کد خبر: 49377تاریخ انتشار : ۲۳:۱۲:۴۳ - شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷

قدیر گلکاریان- استاد دانشگاه

سرمایۀ پایدار ایران

ادبیات موجود در میان مسئولان در رده‌های مختلف کشور و بازتاب آن‌ها در رسانه‌های جمعی و به ویژه دست به دست شدنشان در فضای مجازی نشان می‌دهد که هیچکس به راستی به آینده ایران و نسل جوانی که امیدی به آینده کشور دارد، نمی‌اندیشد و تمامی افق‌های منتهی به امید و آرزو را با ابرهای تنگ نظری، سلیقه محوری، اصرار در پندارهای عقیدتی و سیاسی و بدتر از همه متظاهر کردن ذهنیت دگماتیک می‌پوشانند.

سرمایۀ پایدار ایران

ادبیات موجود در میان مسئولان در رده‌های مختلف کشور و بازتاب آن‌ها در رسانه‌های جمعی و به ویژه دست به دست شدنشان در فضای مجازی نشان می‌دهد که هیچکس به راستی به آینده ایران و نسل جوانی که امیدی به آینده کشور دارد، نمی‌اندیشد و تمامی افق‌های منتهی به امید و آرزو را با ابرهای تنگ نظری، سلیقه محوری، اصرار در پندارهای عقیدتی و سیاسی و بدتر از همه متظاهر کردن ذهنیت دگماتیک می‌پوشانند.

نسل نگران آرمان‌های انقلاب و دلسوختگان اعتلای کشور و به ویژه قشر جوانی که با چشمان نگران به هر سو نگر، از خود می‌پرسند که چه آینده‌ای در انتظارشان است؟ ناگفته پیداست که ابعاد بحران اقتصادی در کشور از آنچه که تصور می‌کنیم عمیق‌تر بوده و میزان تورم را در شرایط زندگی خانواده‌ها و سفره‌های رو به خالی شدنشان می‌توان درک کرد. حال فارغ از اینکه اسباب و علت این معلول چه بوده است. زیرا آنقدر نوشته شده که ذهن‌ها را دیگر تحمل تکرار مکررات نیست.

آنچه تلختر می‌نماید اینکه، بهای اعتقادات سیاسی را مردم می‌پردازند و از هر دهان غنچه شکفته‌ای، ترانه ارج نهادن به مقاومت مردم پیوسته سرازیر می‌شود. نباید فراموش کرد که وفاداری ملت به این سادگی نیست که با تمجید و تشویق مقطعی و شرایط ایجابی جلب شود و تصور همراهی ملی زمانی محقق می‌شود که به داشته‌ها و باورهای مردم در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و بالاخص فرهنگی احترام قائل شویم. به خصوص که اکنون نزدیک به نوروز هستیم و حساسیت‌های فرهنگی- تاریخی ملت می‌تواند هم جلب کننده و هم دفع کننده از وحدت باشد.

مشکل مهمتری که اکنون نسل جوان با آن مواجه است اینکه؛ اطمینان کافی و درخور خود را نمی‌تواند دریابد. همه می‌دانیم که مسئولین کشوری نه از مریخ آمده‌اند و نه متفاوت از ملت هستند. از بطن ملت بوده و با ملت عجین هستند. از این رو انتظار از مسئولین در هر صنفی اعم از لشکری و کشوری این است که درک درستی از ملت و خاستگاه‌های آن‌ها داشته باشند. ما به عنوان کشوری مهم در میان کشورهای منطقه و حتی جغرافیای سیاسی قرار داریم که بقاء ما مهمتر از همه چیز است. بقایی که بتواند ما را از هر جهت تضمین کند. بقایی که به قول سعدی علیه‌الرحمه، متکی بر پیکر واحد بوده باشد و خودمان را عضوی از بنی آدم جهانی بدانیم. البته ذکر این نکته، امر بر شبهه نشود که از پدیده جهانی شدن دفاع می‌شود.  نه خیر، بلکه سخن این است که در برابر پدیده جهانی شدن خودمان را با آنچه داریم و هستیم پاسدار بوده و نگذاریم نسل آینده ما که سرمایه پایدار و موتور حرکتی رو به جلو است، به دلیل ناامیدی از دست بدهیم.

