کد خبر: 49519تاریخ انتشار : ۱:۲۲:۱۳ - سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۷

آرمان فرهادی- پژوهشگر

خزان دولت در آستانه بهار

حال بد این روزهای دولت و در راس آن رئیس جمهور روحانی، بر کسی پوشیده نیست. زمانی‌که مردم در بهار، حماسه آفریدند و به تدبیر و امید آری محکمی گفتند شاید تصور چنین خزانی برایشان ناممکن می‌نمود. حتی از نحوه ادای کلمات، لکنت زبان‌ها در سخنرانی‌های اخیر (آن هم از شخصیتی که در سخنوری شهره عام و خاص است) و رنگ رخساره می‌توان به سر درون رئیس جمهور، پی برد. گویا پاشیدن بذرهای یاس و ناامیدی در جامعه توسط مخالفان خام او که از ابتدای روی کار آمدنش استارت آن زده شد، امروز در حال به ثمرنشستن است و عنان تدبیر را از کف او خارج کرده است.

خزان دولت در آستانه بهار

بی‌ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران می‌رسد با من خزانی می‌کند (شهریار)
حال بد این روزهای دولت و در راس آن رئیس جمهور روحانی، بر کسی پوشیده نیست. زمانی‌که مردم در بهار، حماسه آفریدند و به تدبیر و امید آری محکمی گفتند شاید تصور چنین خزانی برایشان ناممکن می‌نمود. حتی از نحوه ادای کلمات، لکنت زبان‌ها در سخنرانی‌های اخیر (آن هم از شخصیتی که در سخنوری شهره عام و خاص است) و رنگ رخساره می‌توان به سر درون رئیس جمهور، پی برد. گویا پاشیدن بذرهای یاس و ناامیدی در جامعه توسط مخالفان خام او که از ابتدای روی کار آمدنش استارت آن زده شد، امروز در حال به ثمرنشستن است و عنان تدبیر را از کف او خارج کرده است. ناپختگی برخی از این مخالفان مدعی انقلابی‌گری از آنجا عیان می‌گردد که مثال کسانی که بر شاخه درخت نشسته و آن را می‌برند (فارغ از آن که زیر پای خود را تهی می‌کنند)، در حقیقت به محبوبیت کل نظام ضربه وارد می‌کنند و سرمایه اجتماعی آن را به باد می‌دهند. کسانی که هنوز نمی‌دانند در این بازی بچگانه و در عین حال خطرناکی که به راه انداخته‌اند خشک و تر می‌سوزد و این دشمنان قسم خورده و تاریخی ملت ایران در اطراف ما هستند که از این اختلافات، بهره‌ای وافر خواهند برد. رئیس جمهور، درگیر جنگ رسانه‌ای و اقتصادی گسترده‌ای است که در داخل و خارج علیه او به راه انداخته‌اند. خارج نشینان و دولت‌های معاند هدفشان در ظاهر و باطن مشخص است و آن نابودی موجودیت کل نظام است. اما خودسران داخلی، هدفشان ناکارآمد جلوه دادن دولت فعلی و در نهایت برکناری آن است. غافل از آنکه در میدان دشمن بازی می‌کنند و آب به آسیاب آنان می‌ریزند. فی الواقع، اگر چه روحانی در چهار سال نخست توانست دستاوردهای بزرگی را در داخل و خارج (همچون برگرداندن ثبات به بازار و اقتصاد و همچنین برجام)، کسب کند اما دوره دوم ریاست جمهوری او با بداقبالی‌ها و دردسرهای عظیمی همراه بوده که اوضاع را از کنترل دولت تا حد زیادی خارج و به محبوبیت او ضربه محکمی وارد کرده است. مواجهه با آمریکا به رهبری دونالد ترامپ، نقطه آغاز این دشواری‌ها بود. از نظر نگارنده، خروج آمریکا از برجام و به دنبال آن فشار اقتصادی مضاعفی که (علی‌رغم تلاش‌های بزرگ دولت در این چند سال در راستای برگرداندن ایران به آغوش جامعه جهانی و شکست پروژه ایران هراسی)، به کشور وارد آمد، چیزی جز بداقبالی نیست. اما این بداقبالی با دردسرهایی که مخالفان دولت در داخل (با اعتراضات خود در دی ماه سال گذشته در مشهد و پس از آن در شهرهای دیگر) ایجاد کردند، همراه گردید و