کد خبر: 49640تاریخ انتشار : ۲۳:۰۶:۲۷ - چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۷

پرویز محمدی- روزنامه‌نگار

کاری که اختلاس کرد!

منزل یکی از ریش سفیدان فامیل دعوتیم، ناگهان زنگ در به صدا در می‌آید، همسر صاحبخانه آیفون را خیره خیره می‌نگرد و رو به شوهرش می‌گوید مامور کمیته امداد است و آمده صندوق صدقات کوچکی که گوشه حیاط خانه آویزان است را خالی کند، ناگهان صاحبخانه با دست به پیشانی‌اش میزند که ای وای اون صندوق کاملاً خالیست و در این چند ماه هیچ پولی در آن نریخته‌ام، یکدفعه پسر مهندس بیکار خانواده می‌گوید؛ ولش کن بابا برن از ب.ز. بگیرن!

کاری که اختلاس کرد!

یکم:
منزل یکی از ریش سفیدان فامیل دعوتیم، ناگهان زنگ در به صدا در می‌آید، همسر صاحبخانه آیفون را خیره خیره می‌نگرد و رو به شوهرش می‌گوید مامور کمیته امداد است و آمده صندوق صدقات کوچکی که گوشه حیاط خانه آویزان است را خالی کند، ناگهان صاحبخانه با دست به پیشانی‌اش میزند که ای وای اون صندوق کاملاً خالیست و در این چند ماه هیچ پولی در آن نریخته‌ام، یکدفعه پسر مهندس بیکار خانواده می‌گوید؛ ولش کن بابا برن از ب.ز. بگیرن!

دوم؛
در صف نانوایی ایستاده‌ام، نان تافتونی که در چند سال پیش با کمترین قیمت می‌شد خرید الان به هفتصد تومان رسیده است! کارتُن‌خوابی که دندان‌هایش را فدای مواد کرده، رو به شاطر کرده و می‌گوید؛ اوستا یه دونه نون بهم بده چند روزه چیزی نخوردم، دارم می‌میرم…
شاطر با اکراه نانی را از زیر پیشخوان نانوایی که وسطش سوخته و معلوم است برای نان خشکی کنار گذاشته به مرد ژولیده می‌دهد!
مرد نگاهی به نان می‌کند و می‌گوید؛ حاجی اینو که سگ نمی‌خوره، خدا خیرت بده یه دونه داغشو بده!
شاطرِ عصبانی فریاد زنان می‌گوید؛ برو گمشو همینم از سرت زیاده، برو از اون‌ها که دارن مملکتو می‌برن و می‌خورن نون بگیر!

سوم:
در تره‌باری مشغول جدا کردن خیار و گوجه هستم، مردی وارد می‌شود و چشمش به سینی باقالی می‌افتد و رو به صاحب مغازه کرده و می‌گوید: حاجی باقالی دیروز دو تومن بود، حالا شده سه تومن؟!
فروشنده در پاسخ با طعنه می‌گوید؛ مگه خبر نداری سیل اومده، بار نمیاد، همینم به زور گیر آوردم!
خریدار تعجب کنان پاسخ می‌دهد: کِی سیل اومده؟ کجا؟ چرا خبردار نشدیم؟ قبلنا که سیلی، زلزله‌ای میومد همه جا چادر میزدن پول جمع می‌کردن، اگه سیل اومده پس چرا خبری نیست؟!
فروشنده با لبخند تمسخر آمیزی گفت: ای آقا اونقدر دزدیدن که دیگه روشون نمیشه از ملت گدایی کنن!

بله اختلاس فقط به یغما رفتن ثروت ملی نبود، آنچه بیشتر و مخربتر از  بُعد اقتصادی رُخ می‌نماید، نابودی فرهنگ بخشندگی مردم کشور است. شاید شما هم با این تصاویری که گفتم روبرو شده باشید و اکنون باید پرسید که چگونه مردمی که برای کمک به جبهه‌ها، زلزله‌زدگان رودبار و بم، حتی برای افغانستان پول جمع می‌کردند و کامیون کامیون اجناس می‌فرستادند به جایی از بی‌تفاوتی رسیده‌اند که حاضر نیستند سرسوزنی ببخشند!، کاری که اختلاس کرد مهمتر و عمیق‌تر از به تاراج رفتن ثروت کشور بود، نابودی فرهنگِ بخشیدن در اطراف ماست!
کمی بیشتر دقت کنید سنگدلی بیشتر شده است! کاری که اختلاس کرد!

کلمات کلیدی :