کد خبر: 49412تاریخ انتشار : ۲۰:۵۶:۲۹ - یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷

فریبا عباسی- مدیر مسئول روزنامه مستقل

چراغی که به خانه رواست

سالیانی ‌است که طی چندین دوره در دهه‌های مختلف شاهد مهاجرت دانشجویان و نخبگان و تحصیل‌کردگان ایرانی به خارج از کشور بوده‌ایم پدیده‌ای که به فرار مغزها معروف شد.

چراغی که به خانه رواست

سالیانی ‌است که طی چندین دوره در دهه‌های مختلف شاهد مهاجرت دانشجویان و نخبگان و تحصیل‌کردگان ایرانی به خارج از کشور بوده‌ایم پدیده‌ای که به فرار مغزها معروف شد.
در سال ۹۲ و طی همایش نخبگان فردا مقام معظم رهبری توصیه اکید بر استفاده از لفظ مهاجرت نخبگان برای این پدیده داشتند و فرمودند:
• «…جوانان و نیروی انسانی جوان برای ما فرصت است و برخلاف رژیم پهلوی که جوانان را به خارج می‌فرستادند تا آن‌هایی که نخبه هستند، آن‌هایی که سرشان به تنشان می‌ارزد به نظر آن‌ها، بروند و اینجا نباشند. در جمهوری اسلامی این‌جور نیست؛ جمهوری اسلامی متّکی به خود است، درون‌زا است، قدرت خود را در درون خود و در معنویّات خود و در موجودی خود میداند، لذا بزرگ‌ترین ثروت جمهوری اسلامی، در واقع نیروی انسانی او است؛ یعنی همین جوان‌های هوشمند، متعهّد، علاقه‌مند، درس‌خوان و آینده‌دار. خب، این جزو مسلّمات ما است…. وقتی رفتید یک‌جایی، حالا گیرم یک پولی هم گیرتان آمد، امکانات رفاهی هم -فرضاً اگر واقعیّت داشته باشد- گیرتان آمد، امّا شما آنجا در معده‌ی آزمندِ اجتماع‌های بیگانه هضم خواهید شد؛ [ولی‌] اینجا می‌توانید منشأ اثر باشید.»
اینگونه که از کلام مقام رهبری و سیاست‌های کلی نظام برمی‌آید جوانی که با هزینه این مردم تحصیل کرده و متعلق به این آب و خاک است پس از پایان تحصیلات باید برگردد و برای کشورش مفید و موثر باشد نه اینکه پس از سرمایه‌گذاری داخلی بر روی این جوانان به راحتی از آنان چشم‌پوشی کنیم و برایمان تفاوتی نکند که به کشور خود بازگردند، یا بمانند و از کشور پیشرفته اقامت و تابعیت بگیرند.
طی این سال‌ها بسیاری از خانواده‌ها و محققان هشدار فرار مغزها می‌دادند و حتی از کاهش ذخیره ژنتیک هوش و نبوغ بالقوه این خاک سخن گفتند، ولی مسئولین به ویژه مقامات وزارتخانه‌های علوم و بهداشت و صنایع و … کمترین توجهی به این خطر نداشتند زیرا به گمان واهی یا بر این تصور بودند که «اصولا مهاجرین به موطن خویش بازمی‌گردند و دلیلی برای نگرانی وجود ندارد» یا احتمالاً «بود و نبود این نخبگان چندان برایشان مهم نیست حتی از حیث به خطر افتادن صندلی ریاست در صورت وجود رقبای قدری همچون نخبه به وطن بازگشته»، موافق بازگشت نخبگان هم نبودند.
اما امروز انتشار سخنان جناب ابومحمد مرتضوی مسئول نهاد نمایندگی رهبری در امور دانشجویان ایرانیِ خارج از کشور، جامعه دانشگاهی کشور را در بهت و حیرت فرو برد. ایشان فرمودند:
• « دانش آموختگان ایرانی تحصیل کرده در خارج از کشور در داخل به سادگی جذب بازار کار نمی‌شوند، از این رو برای جلوگیری از سرخوردگی آن‌ها بهتر است که به کشور بازنگردند.»
اینکه مسئول نهاد نمایندگی رهبری سخنانی را کاملا برخلاف نظر صریح رهبر اظهار کند و جوانان را به ماندن در خارج از کشور تشویق کند نشانه ضعف مسئولین حاضر است که توانایی ایجاد شغل و تامین آینده مالی برای جوانان را ندارند.
شواهد نشان می‌دهد تمام نگرانی‌ها در مورد فرار مغزها واقعی بوده و البته طی ده یا بیست سال اخیر هیچ برنامه قابل اجرا و پایدار برای این مسئله تدارک دیده نشده است.
حتی توصیه و فرامین رهبری در این حوزه کاملا بر زمین مانده و هنوز برنامه‌ واقعی برای اشتغال و آینده نسل جدید وجود ندارد. وقتی نسل تحصیلکرده و نخبه ایرانی خارج از کشور را «منشأ اثر» ندانید و برایتان بازگشت و ماندن آن‌ها علی السویه باشد، وقتی ایجاد اشتغال میلیون‌ها تحصیلکرده بدون رانت و پارتی را جزء وظایف خود نشناسید، طبیعی خواهد بود که بگویید به وطن خویش بازنگردید چون سرخورده می‌شوید. چون مشاغل حساس و مهم و موثر در آینده ایران در اختیار شما نخواهد بود. اما در‌های اروپا و آمریکا برخلاف خانه پدری به روی شما باز است. و به شما همچون فرزند خود جا می‌دهد. البته خدا را هزاران بار سپاس می‌گوییم که جناب مرتضوی و مسئولین امر، به جوانان جویای شغل و پایبند به خانواده و وطن، توصیه نکرده‌اند به مهاجرت یا تحصیل و یا کارگری در خانه بیگانگان پناه ببرند.
تو گویی هزاران سال پیشینه و تاریخ این سرزمین تنها برای خلقت و مدیریت این مقامات و مسئولین بوده و فردای پس از این مدیران هر چه بر سر این آب و خاک بیاید دیگر اهمیتی ندارد.

کلمات کلیدی :