به یقین باور دارید که از هر جبهه‌ای در فشار و تهدیدات هستیم. البته ضمن اینکه تهدیدات موجود نشان می‌دهد، بالاخره وجود و ماهیت ما برای کسانی غیر قابل تحمل است که فشارها زیاد می‌باشد. اما این را هم نباید نادیده گرفت که برخی از فشارها زاییده پندار، کردار و گفتار غیر نیک ماست. عملکردهایی که نه تنها موجب انزوای ما در سطح بین المللی می‌شود و دشمنان با انگشت اشاره به حقانیت ادعاهای خود مهر می‌زنند بلکه انزوای قدرت سیاسی را در ساختار داخلی هم موجب می‌گردد.

اظهار نظراتی که بعضاً از تریبون‌های مختلف اجتماعات و یا مصاحبه‌ها مطرح می‌شود که یکی از آن‌ها درهفته گذشته بسیار پرحاشیه بوده و ورود نیروهای خارجی برای ارج نهادن به ارزش‌های انقلاب را مطرح کرد، و باعث شد در فضای رسانه‌ای و مجازی تحشیه‌هایی بر این ادعا آورده شود که هر وطن پرستی را نگران کند. همه به این باور داریم که مفهوم مورد نیاز ما در کشور «عدالت» است و زمانی که این مفهوم در بین جامعه لوث شود، جایگزین کردن اعتماد پیشین در ذهن جامعه بسیار دشوار و شاید غیر ممکن باشد.

کشور ایران با پیشینه‌های تاریخی، با اخلاق و فرهنگ غنی، روحیه سالم همزیستی یکی از کشورهای بارزی است که هنوز هم در میان جوامعی که بدون تعصب به مسایل می‌نگرند، قطب مهم و قبله محبت و دوستی شناخته می‌شود. این کشور حق آرزوی یک آینده شاد را دارد! شادی و اطمینان و امید شانسی نیست که از قرعه‌کشی عاید ملت شود. شادی زمانی محقق است که صلح و آشتی، ایمان به زندگی امن و آینده‌ای حداقل روشن ولو دیررس مهیا شود. تاریخ کشورمان در شرایط کنونی مهمترین نقطه عطف تاریخی را پشت سر می‌گذارد و جامعه‌ای است که تقریباً تمام ابعاد آن متأثر از عوارض ناشی از فشارهای عمیق اقتصادی است. ملت از انقلاب وعده تحقق بهشت برین را نداشت و ندارد. بلکه انقلاب را ماحصل تلاش و خواسته جمعی دانسته و به پایش در بدترین شرایط و زیر آوارها و بمب‌ها و موشک‌های دوربُرد شلیک شده غیر قابل تخمین جان و مالش را با خلوص نیت فدا کرد. این ملت همان ملت است. اما نسلی که اکنون در پیش رو داریم از آن دوران فقط حکایات و اسطوره‌ها شنیده است و تصور آن حتی برایشان بسیار سخت است. لذا صبر و تحمل این نسل تأثیرپذیر بسی مشکل می‌نماید. لذا به زبان این قشر باید سخن گفت و به داد این نسل رسید که بتوانند علمدار آرمان خواهان دوران نخست باشند. کشور ما از نظر اجتماعی- فرهنگی دارای فرایندی پیچیده و چند بعدی است و سخن از اینکه همه در یک کشتی هستیم برای هر کسی قابل تعریف نیست. هیچ گزینه‌ای بهتر از آن نیست که اگر کاری را نمی‌توانیم پیش ببریم و دردی را در شرایط کنونی از ملت بکاهیم، حداقل بر روی رگ احساسات ملی و اعتقادی آن‌ها فشار نیاورده و با دست خود همه را مجذوب داده‌های فضای مجازی نسازیم. حکایت شکسته شدن یک قطعه چوب ولی عدم شکسته شدن دسته چوب را فراموش نکنیم و بدانیم که هیچکسی به اندازه خود ما به ما ترحم نخواهد کرد. چه خودمان، چه آرمان‌هایمان! زیرا قدرت از وحدت برمی‌خیزد.

کلمات کلیدی :