر درویش نژاد از مدیریت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سپس صدور بیانیه و حمایت‌هایی که از وی  صورت گرفت و نیز سلب عضویت دکتر مولوی از شورای شهر همدان و جایگزینی دکتر گیاه شناس …، عده‌ای از این آب گل آلود ماهی گرفتند و به انحا مختلف در تخریب اصلاح طلبان کوشیدند و هرچه این چندسال اندوخته بودند یکباره بیرون ریختند.
اما در این میان یک نبشته از همه جالب‌تر و در نوع خود مضحک‌تر بود. آنهم نه بخاطر ضرباهنگ کلمات و استحکام تحلیل، بلکه بخاطر سطح دانش و سواد نویسنده‌ای که نخود هر آش شده و تصور کرده می‌تواند راهنما و مدعی ارشاد خلایق شود در حالی که هنوز سواد خواندن و نوشتن نداشته و باید الفبای نگارش یک نامه نوجوانانه را در اکابر بیاموزد!
نوشته مذکور بدون اشاره‌ای به پیشینه موضوع، یکباره سنگ و چماق از نیام! کشیده و بر سر احزاب اصلاح طلب ریخته و آن‌ها را متهم نموده که چرا بجای پرداختن به گوشت کیلویی ۱۰۰ هزارتومان، برای کنسرت و بزن بکوب دلشان غنج می‌زند؟
و باز هم گریزی به اعقاب اصلاح طلبی زده و با دادن آدرس غلط، از چند اصلاح طلب نامدار استان سخن بمیان آورده تا بخیال خود با تمجید از آن‌ها، به ایجاد اختلاف بین دو نسل دامن بزند.
این‌ها موضوع مهمی نبوده و چندان اسباب آزار و اذیت کسی نمی‌شود اما آنجا که وی با ابتدایی‌ترین جملات سعی در نمایش چهره‌ای عاقل و خردمند از خود دارد آزار دهنده و رنج آور است. چرا که این روزها هرکس کار نکرده‌ای دارد سراغ اصلاح طلبان را می‌گیرد و اشکالات عالم و آدم و گناه کرده و نکرده همه را به گردن ایشان می‌اندازد….
از شوربختی زمانه است که عده‌ای به تصور اینکه خوردن گوشت کیلویی کمتر از ۱۰۰ هزار تومان بر کنسرت ترجیح دارد حالا راه انتقاد و تخریب اصلاح طلبان را در پیش گرفته‌اند و به هر بهانه که شده فرار به‌جلو را بر قرار سر اصول خود ترجیح می‌دهند و برای انحراف افکار عمومی از ریشه و اساس این مشکلات، امروز غم نان مردم دارند و یادشان رفته که اعاظم قومشان به خوردن اشکنه توصیه می‌فرمودند!
این‌ها روزگاری از انقلاب به عنوان یک نهضت اخلاقی برای معنویت مردم سخن می‌گویند اما حالا برای تخریب دولت مستقر، همگی بر طبل نانخواهی کوبیده و سایر اصول را به فراموشی سپرده‌اند؟
جل الخالق که سیاست یک بام و دو هوا برازنده اندیشه و تفکر ایشان است که هرگاه رقیب در توسعه سیاسی و فرهنگی موفق باشد، به دنبال مطرح کردن مطالبات معیشتی مردم می‌روند و هر آن گاه که در تامین معاش ملت موفق باشد، کفن‌پوشان برای حفظ ارزش‌های اخلاقی خواستار استعفای  وزیر و مدیر کل  ارشاد می‌شوند  …
ما با اینها چه کنیم؟ به کدام سازشان برقصیم؟

کلمات کلیدی :