کد خبر: 5862تاریخ انتشار : ۰:۴۵:۱۸ - سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵

حمیرا حسینی یگانه- روزنامه نگار

زمستان اصولگرایان در شهر آفتاب

مروری برعملکرد و ائتلاف های موسمی این گروه طی سال‌های گذشته مؤید این نظر است که در این دوره از انتخابات هم آنان نخواهند توانست اختلافات خود را حتی برای دستیابی به یکی از قوای باقی مانده، کنار بگذارند

زمستان اصولگرایان در شهر آفتاب

اصول‌گرایان مثل همیشه برای ورود به عرصه یک انتخابات جدید، گروه بندی تازه‌ای را شکل می‌دهند تا شاید بتوانند به فرقه‌ها و دسته‌های گوناگونی را که خود را زیر چتر اصول‌گرایی معرفی می‌کنند، سر و سامانی بدهند. هر چند برخی از چهره‌های اصول‌گرا طی ماه‌های گذشته تلاش فراوانی برای سامان دادن به این لشکر بی فرمانده انجام داده‌اند، اما گویی هر دوره موفقیت آنان در همگرایی کمتر از قبل می‌شود.

جبهه مردمی نیروهای انقلاب که در زمستانی بی رونق شکل گرفت هر چند منابع مالی و رسانه‌ای خوبی برای شروع به کار گرفت و در این کسادی نشست‌های سیاسی توانست سه هزار نفر را در محفلی گرد هم آورد اما موفق نشد چهره‌های شاخص اصول‌گرایی چون ناطق نوری، علی لاریجانی ، بادامچیان و چهره‌هایی که این روزها خود را ” انقلابی” تر از بقیه می‌دانند چون آیت الله مصباح یزدی و سعید جلیلی را با خود همراه کند.

در حالی که اصلاح طلبان از ماه‌ها پیش بر اتفاق نظر بر حسن روحانی برای ریاست جمهوری سال آینده خبر داده بودند، جمنا اما در همین اولین خیز چنان با پرشماری نامزدها رو به رو شد که برخی آن را به تیم فوتبال تشبیه کردند و برای برخی ناظران یادآورتجربه سال گذشته انتخابات مجلس را داشت که به رغم همه تأکیدها و نشست‌ها و ائتلاف‌ها حتی نتوانستند یک نماینده از تهران به بهارستان بفرستند. معلوم نیست چه تغییری در ترکیب اصول‌گرایان مشاهده کرده که اینک در پی تک صندلی پاستور هستند.

در سالگرد هفتم اسفند، در حالی که اصول‌گرایان قدر و صاحب نام در لیست تهران از راهیابی به مجلس باز ماندند، باز اصولگرایان می‌خواهند گرد هم بیایند، اما گویی این بار سرعت انشقاق و اظهار نظرها سریعتر از سال‌های پیش است. انشقاقی که طی سال‌های گذشته بارها در تصمیم گیری‌های انتخاباتی خود را نشان داده و اختلافات دامنه‌دار جبهه اصول‌گرایی را در برابر انظار عمومی و رسانه‌های همگانی به نمایش گذاشته است. نبود چهره‌های شاخصی چون مرحوم عسگراولادی و مهدوی کنی، شکست اصول‌گرایان در انتخابات ریاست جمهوری دوره پیش و ناکامی لیست اصول‌گرایان در مقابل فهرست امید، و توصیه‌های مکرر ریش سفیدان و فعالان سیاسی برای یافتن حبل متین اتحاد نتوانسته است، بزرگان این جبهه را به مواضع مشترک نزدیک کند و به نظر می‌رسد در این دوره از انتخابات نیز اختلافات این جبهه خیلی زودتر از دوره‌های قبل خود را نشان داده است.

از فردای روزی که اجلاس جمنا برگزار شده تاکنون هر روز یکی از افراد شاخص اصول‌گرایی و یا یکی از نامزدهایی که نامش در لیست آمده، اظهار نظری می‌کند و به نوعی انتخاب و رأی گیری جمنا را زیر سؤال می‌برد. پایداری‌ها که همواره در معرفی نامزدها برای مجلس و ریاست جمهوری پیشقدم بودند و در محضر پدر معنوی خود آیت الله مصباح یزدی، نشست برگزار می‌کردند و ” اصلح ” را به همگان دیکته می‌کردند، این بار از اینکه جمنا بدون هماهنگی با آنان نام دو تن از نزدیکان پایداری‌ها را در لیست خود گذاشته اند نه تنها خوشنود نشده‌اند بلکه گلایه هم کرده‌اند و از این اقدام شگفت زده شده‌اند.

