کد خبر: 28817تاریخ انتشار : ۵:۲۴:۳۸ - چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۶

نقش مخرب مدیران همه فن حریف و انحصارطلب!

چگونه همه دکتر و دلال می‌شوند؟

تردید نباید کرد، مدیریت بی­ثبات و مدیران انحصارطلب و چندین شغله کشورمان، بیش از سه دهه شکاف طبقاتی، بحران مدیریتی، حقوق‌ها و دریافتی‌های نجومی را که کینه‌های درونی و اجتماعی را دامن می زند و گسترش می‌دهد، بسی عمیقتر کرده‌اند تا جائی­که، امنیت روانی، اجتماعی و ملی ایرانیان را به مخاطره جدی افکنده است.

چگونه همه دکتر و دلال می‌شوند؟

نقی آقالو- روزنامه ­نگار

تردید نباید کرد، مدیریت بی­ثبات و مدیران انحصارطلب و چندین شغله کشورمان، بیش از سه دهه شکاف طبقاتی، بحران مدیریتی، حقوق‌ها و دریافتی‌های نجومی را که کینه‌های درونی و اجتماعی را دامن می زند و گسترش می‌دهد، بسی عمیقتر کرده‌اند تا جائی­که، امنیت روانی، اجتماعی و ملی ایرانیان را به مخاطره جدی افکنده است.

اکنون سمبل‌ها و نمونه‌های عینی این­گونه مدیران که اشتهای سیری ناپذیری در جذب رفاه، امکانات، پول و حقوق و پاداش و… از خود نشان داده و می‌دهند! شناخته شده و شهره آفاق‌اند! اما تلاش ویرانگرشان در این سی چهل سال، موجب آن شده که پدیده بی­ثباتی، آشفتگی. چند شغلی و… در همه تار و پود کشور ریشه بدواند و همه اقشار جامعه را از فقیر و غنی و از مرد و زن و… وارد بازی «شناسایی موقعیت‌ها و شکار پول!» کند!

این استعدادهای درخشان! اداری می­گویند، چه اشکالی دارد یک مدیر، رئیس یا وزیر، همزمان در زمینه‌ها و پست‌های مختلف، ایفای نقش کند؟ هم سر در توبره کند و هم از آخور بخورد!

به گمان برخی، شاید این نوابغ ملی! از استعدادهای خدادادی، درونی و ذاتی برخوردار باشند که آنان را در انجام وظایف گوناگون و مهم یاری می‌دهد! اما سؤال این است که چگونه تعداد کثیری از این نوع نوابغ دوران! در این بازه زمانی، مجال ظهور یافتند؟!

حال از آنجا که طبق تئوری‌های صاحب­نظران علم مدیریت و سازمان و رفتار سازمانی، هر شغل و کار و مسئولیتی، روحیه و خصلت و رفتار ویژه خود را می‌طلبد، جای این سؤال هست که این افراد نخبه! چگونه خطر اختلال شخصیت را بر اثر قبول مشاغل و مدیریت‌های متنوع! از خود دور می‌کنند و از گزند روحی و رفتاری آن در امان می‌مانند؟

به سرویس‌های گزارش روزنامه‌ها پیشنهاد می‌شود، موضوع مورد اشاره را دستمایه گزارش و تحقیق میدانی خود قرار دهند و مجامع علمی و جامعه شناسی کشورمان نیز روشن سازند، این نخبگان تازه به دوران رسیده نوظهور با اشتهای سیر ناشدنی! آیا براستی، جریانی است نوآور و خلاق در اداره امور کشور یا پدیده ایست، فاجعه بار و ویرانگر علم و اخلاق و فرهنگ و عدالت و تمدن کشور؟!

در این باره هنوز حرف‌های زیاد کتمان شده، باقیمانده!

 

کلمات کلیدی :