دشمنان را در آوردن فشار و گشودن تسمه از گرده ملت ایران جسورتر کرد. دریغا که هنوز این غائله ادامه دارد و منافع ملی در حال قربانی شدن در پای منافع شخصی و جناحی عده‌ای است که بر خلاف ادعاها، نه سخنان رهبر انقلاب برایشان حجت موجه است و نه به رای ۲۴ میلیونی رئیس جمهور و نظر نمایندگان ملت، اعتنایی می‌کنند. نمونه آن را در تصویب لوایح مربوط به FATF و اخیرا لایحه پالرمو دیده‌ایم. در حالیکه اظهر من الشمس است که نپوستن ایران به این نهاد و بازگشت مجدد آن(در کنارکره شمالی) در لیست سیاه این نهاد پس از اتمام مهلتش، مشکلات بزرگی همچون تشدید تحریم‌ها، دشوار شدن مبادلات تجاری، بانکی و سرمایه‌گذاری خارجی، تخریب رابطه با اتحادیه اروپا و بدبینی نظام جهانی نسبت به ایران و حتی مشکلات امنیتی و جنگ را به دنبال خواهد داشت، هنوز مخالفان آن، بدون هیچ دلیل منطقی باعث تاخیر در تصویب آن می‌شوند و با این کار در واقع اهداف غیر ملی و درگیری‌های جناحی و شخصی را بر منافع ملی ارجحیت می‌بخشند. این مشت نمونه خرواری از مشکلاتی است که برای دولت توسط مخالفانش به وجود آمده است و بیانگر این مسئله است که دولت در سایه و تعدد مراکز تصمیم‌گیری، امروز از موانع بزرگ پیشِ روی دولت در پیشبرد امور، (آن هم در شرایط جنگ اقتصادی و ضرورت فرماندهی واحد)، می‌باشد که به گفته رئیس جمهور، رهبری این مسئولیت را به ایشان سپرده است. مهمترین راهکار در عبور از این موانع بی‌شک حمایت رهبر انقلاب و تاکید مجدد ایشان بر همراهی با دولت و فرماندهی واحد در تصمیم‌گیری‌های کلان اقتصادی است که می‌تواند ساز و کار آن به صورت رسمی با درخواست رئیس جمهور توسط ایشان ابلاغ گردد. زیرا همانگونه که بیان گردید تضعیف دولت در حقیقت تخریب سرمایه‌های اجتماعی کل نظام است و باید با آن مقابله شود. رجوع به رای و نظر مردم در مسائل موجب اختلاف بر اساس قانون اساسی، از تدابیر دیگری است که دولت می‌تواند با همراه کردن نمایندگان آنرا به کار گیرد. از سوی دیگر سکوت رئیس جمهور باید شکسته شود. لب به سخن گشودن ایشان و گفتن آنچه که «موج می‌زند از سینه تا لبش» باید گام به گام، در صورت تداوم این روند صورت پذیرد تا بیش از این به محبوبیت او ضربه وارد نشود. از دیگر اقدامات اساسی در این زمینه تقویت قدرت رسانه‌ای دولت و استفاده از مشاوران زبده و توانمند در تشریح موانع و مشکلات داخلی و خارجی برای مردم است. قدرت رسانه‌ای ضعیف دولت حسن روحانی همیشه محل بحث مشفقان دولت بوده است که متاسفانه به آن توجهی نشده است. تقویت تعامل میان دولت و جریان اصلاحات، از رویکردهای مهم دیگری است که باید تقویت گردد. این امر نیازمند تغییر چند مهره اساسی در دولت است که محل نزاع اصلاح طلبان و دولت و مخل ارتباط مناسب میان آن‌ها در یکسال و نیم اخیر بوده است . اما در عرصه سیاست خارجی، مقاومت دولت در برابر هجمه‌های دشمن و تلاش برای ایجاد ائتلاف علیه آمریکا در منطقه غرب آسیا و اروپا با درپیش‌گیری یک سیاست خارجی مدبرانه، تنها راه ممکن است. همچنین، تلاش مضاعف برای بهبود اوضاع معیشت مردم و کنترل گرانی‌ها در داخل علی رغم همه دشواری‌ها، باید در راس برنامه‌های دولت قرار گیرد. همانگونه که گفته شد حمایت مستمر رهبری از دولت و همچنین زمینه سازی برای گفتگوی ملی، اصلی‌ترین راهکار برای شکست پروژه شکست دولت، تقویت سرمایه اجتماعی نظام و به تبع بهبود اوضاع کشور در سال پیش رو است.

کلمات کلیدی :