مؤتلفه که زمانی ریش سفیدان اصول‌گرایی را در میان خود داشت هم از لیست منتشر شده راضی نیستند. آن‌ها از ماه ها قبل ” میرسلیم” را به عنوان کاندیدای خود رسماً معرفی کرده بودند. ریش سفیدان اصول‌گرایی حتی برای نامزدی ریاست جمهوری هم کسی را کاندیدا کرده‌اند که بهار امسال ” هفتاد” سالگی خود را جشن می‌گیرد و گمانشان بر این است که میرسلیم “یک مای جمعی متعهد و یکپارچه” و به طریق اولی ” اصلح ” پیشکسوتان اصول‌گرایی است.

اما در میان همه نام‌ها آن کس که بیش از دیگران به سرعت در محافل خبری و رسانه‌ای جای خود را باز کرد، نام ابراهیم رئیسی بود. او که این روزها علاوه بر دادستان ویژه روحانیت، ریاست دفتر تولیت آستان قدس رضوی را هم به عهده دارد. فردی که طی نزدیک به چهار دهه بیشتر در مسند قضا بوده و خیلی همنشین سیاستمداران نبوده است. اما او هم خیلی زود  واکنش نشان داد و خدمت به ثامن الائمه را بر همه امور اصلح دانست و پرونده کاندیداتوری را پیش از باز شدن بست.

اظهار نظرهای انجام شده در همین چند روز نشان می‌دهد هر چند جمنا در مجموعه ” آفتاب ” همراهان خود را گرد آورده بود، اما نتوانست گرمایی برای جمع سرد اصول‌گرایان به ارمغان بیاورد و اختلاف نظرها بیشتر از آن بود که حتی بتواند آن‌ها را چند ساعتی زیر یک سقف ولو ” خانه‌ای آفتابی” دور هم آورد.

نشست‌های این‌چنینی که در پرونده اصول‌گرایان کم نیست، همه کارویژه انتخاباتی دارد و بس. با شروع هر دوره از انتخابات ائتلاف‌هایی چون دو به علاوه یک، پنج به علاوه شش و ….. شکل می‌گیرد اما نه تنها نمی‌تواند به یک نامزد واحد برسد،  حتی قادر نیست تا فردای انتخابات دوام بیاورد و یا حداقل یک رویه واحد برای انتخابات در پیش گیرد. سال‌هاست که اصول‌گرایان اساسنامه و مرامنامه می‌نویسند و دعوت به همگرایی می‌کنند، اما تا امروز هم موفق نشده‌اند به نقطه نظرات مشترکی برای لیست مشترک و کاندیدای واحد برای شرکت در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری دست یابند.

تنوع و گستردگی احزاب و گروه‌های اصول‌گرا به حدی است که بعید به نظر می‌رسد چتر واحدی توانایی جمع کردن آنان را به زیر خود داشته باشد. چتری که بتواند هم ناطق نوری و علی لاریجانی را در خود جای دهد و هم حسینیان و بذرباش را. جبهه‌ای که قادر باشد جبهه ایستادگی محسن رضایی و حامیان ولایت سرهنگ قالیباف را هم دربربگیرد. افرادی که هر یک خود را ” انقلابی “تر از بقیه می‌داند و اینک در برابر جمنایی قرار گرفته است که حتی انتخابات سال بعد ریاست جمهوری را ” انقلاب ۹۶” می‌داند. باید دید خود اصول‌گرایان در برابر چنین ادعایی چگونه موضع گیری خواهند کرد.

تجربه دو دهه گذشته نشان می‌دهد که اصول‌گرایان به دلیل تعدد مراکز تصمیم گیری از یک سو و تشدید اختلافات درون گروهی و کثرت افرادی که می‌خواهند ” خادم و منجی” ملت باشند، نخواهند توانست به ” یک اصلح” برای ریاست جمهوری برسند. مروری برعملکرد و ائتلاف های موسمی این گروه طی سال‌های گذشته مؤید این نظر است که در این دوره از انتخابات هم آنان نخواهند توانست اختلافات خود را حتی برای  دستیابی به یکی از قوای باقی مانده،  کنار بگذارند. توصیه و سفارش و ” تکلیف سیاسی” هم این بار مثل سابق راه به جایی نخواهد برد. اصول‌گرایان باید مثل مانند هر حزب و جریانی که وقتی از قدرت دور می‌شوند به آسیب شناسی خود پرداخته و با برنامه‌ریزی و ساختاری جدید به میدان می‌آیند، سیره عملی و نظری خود در سپهر سیاسی را طی سال‌های پیش را در دایره نقد و بررسی قرار دهند و با قبول مسئولیت اشتباه‌های سابق خود در به قدرت رساندن رئیس دولت نهم و دهم اول و تحمیل خسارات بی‌شمار بر اقتصاد و همبستگی اجتماعی از مردم عذرخواهی کنند و سپس برای جامعه پویای ایران،  برای سال‌های آتی و انتخابات  سال ۱۴۰۰طرحی نو در اندازند. رنگ و لعاب دادن به ساختارهای کهنه و تاریخ مصرف گذشته در عرصه سیاست راه به جایی نخواهد برد.

 

کلمات کلیدی :